http://www.facebook.com/pages/Bahram-Moshiri/121076271037
Sunday, March 11, 2012
Monday, November 28, 2011
جلسه پرسش و پاسخ با استاد بهرام مشیری در فضای مجازی ..موضوع:علل ناکامی ایرانیان در دستیابی به آزادی و دموکراسی

Sunday, July 24, 2011
هویت ایرانی یا هویت اسلامی؟ از: شکوه میرزادگی

از زمانی که انقلابیون مسلمان سرزمین ما را به زیر سلطه ی اسلام سیاسی بردند، یعنی سرزمینی را که همه ی دلایل ماندگاری اش، داشتن هویتی است برگرفته از فرهنگی گسترده، بی تبعیض و غیر انحصاری، در انحصار فرهنگی تک ساحتی قرار دادند، پدیده ای به نام «هویت اسلامی»، به جای هویت ملی یا هویت ایرانی بر دهان متفکران و سیاستمداران مذهبی حکومت اسلامی رايج شد. قبل از آن، اگر از «هویت اسلامی» سخنی گفته می شد معنایش هویت مذهبی مردمانی در سراسر جهان بود ـ اعم از ایرانی و ترکیه ای و عربستانی، و عراقی و فلسطینی و غیره و غیره. اين مردمان علاوه بر انواع ديگر هويت خود (همچون هويت قومی، ملی، منطقه ای...) صاحب یک هویت مذهبی واحد هم بودند اما این هویت به هیچ وجه جای ديگر هويت های اين افراد و بخصوص هويت ملی شان نمی نشست و صرفاً در ارتباط با عقاید مذهبی آنان به کار برده می شد. برای خود این مسلمانان رنگارنگ نيز، همچنان که تا کنون، هویت اسلامی شان ربطی به هویت ملی شان نداشت. با این که برخی از این کشورها آن گونه که ما، صاحب مردمانی با اعتقادات مذهبی متفاوت نیستند
اما حکومت اسلامی همانطور که عنوان جمهوری را با عنوان اسلامی مخلوط کرد و از آن معجونی غریب و دهشتناک ساخت و به خورد مردم داد، سی و دو سال است که کوشش کرده تا در ایران هویت اسلامی را به جای هویت ملی یا هویت ایرانی جا بیاندازند. اما، از آنجایی که این تلاش با ویران کردن های عمدی نشانه ها و میراث فرهنگی و طبیعی ایرانیان، در گوشه گوشه ایران، همراه بوده، می توان ديد که در پی اين همه سال نقشه کشیدن ها نه تنها کارساز نبود بلکه واکنش های فراوانی را در مردم بوجود آورده و توجه آن ها را به پاسداشت ملی و میراث های فرهنگی بیش از هميشه برانگیخته است. به شکلی که گاهی این توجه به تاریخ و فرهنگ، به خصوص در بخش قبل از اسلام آن، حالتی افراطی و غلوآمیز به خود گرفته است
با آغاز جنبش سبز و علنی شدن توجه ايرانيان به حاکميت ملی شان، همراه با بحران همه جانبه ی ای که حکومت اسلامی با آن دست به گریبان است، از يکسو شاهد متوسل شدن این حکومت به خشونت و خفقان هر چه بیشتر بوده ايم و، از سوی ديگر، می بينيم که ماجرای «هویت اسلامی» به عنوان واکنشی جدی در رویارویی با هویت ایرانی یا هویت ملی ايرانيان از سوی آن ها به کار گرفته می شود
به ويژه در ماه های گذشته، هر آیت الله و امام جمعه و شیخ و ملایی، و هر به اصطلاح نماینده ی مجلسی، و هر سیاستمدار و متفکر مذهبی وابسته به حکومتی میان حرف هایش از چیزی به نام «هویت اسلامی» سخن می گوید و تاکید می کند که: «هویت ما اسلامی است و نه ایرانی». من در این جا سه نمونه از گفته های این افراد را که دو تای آن در نشریات رسمی دولتی منتشر شده و در واقع به نوعی تفکر کل حکومت اسلامی را مطر ح می کند برایتان می آورم
آقای صادق خرازی، سفیر سابق حکومت اسلامی در فرانسه و همراه همیشگی و مشهور حکومتی، هفته پیش در یک نشست، به قول خودشان، دیپلماسی طی سخنانی گفته است که
«...چگونه ايالات متحده با تناقض هاي آشكار در سياست خود در عربستان، يمن، بحرين، ليبي، تونس، مصر و سوريه، خواهان تبيين الگوهاي جديد دمكراتيك است؟ مردم مهمترين عامل تغيير در خاورميانه هستند و موضوع هويت اسلامي اساسي ترين بخش تشخيص اين نهضت هاست
او در طول سخنانش نه تنها از کشورهای خاورمیانه به عنوان «دنیای عرب و اسلام» نام می برد بلکه کلامی هم از هویت ملی و ایرانی ما به ميان نمی آورد. و آنگاه که از «استقلال» و «ناسیونالیسم واقع گرا» سخن می گوید نیز منظورش «استقلال دنیای اسلام» و «امت اسلامی» است
مورد دیگر گفته های آقای عبدالله زارعی است، که سایت خبرگزاری فارس از او به عنوان تحلیگر سیاسی نام برده است. او در سی ام تیر در مصاحبه ای که عنوانش «هویت اسلامی ما بر هویت ایرانی مان اولویت دارد» می گوید:«کسانی که در کشور ما دم از ملی گرایی می زنند و اسلام را مقوله درجه دوم معرفی می کنند، اگر موقعتی دارند به واسطه شعارهایی است که در مورد اسلام داده اند، امروز این نه فقط اشتباه و خیانت است بلکه از بین بردن فرصت است. امروز ایران این فرصت را دارد که از ظرفیت کل اسلام برای اهداف بلند اسلامی استفاده کند و خودش در قله ی این ماجرا بنشیند. اگر ما شعار ملی گرایی بدهیم چطور می خواهیم از این ظرفیت استفاده کنیم؟ قطعا هیچکس از شعار ایران منهای اسلام خشنود نخواهد شد. هیچ مسلمان اندونزیایی علاقه ی خاصی به پدیده ای به نام ایران ندارد و اگر دارد به خاطر این است که ایران پرچم اسلام، دفاع از فلسطین و مقابله با آمریکا را برافراشته نه این که ایران دارای موقعیت جغرافیایی است
توجه کنيم که اين «ملی گرایی»، حتی وقتی در سخن آیت الله خمینی خطاب به دکتر مصدق و پیروان او بود، ربطی به يک تشکل سياسی به نام «جبهه ی ملی» ندارد و هدف اش ایران مداری فرهنگی است. یعنی این جماعت از ابتدا تا کنون با هویت ایرانی ما است که سر ستیز داشته و دارند
اين تحلیلگر سیاسی جمهوری اسلامی معتقد است که: «اسلام هويت يك انسان را تشكيل ميدهد و اگر نباشد آدمي از هويت الهي تهي ميشود در حالي كه ايرانيت يك ظرف است
و البته محبت فرموده و ظرف را، یعنی ایران را مهم و مقدس به حساب آورده است. و حتماً مهم بودن و مقدس بودن آن از آنجاست که ایشان فقط اسلام را در این ظرف می بینند. و گرنه اگر که ایشان هم لامذهب و مجوس و مذاهب دیگر را در آن ببنند آن را ظرفی نجس به حساب خواهند آورد
شخص دیگری که من گفته اش را به عنوان نمونه در این جا می آورم، آیت الله صافی گلپایگانی، از مراجع تقلید است که اخیر شعر بلندی را خوانده که گویا سروده ی حجت الاسلام رسول جعفری است و در سراسر آن به رد ایرانیت و فرهنگ ایرانی با همان عنوان مجوس پرداخته و به جایش تکیه بر هویت اسلامی به عنوان نجات دهنده مردمان از جهل پرداخته است. من فقط بخش کوچکی از شروع این شعر را نقل می کنم
ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست
فخری به داریوش و به اسفندیار نیست
مرده است دور رستم و سیروس و کیقباد
ما را به جاهلیت آن دوره کار نیست
در سایه محمد و آل محمدیم
برتر از این برای بشر افتخار نیست
ابنای دین و سوره توحید و کوثریم
بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست
اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است
هر کس نداشت در دو جهان رستگار نیست
و با این بیت هم پایان می گیرد
از جاهلیت مجوس نگیریم رسم و راه
ما را به جز ولایت مهدی (ع) شعار نیست
این ها در واقع بخشی از مودبانه ترین نمونه هاست از سخنانی که سی و دو سال است بر زبان حکومتی ها و سیاستمداران و متفکران و ادبایش می گذرد. به ناسزاها و اهانت های ریز و درشتی که همواره از جانب اين افراد (مثل آيت الله مطهری) به هویت ملی و ایرانی ما شده، کاری ندارم. همین طور در این جا کاری به این ندارم که روش این جماعت چقدر شبیه به روش اشغالگرانی است که سرزمین رقيبی بزرگتر از خود را اشغال کرده و سعی دارند تا آن را از هویت خودی اش تهی کنند تا بتوانند بر آن به راحتی حکومت برانند
هویت چیست؟
در ساده ترین تعریف می شود گفت که هویت یعنی شناسه، یعنی چیزی که ما به وسیله ی آن شناخته یا شناسایی شویم
برای همین هم به انواع و اقسام کارت های شناسایی (از شناسنامه گرفته تا کارت دانشجویی و گواهینامه رانندگی و پاسپورت و غیره) که در مراحل مختلف زندگی معرف ما هستند می گویند کارت هویت
در تعریف گسترده تر و اصلی تر آن، هویت یعنی جهان بينی و فرهنگی که در روان هر فرد آدمی نهادينه می شود و کار شناسه را برای ما انجام می دهد. یعنی کل آن چه هایی است که در مجموعه ی کارت های شناسایی ما، دیداری و گفتاری و نوشتاری، وجود دارد. از نام و نام فامیل ما گرفته تا زبان ها و تاریخ و مذهب های ما و تا سنت ها و آیین ها و داشته ها و دانسته های ادبی و علمی ما، وهمه ی آنچه که موجودیت غیر فیزیکی اما زنده ی ما را در گستره ی يک تاريخ و جغرافيای معین تشکیل می دهد. که نامش کشور و یا سرزمین است. یک جغرافیا سياسی ـ فرهنگی با نامی قراردادی
به این ترتیب اگر خاک ایران در سراسر کشور و یا سرزمین ما ـ با همه ی دشت ها و درخت ها و کوه ها و رودخانه ها و دریاهايش ـ آفريننده ی مادی هویت يک فرد ايرانی باشند فرهنگ منتشر در کل این جغرافیا نیز روح و جان او شناخته می شود. يعنی وقتی از هویت ایرانی سخن می گوئيم به این توجه داريم که یک مجموعه ی فیزیکی و یک مجموعه ی غیر فیزیکی سازنده ی این هویت هستند. حال دينی از يک تاريخ و جغرافيای ديگر به سرزمين ما آمده است و ابتدا با زور شمشير و بعدها با ابزاری دیگر در فرهنگ ما قرار گرفته است. جزیی از فرهنگ ما شده اما مثل هر بخش دیگری نتوانسته است که آنچه را که پيش از آمدنش وجود داشته کلاً در ضمير و حافظه ی ما از بين ببرد. ما حتی همين دين وارادتی را هم به همت اندیشمندان و عارفان و حکما و شاعران مان صورتی بومی بخشيده ايم. اسلاميست ها اما همين بومی شدگی را دوست ندارند و آن را مانع راه چيزی خوش خيالانه به نام «وحدت عالم اسلام» می دانند و معتقدند که اين وحدت زمانی بوجود خواهد آمد که هويت های ملی از ميان برداشته شوند. آنها ملی گرایی را کوشش برای هويت ملی می دانند و با آن می جنگند
هویت ما از نظر قانون بین المل
در جهان امروز، و براساس قوانین بین المللی، خوب یا بد، درست یا نادرست، انسان ها در یک جامعه معين، یا یک سرزمین معين، ابتدا با ذکر تعلق سرزمينی شان که همان ملی شان باشد شناخته می شوند و سپس با تفاوت های فرهنگی شان. یعنی اولین چیزی که ما را با آن می شناسند سرزمين ما است که نامش در سازمان ملل متحد ثبت شده است. من انسان مقیم کره خاک وارد هر کشوری که بشوم اولین کارت شناسه ای که از من می خواهند پاسپورت یا گذرنامه ای است که نام سرزمین یا کشور من در آن نوشته است. برای آن ها چه من شکوه باشم چه فرانچسکا، چه هرمز باشم چه مایکل فرقی نمی کند.وقتی من را به رسمیت می شناسند که نام سرزمینم مشخص باشد. همین طور که چه فارس باشم و چه کرد، و چه مسلمان باشم، چه مسیحی، و چه سفید باشم و چه سياه برای آن ها تفاوتی ندارد و من باید ابتدا ثابت کنم که از سرزمینی آمده ام که آن ها می شناسند. یعنی هویت من با نام سرزمینم درآمیخته و شناسایی می شود و اجازه ورود به من، به عنوان موجودی با هویت ایرانی داده می شود. تازه در آن کشور است که اگر کسی از من بپرسد توی ایرانی از کجای ایران آمده ای؟ می توانم بگویم که من کردم و از کردستان آمده ام، یا اگر کسی بپرسد که توی ایرانی چه مذهبی داری (که معمولا مردمان کشورهای پیشرفته کاری به مذهب کسی ندارند و آن را به عنوان امری خصوصی می دانند) می توانم بگویم مسلمان هستم یا زرتشتی، یا زبان مادری من فارسی است یا ترکی و یا این که اصل و نسبم به کدام تاریخ و کدام نژاد می رسد
هویت اسلامی چیست؟
گفتم که مجموعه ی جغرافیایی سرزمینی به نام ایران، و مجموعه ی تاریخ، زبان ها، مذهب ها، سنت ها، آیین ها و داشته ها و دانسته های ادبی و علمی درون این جغرافیا، همگی در مفهومی به نام فرهنگ. هویت ما را تشکیل می دهند. تعریف فرهنگ با این اجزایی که شمرده شد در دانشنامه های معتبر جهانی وجود دارد و به ما می گوید که اسلام یکی از اجزای فرهنگی یا هویتی ما را تشکیل می دهد. همانگونه که دين زرتشتی يا مسحیت یا دیگر ادیان
برکنار از این که کدام یک از اين اديان چند میلیون یا چند هزار پیرو داشته باشند، همگی تنها بخشی از فرهنگ ما، یا هویت ما را تشکيل می دهند. اما ما در سال 1357 ناگهان گرفتار مساله ی عجیبی شدیم یعنی انقلابی در سرزمین ما رخ داد که مدعیان یا صاحبانش آن را انقلاب اسلامی نام نهادند. و از آن روز پایشان را در یک کفش کردند که هویت ملی ما را منکر شده و بجای آت هويت اسلامی را بگذارند. در واقع این گروه که زور دارند و اسلحه دارند و ثروت های ملی ما در دست آن هاست، می خواهند که میلیون ها انسانی را که در ایران زندگی می کنند از هویت ایرانی خود خالی کنند. آنها می خواهند که میلیون ها آدمی که مجموعاً مسیحی، یهودی، زرتشتی ها، بهایی ها و حتی اهل تسنن بشمار می روند و نيز صاحبان هر دین و مذهب دیگر و یا همه ی بی مذهب ها را که با نخ رابطه ای بنام ايرانيت بهم وصل اند بی هویت کنند. در اين روند حتی بخش بزرگی از مسلمانان که هویت خودشان را ایرانی می دانند نیز از هویت خود خالی می شوند.
در طول تاریخ بلند ما، و حتی پس از این که اعراب به کشور ما آمدند و مذهب بسیاری از مردمان به زور یا به دلبخواه (در این جا فرقی نمی کند) تغییر پیدا کرد، در هر حکومتی که داشته ایم، اعم از ترک یا فارس، یا عرب، کسی به هویت ملی ما و به هویت فرهنگی ما که از آغاز انحصاری نبوده و همیشه متشکل از مجموعه ای رنگارنگ و زییا بوده کاری نداشته است. اما این جماعت نه تنها اصرار دارند که ما را از هویت ملی مان تهی کنند، اصرار هم دارند که ما بپذیریم که همیشه هویت ما اسلامی بوده است. در حالی که خود آن ها هم می دانند که حتی عنوان کردن چنین چیزی در ارتباط با یک سرزمين تاريخی که قرن ها پيش از پيدايش اسلام وجود داشته است کاری غیر طبيعی و غير انسانی و حتی غير قانونی است. چرا؟
فرض کنید که شما فردا به چین و روسیه و حتی سوریه و لبنان (که حکومت اسلامی دار و ندار مان را به آن ها داده است) برويد و جلوی مرز گذرنامه ای را به آن ها نشان دهید که در آن در برابر واژه ی «مليت» به جای ایران نوشته شده باشد اسلام. کدام یکی از این کشورها حاضرند که شما را به درون راه بدهند؟ که سهل است؛ آنها شما را به عنوان جعل گذرنامه دستگیر هم می کنند.
یعنی حکومت اسلامی حتی نمی تواند این کشورها را وادار کند که تن به این هویت ساختگی بدهند. و این درست همان هویت غیر قانونی و اجباری است که حکومت اسلامی می خواهد بر میلیون ها تن از مردم یک سرزمین تحمیل کند و اين برنامه را به طور صریح و روشن در قانون اساسی خود دارد. اصل هفدهم این قانون می گوید: «به حكم آيه ی كريمه (ان هذه امتكم امة واحده و انا ربكم فاعبدون) همه مسلمانان يك امت اند و دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است سياست كلي خود را بر پايه ی ائتلاف و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد و كوشش پي گيري به عمل آورد تا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد».
در واقع، اين حکومت می کوشد تا به حکم فقط یکی از کتاب های مقدسی که در ایران مورد قبول است، نه تنها همه ی مسلمانان اين کشور را از هویت ایرانی شان تهی کند، که غیر مسلمانان را، با و بی هر مذهب و مرامی، از جمعیت ایران حذف می کند.
تازه اين وظیفه ای که برای حکومت اسلامی مقرر شده یک سیاست کلی است بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی. یعنی ارتباط و تبادل طبیعی بین ملل را هم حذف کرده و و فقط قصد وحدت بخشیدن سیاسی و اقتصادی و فرهنگی مسلمانان را وظیفه اين حکومت می داند. اين حتی در ميان معتقدان به قراردادی بودن مرزهای سياسی و لزوم تشکيل اتحاديه های اقتصادی و فرهنگی نيز امری غير طبيعی است
و همين غيرطبيعی بودن رفتارهای اسلاميست ها سبب شده که به صورتی واکنشی آغاز دوران بيداری فرهنگی ـ ملی ما شروع شده و روز به روز گسترش بیشتری پیدا کند. هرچه اسلاميست ها عليه هويت ما تاخت و تاز می کنند اين هويت بيش از پيش در وجود ما شعله می کشد و راه های اتحادی ملی را برای ما روشن می سازد. اتحادی که می تواند سازنده ی ایران بی تبعیض فردا باشد
برگرفته از سخنرانی در تالار عصر روشنگری
23 جولای 2010
shokoohmirzadego@gmail.com
Monday, June 20, 2011
Monday, June 6, 2011
جلسه پرسش و پاسخ با استاد بهرام مشيري در فضای مجازی

جلسه پرسش و پاسخ با استاد بهرام مشيري در فضای مجازی _ مسنجر پالتاك
شنبه
18 June 2011
خرداد 28 2550 سال پس از منشور حقوق بشر كورش
ساعت : 10:30 شب به وقت ايران
مكان : مسنجر پالتاك
تالار : ايران عصر روشنگري
-----------------------
IRAN Asre Roshangari
Category : Asia
Subcategory : Iran
----------------------
جهت دانلود مسنجر پالتاك از لينك زير استفاده نماييد
http://www.paltalk.com/
اموزش نصب و استفاده از پالتاك از طريق لينك زير
توجه فرماييد به جاي اسم تالار ديگري كه در لينك اموزشي است اسم تالار ايران عصر روشنگري را به لاتين در جستجو تالارها استفاده كنيد
IRAN Asre Roshangari
http://www.youtube.com/watch?v=EO3Y5ggFAs8
جهت اطلاعات بيشتر يا تمايل به شركت در پرسش و پاسخ لطفا با ايميل زير تماس بگيريد
Email : iranasreroshangari@gmail.com
http://www.4shared.com/audio/IMu01oSJ/moshiri.html
Thursday, April 14, 2011
نصيحت زنده ياد احمد كسروي به محمد رضا پهلوي _ يكي مو مي ديد و ديگري پيچش مو
Thursday, March 31, 2011
حقوق بشر اسلامي و دموكراسي اسلامي اخوندي _ صدور حکم کشتار همجنس گرایان توسط محسن کدیور
۱۱. با سلام تعارض اسلام سنتي با حقوق بشر در ضمينه انتخاب جنسي امري است كه در سوالات از قلم افتاده. آيا فقه سنتي در مورد نوع انتخاب شريك جنسي (همجنس بازي) به گونه اي تبعيض آميز عمل نمي كند؟ اين تبعيض در كداميك از محورهاي فوق ميگنجد؟ http://www.aftab-magazine.com/articles/2006092.html http://hamjensgera.wordpress.com/2011/03/31/صدور-حکم-کشتار-همجنس-گرایان-توسط-محسن-ک/
Tuesday, March 8, 2011
بنياد گرايي اسلامي و قتل احمد كسروي _ سخنران : بهرام مشيري . محمد ارسي




بيست اسفند مصادف با 65 سال پس از قتل احمد كسروي مي باشد
احمد کسروی - کشتۀ دست نادانی و خشک اندیشی
شصت و پنج سال پیش در چنین روزی "احمد کسروی" وکیل دادگستری، نویسنده، مورّخ و متفکّر نامدار ایرانی را در کاخ دادگستری در برابر چشمان بازپرس، به همراه منشی اش "محمّد تقی حدّادپور" با شلیک گلوله و ضربات چاقو از پای درآوردند تا صفحاتِ تاریخ معاصر ایران را از ثبت چنین رویدادی، شرمگین کنند
قتل كسروي قتل فرهنگ بود
احمد کسروی تاریخ نویس، زبانشناس و پژوهشگر برجستهٔ ایرانی در جوانی به حوزه علمیه رفت و به لباس اخوندي درآمد،ولي پس از مدتي عبا و عمامهاش را کنار گذاشت و در دادگستری استخدام شد . وی مبلغ پاکدینی , زدودن خرافات از مذهب بود در اواخر عمر، نوشتههای کسروی بسیار تندتر شد؛ و کتب و نوشتارهایی در مورد شیخیگری منتشر کرد سرانجام احمد کسروی در داخل ساختمان کاخ دادگستری تهران با فتوای برخی روحانیون وقت، توسط گروه فدائیان اسلام به اتهام الحاد و ارتداد، با ضربات متعدد چاقو به قتل رسید
قاتلین وی هیچگاه مجازات نشدند
در قديمي ترين سندي كه از خميني موجود است اشاره روشني به قتل كسروي وجود دارد
كشتن كسروي ، تنها كشتن يك انديشمند مخالف نبود . كشتن كسروي ، كشتن سمبل آزاديخواهي ، ترقي طلبي ، دگرانديشي و نوانديشي بود
خانواده و دوستان کسروی از بیم مخالفان جنازه او را در نقطه ای در کوههای شمال شهر تهران دفن کردند
----------------------------------------------------------------------------------
20 esfand 1389
11 march 2011
جمعه
سخنران : بهرام مشيري . محمد ارسي
موضوع : ارتجاع اسلامي و قتل احمد كسروي
ساعت : 10 شب به وقت ايران
مكان : مسنجر پالتاك تالار : ايران عصر روشنگري
-----------------------
IRAN Asre Roshangari
Category : Asia
Subcategory : Iran
----------------------
جهت دانلود مسنجر پالتاك از لينك زير استفاده نماييد
http://www.paltalk.com/
جهت اطلاعات بيشتر يا تمايل به شركت در پرسش و پاسخ لطفا با ايميل زير تماس بگيريد
Email : iranasreroshangari@gmail.com
http://www.4shared.com/audio/510VarCi/Mohammad_Arasi_-_ghatl_Ahmad_K.html
Part 1 Mohammad Arasi
http://www.4shared.com/account/audio/K5l3eDnj/Bahram_Moshiri_-_ghatl_Ahmad_K.html
Part 2 ostad Bahram Moshiri
Sunday, February 6, 2011
Friday, February 4, 2011
پرسش و پاسخ با استاد بهرام مشيري _ موضوع : نقد تعاليم و احكام اسلامي

5 _February _2011
16_Bahman _1389
ساعت : 10 شب به وقت ايران
مكان : مسنجر پالتاك
تالار : ايران عصر روشنگري
-----------------------
IRAN Asre Roshangari
Category : Asia
Subcategory : Iran
----------------------
جهت دانلود مسنجر پالتاك از لينك زير استفاده نماييد
http://www.paltalk.com/
جهت اطلاعات بيشتر يا تمايل به شركت در پرسش و پاسخ لطفا با ايميل زير تماس بگيريد
Email : iranasreroshangari@gmail.com
Tuesday, January 4, 2011
پرسش و پاسخ با استاد بهرام مشيري _ نقد تعاليم و احكام اسلامي

تاريخ : شنبه
5 _February _2011
16_Bahman _1389
ساعت : 10 شب به وقت ايران
مكان : مسنجر پالتاك
تالار : ايران عصر روشنگري
-----------------------
IRAN Asre Roshangari
Category : Asia
Subcategory : Iran
----------------------
جهت دانلود مسنجر پالتاك از لينك زير استفاده نماييد
http://www.paltalk.com/
سايت رسمي استاد بهرام مشيري
http://www.bahrammoshiri.com/
جهت اطلاعات بيشتر يا تمايل به شركت در پرسش و پاسخ لطفا با ايميل زير تماس بگيريد
Email : iranasreroshangari@gmail.com
------------
بهرام مشیری در سال 1970 میلادی به امریکا سفر نمود. وی دارای مدرک فوق لیسانس در علوم مواد و مهندسی شیمی می باشد. قبل از انقلاب اسلامی ایران, بهرام مشیری در ارتش فعالیت نموده و با توجه به اشتیاق و علاقه شدید به تاریخ و فرهنگ ایران, به مطالعات عالی در این زمینه نیز ادامه داد
در یکی از کتاب های خود "از آتن تا هیروشیما", بهرام مشیری به کشف پدیده فیزیک اتومی و دلالت بر مصیبت های وارده در هیروشیما و ناکازاکی می پردازد. وی در حال انتشار و تکمیل کتاب دیگری بنام "دو مصیبت, دو بازتاب" می باشد که به بررسی جنگ های مغول و عرب در ایران و بازتاب آنان در دنیای کنونی می پردازد
او پس از تأسیس تلویزیونهای ماهوارهای ایرانی، که در سراسر جهان پوشش تصویری دارند، برنامهای را به نام سرزمین جاوید آغاز کرد. این برنامه دوشنبه شب ساعت یازده، چهارشنبه صبح ساعت هشت، چهارشنبه شب ساعت یازده و شنبه صبح ساعت هشت «به وقت ایران» از تلوزیون پارس پخش میشود. هماکنون برنامههای بهرام مشیری از طریق رادیو، تلویزیون، و اینترنت در اختیار مخاطبان قرار میگیرند
دانلود فايل صوتي صحبتهاي اقاي بهرام مشيري مربوط به جلسه برگزار شده در مسنجر پالتاك
تاريخ 4 دي1389ساعت 10 شب ايران در مسنجر پالتاك برگزار شد
و صداي اتاق از مسنجرهاي ديگر زنده پخش شد
دراين جلسه گفتگو و پرسش و پاسخ كه با حضور اقاي مشيري و استقبال هموطنان روبرو شد موضوعات مختلفي مورد بحث قرار گرفت كه ميتوانيد از لينك زيرمشاهده و دانلود كنيد
http://www.4shared.com/audio/ueUAy6CF/record001.html
Saturday, July 3, 2010
پرسش و پاسخ با استاد بهرام مشيري _ نقد تعاليم و احكام اسلامي

جلسه گفتگو و پرسش و پاسخ با بهرام مشيري _ موضوع : نقد تعاليم و احكام اسلامي
تاريخ : شنبه
5 _February _2011
16_Bahman _1389
ساعت : 10 شب به وقت ايران
مكان : مسنجر پالتاك
تالار : ايران عصر روشنگري
-----------------------
IRAN Asre Roshangari
Category : Asia
Subcategory : Iran
----------------------
جهت دانلود مسنجر پالتاك از لينك زير استفاده نماييد
http://www.paltalk.com/
جهت اطلاعات بيشتر يا تمايل به شركت در پرسش و پاسخ لطفا با ايميل زير تماس بگيريد
Email : iranasreroshangari@gmail.com
------------
بهرام مشیری در سال 1970 میلادی به امریکا سفر نمود. وی دارای مدرک فوق لیسانس در علوم مواد و مهندسی شیمی می باشد. قبل از انقلاب اسلامی ایران, بهرام مشیری در ارتش فعالیت نموده و با توجه به اشتیاق و علاقه شدید به تاریخ و فرهنگ ایران, به مطالعات عالی در این زمینه نیز ادامه داد
در یکی از کتاب های خود "از آتن تا هیروشیما", بهرام مشیری به کشف پدیده فیزیک اتومی و دلالت بر مصیبت های وارده در هیروشیما و ناکازاکی می پردازد. وی در حال انتشار و تکمیل کتاب دیگری بنام "دو مصیبت, دو بازتاب" می باشد که به بررسی جنگ های مغول و عرب در ایران و بازتاب آنان در دنیای کنونی می پردازد
او پس از تأسیس تلویزیونهای ماهوارهای ایرانی، که در سراسر جهان پوشش تصویری دارند، برنامهای را به نام سرزمین جاوید آغاز کرد. این برنامه دوشنبه شب ساعت یازده، چهارشنبه صبح ساعت هشت، چهارشنبه شب ساعت یازده و شنبه صبح ساعت هشت «به وقت ایران» از تلوزیون پارس پخش میشود. هماکنون برنامههای بهرام مشیری از طریق رادیو، تلویزیون، و اینترنت در اختیار مخاطبان قرار میگیرند
دانلود فايل صوتي صحبتهاي اقاي بهرام مشيري مربوط به جلسه برگزار شده در مسنجر پالتاك
تاريخ 4 دي1389ساعت 10 شب ايران در مسنجر پالتاك برگزار شد
و صداي اتاق از مسنجرهاي ديگر زنده پخش شد
دراين جلسه گفتگو و پرسش و پاسخ كه با حضور اقاي مشيري و استقبال هموطنان روبرو شد موضوعات مختلفي مورد بحث قرار گرفت كه ميتوانيد از لينك زيرمشاهده و دانلود كنيد
http://www.4shared.com/audio/ueUAy6CF/record001.html
Thursday, May 13, 2010
مروری بر قانون اساسی ولايت فقيه، سراب ظرفيتهای اجرا نشده قانون اساسی""محمد جعفری
با حاکميت نظامی – امنيتی و بهظاهر فروکشکردن نهضت سبز و به خاموشی گرائيدن مدعيان نمايندگی جنبش سبز و اتاقهای فکر که بر اين نظر بودند و هستند که ظرفيتهای اجرا نشدهی قانون اساسی ولايت مطلقهی فقيه بايد به اجرا دربيايد، حال وقت آن است که با فراغ بال تحقيقی در اين باره به عمل آوريم و ببينيم که آيا واقعا نظام ولايت مطلقهی فقيه و قانون اساسی منبعث از آن ظرفيتی در جهت اجرای آزادی و حقوق مردم در بردارد و يا خير؟ در اين راستا لازم است که به تيرک خيمهی نظام که همان ولايت مطلقهی فقيه است بهطور اجمال بپردازيم
علمای شيعه در طول تاريخ و با اين اعتقاد حرکت خود را شروع کردند که امامت و ولايت به معنای زمامداری سياسی، مختص امام معصوم است و در غيبت امام کسی را نشايد که بنام دين و امام بر مردم حکومت براند تا اينکه کمتر از دو قرن پيش، ملا محسن نراقی مشهور به فاضل کاشانی به لحاظ نظری برای اولين با در شيعه ولايت فقيه را به معنای رهبری سياسی در زمان محمد شاه قاجار مطرح کرده است. و بعد از آن هم تا سال ۴۸ که آقای خمينی مسئله ولايت فقيه را به عنوان حکومت اسلامی مطرح کرد، همه علمای درجه اول شيعه از جمله شيخ الطائفه، شيخ مرتضی انصاری، ملا محمد کاظم خراسانی، آيت الله بروجردی، آيت الله خوانساری، آيت الله خوئی و... حکومت را از آن جمهور مردم می دانستند
نظر ملا احمد نراقی در مورد ولايت فقيه که در کتاب عوائد الايام، مرحوم ملا احمد نراقی، چاپ سنگی، صفحات ۱۸۵-۱۹۰،آمده است، مرحوم حائری يزدی عصارۀ و لب کلام نراقی را چنين آورده است
" تمام نيازهای مردم ، چه فردی و چه اجتماعی و چه آن نيازمندی هائی که از نهاد زندگی طبيعی روز مرۀ انسانها برخاسته می شود و چه آن تکاليف اخلاقی و دينی که به خاطر مصالح فردی و اجتماعی از سوی شارع مقدس يا از طريق عقل عملی و وجدان برتر انسانی الزام آور است، همه به يک قدرت حاکميت اجرائی احتياج دارد تا در اثر نظارت آمرانۀ آن، نظام مطلوب و اصلح فردی و جمعی در افراد و در ميان جوامع برقرار و استوار گردد. و چون اين قدرت اجرائی در هيچ شخص و يا طبقۀ مخصوصی از سوی يک مقام برتر تعيين و مشخص نگرديده، به قاعدۀ اولويت و احقيت عقلانی...اين تنها فقيه است که می تواند اين فقدان را جبران کرده و زمام امور را به دست گيرد و همچون ولی بر صغار و مجانين بر کل جامعه و افراد فرمانروائی کند و در يک کلام، به نظر ايشان فقيه هم قوۀ مقننه است و هم قوۀ مجريه؛ هم سياستمدار است و هم سياستگزار، هم قوۀ نظامی است و هم قوۀ انتظامی! "(۱
نظر به اينکه آقای خمينی نظريه ولايت فقيه را تمام و کمال به لحاظ نظری از مرحوم نراقی اقتباس کرده و درعمل هم خود آن را پياده کرده است، بايد ديد که از نظر بنيان گذار حکومت ولايت فقيه، ولايت فقيه به چه معنا است. آقای خمينی در کتاب ولايت فقيه يا حکومت اسلامی خود، می گويد: "«ولی امر» متصدی قوۀ مجريه هم هست"(۲) در مورد نوع حکومت اسلامی می گويد: " حکومت اسلامی نه استبدادی است و نه مطلقه، بلکه مشروطه است. البته نه مشروطه بمعنی متعارف فعلی آن که تصويب قوانين تابع آر اء اشخاص و اکثريت باشد...مجموعۀ شرط همان قوانين اسلام است که بايد اجرا و رعايت شود...شارع اسلام يگانه قدرت مقننه است. هيچکس حق قانونگزاری ندارد و هيچ قانونی جز حکم شارع را نمی توان به اجرا گذاشت. بهمين سبب در حکومت اسلامی بجای مجلس قانونگذاری که يکی از سه دسته حکومت کنندگان را تنشکيل می دهد مجلس برنامه ريزی وجود دارد که برای وزارتخانه های مختلف در پرتو احکام اسلام برنامه ترتيب می دهد..."(۳) و حکام حقيقی " همان فقها هستند، پس بايستی حاکميت رسماً به فقها تعلق بگيرد نه کسانی که بعلت جهل به قانون مجبورند از فقها تبعيت کنند."(۴) ولی فقيه "مانند جعل قيم برای صغار. قيم ملت يا قيم صغار از لحاظ وظيفه هيچ فرق ندارد"(۵) در مورد وظيفه ولی امر می گويد: " ما مکلف هستيم که اسلام[حکومت] را حفظ کنيم. اين تکليف از واجبات مهم است حتی از نماز و روزه واجب تر است. همين تکليف است که ايجاب می کند خونها در انجام آن ريخته شود."(۶) ولی امر مطلق "منصوب به فرمانروائی است. ولی فقيه " به مقام حکومت و قضاوت منصوبند و اين منصب برای هميشه برای آنها محفوظ است."(۷) يعنی اينکه اين مردم نيستند که او را انتخاب می کنند، بلکه او از جانب شارع يعنی خداوند منصوب شده است و وظيفۀ مرد هم اطاعت است. مشاهده می کنيد که به لحاظ تئوری با مرحوم نراقی تفاوتی ندارد الا اين که قدرت فقيه غليظ تر هم شده است
حال بينيم در مقام عمل آقای خمينی ولی فقيه اول چگونه عمل کرده است. در اينجا فقط به يک نمونه اشاره می کنم. شما می دانيد که همين آقای خامنه ای که فعلاً در مقام رهبری هستند، در سال ۶۶ در مقام رياست جمهوری در نماز جمعه ۱۱ دی ماه ۶۶ گفت:" برخی میخواستند از فتوای امام اينطور استنباط و يا سوء استفاده کنند که امام میفرمايند: دولت میتواند با کارفرما شرط کند که در صورتی میتوانی از خدمات استفاده کنی که اين کارها را انجام دهی. چه کارهايی؟ کارهايی که برخلاف مقررات پذيرفته شده و احکام پذيرفته شده اسلامی است. امام میفرمايند: نه، اين ها شايعاتی است که افراد مغرض اين شايعات را ايجاد میکنند. يعنی چه ؟ يعنی چنين چيزی در پاسخ امام وجود ندارد. امام که فرمودند: دولت میتواند شرطی را بر دوش کارفرما بگذارد - اين هر شرطی نيست - آن شرطی است که در چهارچوب احکام پذيرفته شده اسلامی است و نه فراتر از آن ".(۸
آقای خمينی در پاسخ به بيانات رئيس جمهور در نماز جمعه برمی آشوبد و پيرامون اختيارات حکومت اسلامی وقدرت آن میگويد
" از بيانات جنابعالی در نماز جمعه اينطور ظاهر میشود که شما حکومت را که به معنای ولايت مطلقهای که از جانب خدا به نبی اکرم صلیاللَّه عليه و آله وسلمه واگذار شده و اهم احکام الهی است و بر جميع احکام فرعيه الهيه تقدم دارد، صحيح نمیدانيد و تعبير به آن که اين جانب گفتهام حکومت در چهارچوب احکام الهی دارای اختيار است، بکلی برخلاف گفتههای اينجانب است ... بايد عرض کنم حکومت شعبهای از ولايت مطلقه رسولاللَّه صلیاللَّه عليه و آله و سلّم است، يکی از احکام اوليه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعيه حتی نماز و روزه و حج است...، حکومت میتواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است در موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، يک جانبه لغو کند و میتواند هر امری را چه عبادی و يا غيرعبادی است که جريان آن مخالف مصالح اسلام است از آن مادامی که چنين است جلوگيری کند. حکومت میتواند از حج که از فرايض مهم الهی است، در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی دانست موقتاً جلوگيری کند
آنچه گفته شده است تا کنون و يا گفته میشود، ناشی از عدم شناخت ولايت مطلقه الهی است. آنچه گفته شده است که شايع است مزارعه و مضاربه و امثال آنها را با آن اختيارات از بين خواهد رفت. صريحاً عرض میکنم که فرضاً چنين باشد، اين از اختيارات حکومت است و بالاتر از آن هم مسايلی است که مزاحمت نمیکنم."(۹
آقای خامنهای رئيس جمهور، بلافاصله بعداز دريافت پاسخ آقای خمينی مجدداً نامهای به وی مینويسد و در آن از حرفهای گذشته خود توبه کرده و به نظر آقای خمينی در مورد اقتدار حکومت صحّه میگذارد. متعاقب آن آقای خمينی در تاريخ ۲۱/۱۰/۶۶، در پاسخ به نامه آقای خامنهای رئيس جمهور، خطاب به وی چنين میگويد
" جناب حجت الاسلام آقای خامنهای، رئيس محترم جمهوری اسلامی دامت افاضاته، مرقوم شريف جنابعالی واصل و موجب خرسندی گرديد. اينجانب که از سالهای قبل از انقلاب با جنابعالی ارتباط نزديک داشتهام و همان ارتباط بحمداللَّه تعالی تاکنون باقی است، جنابعالی را که يکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی میدانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستيد و از مبانی فقهی مربوط به ولايت مطلقه فقيه جداً جانبداری میکنيد، میدانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستيد که چون خورشيد روشنی میدهيد..." (۱۰
چند مورد ديگر هم برای تجربه و عبرت از ولی فقيه اول آورده می شود
- «من ممکن است ديروز حرفی زده باشم و امروز حرف ديگری و فردا حرف ديگری را، اين معنا ندارد که من بگويم چون ديروز حرفی زدهام بايد روی همان حرف باقی بمانم.» (۱۱
يا
- «اگر يک در ميليون احتمال، يک احتمال بدهيم که حيثيت اسلام با بودن فلان آدم يا فلان قشر در خطر است، ما مأموريم که جلويش را بگيريم، تا آن قدری که میتوانيم هر چه میخواهند به ما بگويند که کشور ملايان حکومت آخونديسم و از اين حرفهايی که میزنند، و البته اين هم يک حربهای است برای اينکه ما را از ميدان به در کنند، ما نه، از ميدان بيرون نمیرويم.» (۱۲
- وقتی ۸ نماينده مجلس شورای اسلامی که بنا به گفته خودش عصارۀ ملت هستند از وزير امورخارجه میخواهند که بيايد در مجلس و در مورد سفر مک فارلين توضيح بدهد، آنها را از هستی ساقط و خفه میکند و میگويد
«من هيچ توقعی نداشتم از بعضی اين اشخاص، ولو بعضیشان در نظر من پوچند لکن بعضی از اين اشخاص که سابقه دارند هيچ توقع نداشتم... لحن شما در آن چيزی که به مجلس داديد، از لحن اسرائيل تندتر است، از لحن کاخ نشينان آن جا تندتر است.» (۱۳
پس معنای حکومت ولايت فقيه در عمل و نظر از نظر بنيان گذار آن
۱- اصل بر اطاعت است و نه انتخاب
۲- قانون يعنی احکام اسلامی که ولی فقيه بيان کننده آن است
۳- تعيين و مشخص کردن قانون با ولی فقيه است و نه ديگران
۴- آزادی هم در چهار چوبی است که فقيه تعيين می کند
قانون اساسی جمهوری اسلامی
با امعان نظر به آنچه گذشت حال ببينيم قانون اساسی چگونه سامانه ای است وچگونه تنظيم شده است. بطوريکه ملاحظه خواهيد کرد، بدون استثناء تمام اصولی که در قانون اساسی حقی از حقوق مردم در آن ديده می شود، قيدی دارد که با آن قيد، آن حقوق از مردم ساقط می شود. در قانون اساسی منطق همان منطق استبدادی ولايت مطلقۀ فقيه است که در بالا شرح آن گذشت
با توجه به جنبه نظری و عملی ولايت فقيه، قانون اساسی لباسی است که بر قامت ولی فقيه و فعال مايشاء بودن ايشان دوخته شده است، و بر همين اساس زمانی که آقای خاتمی رئيس دولت اصلاحات رياست قوه مجريه را در دست داشت و مجلس را هم اصلاح طلبان در اختيار داشتند، وقتی لايحه قانون مطبوعات و نظارت استصوابی شورای نگهبان را به مجلس برد، همان مجلس بر اساس حکم حکومتی، لايحه را به کناری انداخت ونه از رئيس جمهور و مجلس اصلاحات و نه از ديگران حتی صدای جغدی هم برنخاست و علت هم هيچ نبود جز اينکه ولی فقيه از حقوق خود در قانون اساسی استفاده کرد و در نتيجه آقای خاتمی از تجربه آن دوران رياست جمهوری به عنوان «تدارکاتچی» ياد می کند
قانون اساسی سامانه و يا دستور العملی برای نوع خاصی از اداره کشور و بر اساس ۴ ماده فوق تنظيم شده که از سه قسمت زير تشکيل شده است
۱- اسکلت اصلی و يا پايه ها
۲- وسايل نگهدارنده اسکلت از تعرضات در مواقع خطر
۳- زينت آرائی و دکوراسيون به نحوی که مانع از ديدن چهره واقعی اسکلت شود
۱- اسکلت اصلی و يا پايه ها
اسکلت اصلی و پايه ها را اصل ۵، ۵۷، ۱۱۰و۱۵۷ تشکيل می دهند
اصل ۵- « در زمان غيبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه)، در جمهوری اسلامی ايران ولايت امر و امامت امت بر عهده فقيه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است که طبق اصل يک صد و هفتم عهدهدار آن میگردد
اصل ۵۷- «قوای حاکم در جمهور اسلامی ايران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضاييه که زير نظر ولايت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آينده اين قانون اعمال میگردند. اين قوا مستقل از يکديگرند
اصل ۱۱۰ - وظايف و اختيارات رهبر
" ۱-. تعيين سياست ها کلی نظام جمهوری اسلامی ايران پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام
۲- نظارت بر حسن اجرای سياست های کلی نظام
۳- فرمان همهپرسی
۴- فرماندهی کل نيروهای مسلح
۵- اعلام جنگ و صلح و بسيج نيروهای
۶- نصب و عزل و قبول استعفای: فقهای شورای نگهبان، عاليترين مقام قوه قضاييه، رئيس سازمان صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، رييس ستاد مشترک، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرماندهان عالی نيروهای نظامی و انتظامی
۷- حل اختلاف و تنظيم روابط قوای سه گانه
۸- حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نيست، از طريق مجمع تشخيص مصلحت نظام
۹- امضاء حکم رياست جمهوری پس از انتخاب مردم. صلاحيت داوطلبان رياست جمهوری از جهت دارا بودن شرايطی که در اين قانون میآيد، بايد قبل از انتخابات به تأييد شورای نگهبان و در دوره اول به تأييد رهبری برسد
۱۰- عزل رييس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم ديوان عالی کشور به تخلف وی از وظايف قانونی، يا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفايت وی
۱۱- عفو يا تخفيف مجازات محکوميت در حدود موازين اسلامی پس از پيشنهاد رييس قوه قضاييه
رهبر میتواند بعضی از وظايف و اختيارات خود را به شخص ديگری تفويض کند
اصل ۱۵۷- « به منظور انجام مسئوليتهای قوه قضائيه در کليه امور قضائی و اداری و اجرائی مقام رهبری يک نفر مجتهد عادل و آگاه به امور قضائی و مدير و مدبر را برای مدت پنج سال به عنوان رئيس قوه قضائيه تعيين می نمايد که عاليترين مقام قوه قضائيه است
آيا سمت و سوی اصول فوق، در جهت احقاق آزادی و حقوق مردم و يا در جهت هرچه مستحکمتر گردانيدن استبداد ولايت مطلقۀ فقيه است؟ قانون اساسی دارای اسکلتی به مانند نظام شاهنشاهی وحتی بدتر از آن وسيلۀ چگونگی اجرای خواست ديکتاتوری است بنام ولی فقيه که علاوه بر اين اسکلت دارای موادّی است که نقش جانبی و زينت آرائی و دکوراسيون را بازی می کند و بيشترين کارش تحميق و اغفال مردم است، بدين شرح
در همين يک ماده ۱۱۰، اختيارات وسيعِ بدون پاسخگوئی و مسئوليت پس دادن، چنان گسترده و همه جانبه است که می تواند هر انسانی را به ديکتاتوری و مستبد بدل کند. اما کار به همين جا ختم نمی شود
موادّ فوق اسکلت اصلی قانون اساسی است که طبق آن مواد، تمامی نيروهای مسلح نظامی و انتظامی، و کل قوۀ قضائيه(اصل ۱۵۷) در اختيار رهبری است که پاسخگو به احدی و هيچ مقامی نيست الا به خدا آن هم در روز قيامت
به منظور برطرف کردن نواقصی، برای تقويت اسکلت ديکتاتوری، موادی ديگری در قانون اساسی تعبيه شده که به لحاظ اجرای خواست ديکتاتور به مانند آلماتور مسلح در ساختمان، اسکلت فوق را برای استحکام بيشتر تقويت و تکميل می کند. آلماتور ها در قوۀ مقننه بکار می آيند
۲- وسايل نگهدارنده اسکلت از تعرضات احتمالی در قوه مقننه
وسايل نگهدارنده اسکلت از تعرضات احتمالی در قوه مقننه و در مواقع خطر از طريق شورای نگهبان عمل می شود و در حقيقت شورای نگهبان که به منظور يکی از بازوهای اجرائی منويات رهبری در قانون اساسی تعبيه شده، از چنان اقتداری برخوردار است که قادر است هر قوه ای را فلج کند
اصل ۴- «کليه قوانين و مقررات مدنی، جزايی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سياسی و غير اينها بايد بر اساس موازين اسلامی باشد. اين اصل بر اطلاق يا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانين و مقررات ديگر حاکم است و تشخيص اين امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است. » و اين تنها اقتدار شورای نگهبان نيست. بر طبق اصل ۹۹ : «شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، رياست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همهپرسی را نيز بر عهده دار
ساخت شورای نگهبان
شورای نگهبان دارای ۶ فقيه و ۶ حقوقدان است که انتخاب ۶ فقيه آن با مقام رهبر است و ۶ حقوقدان را رئيس قوۀ قضائيه که رهبر او را تعيين کرده و زير دست رهبر است به مجلس شورای اسلامی معرفی می کند و با رای مجلس انتخاب می شوند و آن ها را نيز غير مستقيم رهبر تعيين می کند.(اصل ۹۱) تازه با اينکه ۶ نفر حقوقدان شورای نگهبان را غير مستقيم رهبر تعيين می کند، برای محکم کاری، طبق اصل ۹۶ " تشخيص عدم مغايرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با احکام اسلام با اکثريت فقهای شورای نگهبان و تشخيص عدم تعارض آنها با قانون اساسی بر عهده اکثريت همه اعضای شورای نگهبان است." که در حقيقت کار اصلی بر عهدۀ فقها است و ۶ نفر حقوقدان نقش کارگزار فقها را بر عهده دارند
اصل ۹۸ - « تفسيرقانون اساسی نيز به عهده شورای نگهبان است
موافق اصل ۱۰۸- « قانون مربوط به تعداد و شرايط خبرگان، کيفيت انتخاب آنها و آييننامه داخلی جلسات آنان برای نخستين دوره بايد به وسيله فقهای اولين شورای نگهبان تهيه و با اکثريت آراء آنان تصويب شود و به تصويب نهايی رهبر انقلاب برسد
ملاحظه می شود که با چنان اقتداری که شورای نگهبان دارد، مجلس اگر هم مجلس باشد، امکان اينکه بر خلاف نظر ولی مطلق فقيه چيزی تصويب شود، وجود ندارد. افزون بر اينکه استبدادگران فکر اين را هم کرده اند که ممکن است چنين چيزی اتفاقی بيفتد، در اين صورت طبق اصل ۱۱۲، کار به شورای تشخيص مصلحت نظام که به دستور رهبر تشکيل می شود و اعضای ثابت و متغير آن را نيز رهبر تعيين می نمايد، ارجاع می شود.(۱۴
شورای نگهبان با چنان اقتدار و نقشی، در عين حالی که بازوی اجرائی رهبر است خود نيز نقش ولايت امری را بر عهده دارد. بر اساس موادّ فوق، دو قوه از سه قوه حکومت جمهوری اسلامی در دست ولی مطلقۀ فقيه است، می ماند قوۀ مجريه. اين قوه نيز به لحاظ قانونی با اهرمهايی که به مانند شمشير داموکلس بالای سر رئيس جمهور، در دست ولی فقيه قرار دارد، او را کنترل می کند
اولين اهرم، کنترل رئيس جمهور طبق قانون اساسی، قوای مسلح نظامی و انتظامی است و بويژه سپاه پاسداران است که به خاطر " نگهبانی از انقلاب و دست آورد های آن پا بر جا می ماند"(اصل ۱۵۰) از اين نگاه حتی امنيت جانی رئيس جمهور در دست کسانی است که فرماندۀ آن ها، رهبر است
دومين اهرم، در اختيار داشتن سازمان صدا و سيمای جمهوری اسلامی است(اصلهای ۱۱۰، ۱۷۵
سومين اهرم: اصل ۱۶۹
نظر به اين که رئيس جمهور قادر است از طريق تصويبنامه و يا آئين نامه های هيئت دولت به بعضی از خواسته های خود جامه عمل بپوشاند، فکر اين مسئله هم شده که اگر خدای ناکرده آن ها نيز موافق مقررات اسلام [بخوانيد منويات ولی فقيه] نبود، جلو آن گرفته شود
طبق اين اصل " قضات دادگاه ها مکلفند از اجرای تصويبنامه ها و آئين نامه های دولتی که مخالف با قوانين و مقررات اسلامی يا خارج از حدود اختيارات قوه مجريه است خودداری کنند و هر کس می تواند ابطال اين گونه مقررات را از ديوان عدالت اداری تقاضا کند." ديوان عدالت اداری هم « زير نظر رئيس قوه قضائيه تأسيس می کردد» ( اصل ۱۷۳)
چهارمين اهرم کنترل رئيس جمهور، از طريق شورای تشخيص مصلحت نظام، مجلس و قوۀ قضائيه زمانی که ضرورتی ايجاب کند عملی می گردد و....تمام اينها به مثابه اهرم کنترل رئيس قوۀ مجريه در دست رهبر برای اعمال قدرت قرار دارد. خدا هم چنان قدرتی به خود نداده است!
اگردرانتخاباتی سالم و درست، رئيس جمهور انتخاب شود، باز به لحاظ قانونی و بر اساس همين قانون اساسی توان مانور چندانی جز تبعيت از ولی فقيه برايش باقی نخواهد ماند
و به حقيقت آقای منتظری در باره قانون اساسی گفته است
« حقيقت اينست که با قانون اساسی فعلی ايران که همه اهرمهای قدرت در اختيار رهبر قرارداده شده، بدون اين که پاسخگو باشد و مسئوليتها، بر عهده رئيس جمهور قرارداده شده بدون اين که اهرمهای قدرت را در اختيار داشته باشد، اگر از باب فرض، امام زمان هم رئيس جمهور شود، قدرت هيچ کاری را ندارد. اين امر تضاد واضحی است در قانون اساسی که بايد اصلاح گردد
۳- زينت آرائی جهت عيان نشدن فوری چهرۀ ديکتاتوری
تما اصولی که در قانون اساسی از آن به عنوان ظرفيت های اجراء نشده ياد می شود عبارتند از: اصول ۲۲، ۲۴، ۲۵، ۲۶، ۲۷، ۳۲، ۳۳ و ۱۶۸ است
اصل ۲۲- " حيثيت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجويز کند
اصل ۲۴ - « نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام يا حقوق عمومی باشد. تفصيل آن را قانون معين می کند
اين قيد قانون و يا اسلام و يا حقوق عمومی را کدام قانون و اسلام است و در دست چه کسی است و چه کسی آن را تعيين می کند؟ طبيعی است که در دست رهبر است و همين قيود مجوزی برای تعطيلی نشريات و مطبوعات تا به حال بوده و خواهد بود
اصل ۲۵- « بازرسی و نرساندن نامهها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون
اصل ۲۵ نيز با همان« مگر به حکم قانون»، مجوز سانسور و استراق سمع و تجسس را صادر می کند
اصل ۲۶- « احزاب، جمعيتها، انجمنهای سياسی و صنفی و انجمن های اسلامی يا اقليت های دينی شناختهشده آزادند، مشروط به اين که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازين اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هيچکس را نمیتوان از شرکت در آنها منع کرد يا به شرکت در يکی از آنها مجبور ساخت
با آمدن اين جمله که « وحدت ملی، موازين اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند.» می شود جلو هر کدام آز آن ها را سد کرد
اصل ۲۷- « تشکيل اجتماعات و راهپيمايیها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.» چون ريش و قيچی دست خودشان است می توانند بر طبق اين اصل مانع از تشکيل هر اجتماعی بشوند. همچنانکه تا به حال شده اند
اصل ۳۲- « هيچ کس را نمیتوان دستگير کرد مگر به حکم و ترتيبی که قانون معين میکند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذکر دلايل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداکثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضايی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات میشود
اصل ۳۳- « هيچ کس را نمیتوان از محل اقامت خود تبعيد کرد يا از اقامت در محل مورد علاقهاش ممنوع يا به اقامت در محلی مجبور ساخت، مگر در مواردی که قانون مقرر میدارد
اصل ۱۶۸- « رسيدگی به جرائم سياسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت میگيرد. نحوه انتخاب، شرايط، اختيارات هیأت منصفه و تعريف جرم سياسی را قانون بر اساس موازين اسلامی معين میکند
ملاحظه می کنيد: قانونی که در اين اصول نام برده شده بدون استثناء داری قيودی است که آن قيود در دست عاملان و آمران رهبری است و در سی سال گذشته از اينگونه قيود برای اجرا نشدن حقوق مردم بهره جسته اند و به موجب همين اصول هم دست ملت به جائی بند نيست. فکر می کنيد، آقای منتظری اطلاع نداشت و يا نمی دانست که مواد فوق هم در قانون اساسی وجود دارد و اين نظر را مطرح کرد که در درون چنين قانونی حتی امام زمان هم که رئيس جمهور شود، بقول آقای خاتمی نقشی جز تدارکاتچی را نميتواند بازی کند؟ نه او خوب می دانست ولی چون با خودش و مردم يگانه بود، می دانست که قانون و اسلام دست ولی فقيه مطلق است و نه مردم
اسکلت و آلماتورهای بنيادی قانون اساسی که در حقيقت مرامنامۀ اجرائی چگونگی منويات ولايت مطلقۀ فقيه است را مشاهده کرديد. حال با توجه به توضيحات فوق آيا شما خواننده محترم به اين نتيجه نمی رسيد که قانون اساسی بر پایۀ همان نظریۀ آقای خمينی که:
"در حکومت اسلامی بجای مجلس قانونگذاری که يکی از سه دسته حکومت کنندگان را تنشکيل می دهد مجلس برنامه ريزی وجود دارد که برای وزارتخانه های مختلف در پرتو احکام اسلام برنامه ترتيب می دهد..."(۱۵)، شوراهائی است که برای مشروعيت و قانونی کردن اجرای منويات ولی فقيه تنظيم شده و برنامه ريز آن است؟
حال از تمامی سران اصلاح طلب و ديگر حاميان آنان می پرسم که چگونه با چنين ساخت و سازی، راه به آزادی و استيفای حقوق فردی و اجتماعی و داشتن اختيار سرنوشت به دست خود می برد؟ بايدمان گفت: يا ولايت مطلقۀ فقيه را نمی دانيد چيست، يا قانون اساسی را مطالعه نکرده ايد و يا اينکه چون چنين قانون اساسی در دوران قدرت و با حمايت شما ها به ملت ايران تحميل شده است، آن را ناديده می گيريد و همچنان در پی به اجر در آوردن ظرفيتهای اجرا نشدۀ آن هستيد؟ بدون اينکه بخواهيد بخشی از تاريخ کشور را ناديده بگيريد و يا صورت بعضی از رويدادهای کشور را پاک کنيد، از تجربۀ سی سال گذشته درس بگيريد که دوران خامنه ای دنبالۀ دورۀ خمينی است با اين تفاوت که جنايت و غارتِ اموال ملت ايران روز به روز ابعاد گسترده تری به خود گرفته است. بنابر اين اگر به راه ملت و آزادی و استيفای حقوق آنان بر آئيد، بهترين زمانی است که کلام حق را جاری کنيد که ولايت فقيه نه! ولايت جمهور مردم آری
اگر شما هم با وجدان پاک خود خلوت کنيد، اذعان خواهيد کرد که نمی توان ثابت کرد تمامی اين ستمها، استبدادگری ها، خلاف قانون عمل کردنها و تجاوز به حقوق و آزادی ها، زاييده دوران آقای خامنه ای است. اگر منصف باشيم خواهيم ديد مهمترين آن ها ريشه در دوران آقای خمينی و روشی که او پايه گذاری کرد دارد. چه خوب می گويد آقای منتظری که ريشه همه خطاها و مصيبتهای را انديشه ولايت مطلقه آقای خمينی می داند و در گفتن اين حقيقت ابايی ندارد. پس از سی سال بايد اين حقيقت را با تمام وجود تصديق کرد. که برای خارج شدن از بن بست اولين قدم نفی ولايت فقيه، اصلی که ۳۰ سال است مانند مارغاشيه به دور ملت ايران پيچيده و مانع حرکت مردم به سوی آزادی، مردمسالاری،حقوقمداری و رشد و تعالی شده است
محمد جعفری
mbarzvand@yahoo.com
۲۵ فروردين ۱۳۸۹
يادداشت و نمايه:
۱- حکمت و حکومت، دکتر مهدی حائری تزدی،چاپ اول ۱۹۹۵،چاپ شادی، ص۱۹۳.
۲- حکومت اسلامی، آيت الله خمينی،۱۳۹۱ ۰هجری برابر ۱۹۷۱ ميلادی، صص۲۷،
۳- همان سند،ص۵۲ و۵۳.
۴- همان سند،ص ۶۰ همان سند.
۵- همان سند،ص ۶۵،
۶- همان سند،ص ۸۷،
۷- همان سند،ص ۱۲۲و ۱۲۷
۸- کيهان، شنبه ۱۲ ديماه ۱۳۶۶، شماره ۱۴۰۸ ص ۱۸
۹- ، صحيفهنور، ج ۲۰، ص ۱۷۰، نامه آقای خمينی، مورخ ۱۶/۱۰/۶۶.
۱۰- همان سند، نامه آقای خمينی به خامنه ای، مورخ ۲۱/۱۰/۶۶.
۱۱-صحيفه نور، ج ۱۸، ص ۱۷۸.
۱۲- همان سند، ج ۱۶ ص ۲۱۱ ـ ۲۱۲.
۱۳- همان سند، ج۲۰،ص ۵۱.
۱۴- اصل ۱۱۲ - مجمع تشخيص مصلحت نظام
« مجمع تشخيص مصلحت نظام برای تشخيص مصحلت در مواردی که مصوبه مجلس شورای اسلامی را شورای نگهبان خلاف موازين شرع و يا قانون اساسی بداند و مجلس با در نظر گرفتن مصلحت نظام نظر شورای نگهبان را تأمين نکند و مشاوره در اموری که رهبری به آنان ارجاع میدهد و ساير وظايفی که در اين قانون ذکر شده است به دستور رهبری تشکيل میشود. اعضاء ثابت و متغير اين مجمع را مقام رهبری تعيين مینمايد. مقررات مربوط به مجمع توسط خود اعضاء تهيه و تصويب و به تأييد مقام رهبری خواهد رسيد
۱۵- حکومت اسلامی، آيت الله خمينی،۱۳۹۱ ،ص ۵۲و۵۳
Saturday, April 3, 2010
Eye Removal Torture... Islamic Regime's invention..+18

The victim, cry: Please, please, oh, my God, Oh my God...that is going to hurt... doctor please, help me...God please help... for the God sake please help...
Victim: Please help, God, doctor, please help...
Photographer: Doctor, your hand is on the way...
Victim: I am telling you, doctor, I cannot see anymore... leave my eye alone...
Photographer: Doctor, I asked that you remove you hand is on the way...
Dr.: Seyed Taghi...
Pasdar: Finish it off, finish it off Doctor...
Dr.: Open the eye, keep it open...
Victim, in pain: Oh God, Oh, God...
Photographer: Doctor, your hand is in the way...
Victim in pain: Doctor, please don't push, oh my God, my head is exploding...
"Eye removal torture developed by Islamic Regime of Ayatollahs . Victim Seyed Taghi Tabatabai, his hands are tied to the bed header... "
Thursday, January 21, 2010
خمس و زكات يادت نره
خمس و زكات يادت نره
1-حدودا يك قرن قبل قند از كشور بلژيك به ايران صادر مي شد . به دليل مسائلي كه ميان روحانيون و يكي از اتباع بلژيك پيش آمده بود فتواي حرام بودن قند صادر شده بود و كسي قند نمي خورد. يكي از تجار كه قندهايش رو دستش مانده بود به سراغ يكي از مراجع رفت و با تقديم خمس و زكات مشكل را براي وي مطرح كرد. بعد از آن بر فتواي قبلي تبصره اي صادر شد كه حرام بودن قند وقتي است كه مستقيما در دهان گذاشته شود ، اگر قند را پيش از گذاشتن در دهان در چاي بزنيد حلال مي شود . ……. هنوز هم بسياري از افراد مسن بدون آنكه دليل آن را بدانند ،قبل از آنكه قند را در هان بگذارند آن را در استكان چاي فرو مي برند
2-در دهه 40 خورشيدي نوشابه هاي پپسي كولا وارد بازار ايران ، شايعاتي مبني بهايي بودن مالك شركت توزيع كننده اين نوشابه ها بر سر زبان ها افتاد و فتوايي مبني بر حرام بودن خوردن پپسي كولا صادر شد. شركت توزيع كننده كه نمي خواست بازار را از دست بدهد خمس و زكات متعلقه را دو دستي تقديم يكي از مراجع كرد تا تبصره اي بر اين فتوا نوشته شود كه خوردن نوشابه هاي پپسي با شيشه حرام است اگر در ليوان ريخته شود حلال مي گردد……
3-در دهه 50 خورشيدي ماشين هاي لباس شويي وارد بازار ايران شد. خانواده هاي ايراني كه به احكام ديني پايبندي زيادي داشتند حاضر به خريداري اين محصول نبودند چون به اعتقاد آنها آب موجود در محفظه اين ماشين كمتر از حد شرعي آب كر (سه وجب طول ،در سه وجب عرض ، در سه وجب ارتفاع) است و نجاست لباس ها را از بين نمي برد . اينبار تاجر مذكور خودش پيش قدم شد و با تقديم خمس و زكات توانست فتوايي بر كر بودن آب لوله كشي شهر كه به دستگاه لباسشويي مي ريزد بدست بياورد
*مدت ها است كه فتوا ها مراجع اثر خود را از دست داده اند و در عوض نهادهاي دولتي فتوا هاي موثر صادر مي كنند .
4-چند سال قبل تير آهن هاي چيني وارد گمرك هاي ايران شدند و اداره استاندارد فتوا داد كه اين تير آهن ها غير مقاوم هستند و نبايد وارد بازار شوند . همين امر باعث گراني بي سابقه آهن در بازار كشور شد. تاجري كه از چين آهن وارد كرده بود به سراغ رئيس محترم استاندارد رفت و مانند اسلاف خود وجهي را در قالب خمس و زكات (يا چيز ديگري شبيه به باج) به ايشان تقديم كرد و به فاصله چند ماه مشكل تيرآهن هاي مانده در گمرك حل شد و روانه بازار شدند.
5- مدتي قبل شركتي به نام تجاري محسن برنج هاي هندي را در بسته بندي هاي با برند خود وارد بازار كرد و با تبليغ گسترده توانست بازار كشور حتي استان هاي گيلان و مازندران كه در آنها برنج كشت مي شود را تسخير كند. اين برنج ها قدري مشكوك بودند چون در هر دمايي كه پخته مي شدند بازهم به هم نمي چسبيدند .با توجه به وجود نشاسته درون برنج چنين چيزي قدري عجيب به نظر مي رسيد. يك نفر بيكار در مركز تحقيقات برنج براي پي بردن به راز اين برنج ها آنها را در يكي از آزمايشگاه هاي وابسته به مركز استاندارد آزمايش كرد و در آن مواد سمي خطرناك مانند آرسنيك و سرب مشاهده كرد. اين خبر رسانه اي شد و تبليغ براي اين برنج ممنوع شد. و عده اي تقاضاي جمع آوري اين برنج از بازار را داشتند.
مالك برند محسن مقدار متنابهي خمس و زكات (يا هر اسم ديگري كه شما روي آن مي گذاريد ) را تقديم رئيس سازمان استاندارد كرد تا او نه تنها شخص بيكاري كه اين برنج ها را آزمايش كرده بود توبيخ كند بلكه قهرمانانه از سلامت اين برنج ها دفاع كند.
حتي خود هندي ها هم اعلام كردند كه برنج هاي صادراتي شان آلوده است اما رئيس محترم استاندارد كه مي خواست وجه دريافتي اش حلال باشد هندي هارا ديوانه هاي متوهم دانست و خوردن برنج هاي هندي را بدون اشكال اعلام كرد. (البته اگر همسر خود ايشان از اين برنج ها خريداري كند احتمالا بادريافت طلاق راهي منزل پدر شان خواهد شد)
البته مالك برنج محسن راه رسم خمس و زكات دادن را به نيكي مي داند . و نه تنها برنج هاي آن از بازار جمع نشد كه توانست با تقديم مقداري از اين خمس و زكات به رئيس سازمان صداو سيما دستور العمل قبلي ايشان مبني بر ممنوعيت تبليغ برنج خارجي در راديو و تلويزيون ( كه در حالت جو گيري ايشان صادر شده بود) را ملغي كند و اكنون تبليغات اين برنج به صورت گسترده تر از سابق از راديو و تلويزيون پخش مي شود.
………..و اين داستان پرداخت به موقع خمس و زكات ادامه دارد
Wednesday, January 20, 2010
مردی را مخفیانه اعدام کردند، همسر وی در انتظار سنگسار
مردی را مخفیانه اعدام کردند، همسر وی در انتظار سنگسار
محمد مصطفایی، وکیل دادگستری گفت: رحیم محمدی موکل بنده صبح دیروز بدون اطلاع اینجانب و خانوادهاش اعدام شد و قرار است به زودی کبری بابایی همسر وی نیز مطابق حکم سنگسار شود.
مصطفایی در گفت و گو با ایلنا با بیان این مطلب گفت: این جوان به همراه همسرش سال گذشته در دادگاه تبریز به حکم پنج قاضی شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر و کیفری استان تبریز به مجازات اعدام و سنگسار محکوم شدند و با تایید دو قاضی شعبه 27 دیوانعالی کشور، حکم آنها آماده اجرا بود. این حکم روز گذشته بدون اطلاع خانواده و وکیل پرونده در محل زندان برای رحیم، متهم مرد پرونده اجرا شد و قرار است به زودی کبری بابایی نیز مطابق حکم سنگسار شود.
او با انتقاد شدید از پنهانی اجرا شدن حکم اعدام یکی از متهمان پرونده (رحیم) گفت: این جوان قربانی جامعه ای شد که زمینه ناهنجاری را برای او مهیا کرد. قربانی انسانهای فرومایه ای شد که برای شهوت رانی از موقعیت نابسامان خانواده رحیم محمدی سوء استفاده کرده و به همسر وی چشم دوختند. سئوال من از ریاست قوه قضاییه این است که اینکه می فرمایید بايد تلاش شود تا مباني حقوق اسلامي که بر پايه احترام به جايگاه رفيع انساني است براي جوامع بشري تبيين شود؛ در چنین شرایطی چگونه است؟
موج دستگیری مسیحیان به شیراز رسید
به گزارش كمیته مسیحیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ، روز جمعه ۱۸ دی ماه ( ۸ ژانویه ۲۰۱۰) ماموران اطلاعات فارس به خانه ای در شیراز هجوم بردند و تعدادی افراد را كه گفته میشد مسیحی هستند بازداشت نمودند .
به نظر میرسد آنها پس از دستگیری به بازداشتگاههای اداره اطلاعات فارس در شیراز منتقل شده باشند .
به گفته منابع مطلع ، در بازجوئی از این افراد ، آنها از شخصی به نام "بهروز خانجانی" ساكن تهران و ۵ نفر دیگر نام برده اند كه گویا نقش هدایت و تعلیم آنها را به عهده داشته اند . ماموران اطلاعات شیراز طی تماس تلفنی از این اشخاص میخواهند كه جهت پاره ای توضیحات خود را به اداره اطلاعات شیراز معرفی نمایند .
به گزارش این كمیته ، در روز دوشنبه ۲۱ دی ماه سالجاری (۱۱ ژانویه ۲۰۱۰) این افراد به اسامی "بهروز خانجانی ، متیاس حق نژاد ، پرویز خلج ، ایمان فرزاد ، پطرس فروتن و مهیار" چون فكر میكردند با معرفی خود میتوانند باعث آزاد شدن سریع بازداشت شدگان شیرازی روز جمعه بشوند خود را به اداره اطلاعات شیراز معرفی كردند . اما از آن زمان تا كنون اطلاعی از هیچكدام آنها در دست نیست و به نظر میرسد همگی باز داشت و در مكان نامعلومی بسر می برند. ضمن اینكه تا ساعت درج این خبر بازداشتیهای روز جمعه نیز هنوز آزاد نشده اند .
منابع خبری گزارش داده اند كه ۲ تن دیگر از مرتبطین با این جمع نیز قبلا در شهرستان رشت و یكنفر در شیراز تحت بازداشت بوده اند . به این ترتیب در حال حاضر مجموعا ۹ نفر از آنان در شیراز و رشت زندانی هستند .
از تعداد بازداشت شده های روز جمعه شیراز ، هویت و اسامی و ارتباطات آنها هنوز اطلاعات زیادی در دست نیست چون مطابق معمول ماموران امنیتی به خانواده های آنها هشدار میدهند كه از انتشار خبر در این خصوص خودداری نمایند تا به دردسر بیشتری نیفتند ، هنوز مشخص نیست چه جرمی به آنها نسبت داده اند و به نظر میرسد روال بازداشت آنها با جریان بازداشتهای دیگر از این گونه كه اخیرا بیشتر از گذشته هم شده است تا حدودی فرق دارد.
منبع خبر : خبرگزاری هرانا





