Sunday, July 5, 2009
اعتصاب کارگران هفت تپه در اعتراض به کار در شرایط بد آب و هوایی
خبرگزاری هرانا : صبح روز جاری یکشنبه مورخ 14 تیر ماه کارگران کارخانه کشت و صنعت هفت تپه دست به اعتصاب زدند
کارگران معترض با جمع شدن درب این کارخانه خواستار تعطیل شدن کار تا زمان مساعد شدن آب و هوای منطقه شدند که با حضور نیافتن هیچکدام از مسولین معترضین، درب دفتر مدیر کارخانه تجمع کردند
در مذاکره نماینده کارگران با مدیر کارخانه وی با اشاره به اینکه خود وی هم ناچار به حضور در سر کار است افزود لازمه تعطیل شدن کارخانه دریافت دستور از مراجع بالا تر است اما نامی از مرجع و یا مراجع بالاتر نبرد .. کارگران معترض بعد از تجمع 3 ساعته به سر کار خود باز گشتند و کارخانه به روال عادی خود بازگشت
از صبح امروز گرد و غبار تمامی خوزستان و شهرستانهای اطراف همچون شیراز ، کرمانشاه ، کهگیلویه و بویر احمد را در بر گرفته است که میزان غلظت آن به بیش از 15 درصد از حد مجازرسیده و شعاع دید را به کمتر از 60 متر رسانده است
اسامی شمار دیگری از دستگیرشدگان اعتراضات اخیر
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
خوداری وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب از پذیرفتن مسئولیت بازداشت تعدادی از دستگیرشدگان
بنابه گزارشات رسیده ، بازداشتها در تهران و شهرستانها همچنان ادامه دارد و تخمین زده می شود که چندین هزارنفر در زندانهای مختلف تهران بسر می برند. هنوز وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب از پذیرفتن مسئولیت بازداشت تعدادی زیادی از دستگیر شدگان سر باز می زند .
در پی یورشهای خونین که از 23 خرداد ماه علیه مردم ایران آغاز و در 30 خرداد ماه پس از نشان دادن چراغ سبز خامنه ای ولی فقیه رژیم به نیروهای سرکوبگر( گارد ویژه، سپاه پاسداران ،بسیج و لباس شخصیها) در کشتار بیدفاع مردم ایران به اوج خود رسید . تعدادی زیادی کشته و زخمی شدند و هزاران نفر اسیر و به شکنجه گاهها انتقال داده شدند. آنجا تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار دارند تا به خواست وزارت اطلاعات برای اعترافات تلویزیونی تن دهند.
دستگیر شدگان در مراحله اولیۀ دستگیری به بازداشتگاه کلانتریها ، آگاهی شاپور ، خانه های امن وزارت اطلاعت، پایگاههای بسیج و پادگانهای نظامی سپاه پاسداران منتقل می شوند. زندانیان اسیر و بی دفاع تحت شکنجه های طاقت فرسائی قرار می گیرند که در اثر این شکنجه های بخصوص در کلانتری 148 تعدادی از جوانان جان باختند. ازجوانان دستگیر شده در کهریزک ( اردوگاه مرگ) ، اطلاعی در دست نیست .جان جوانان که دستگیر شده اند ودر اردوگاه مرگ ، آگاهی شاهپور وکلانتری 148 در بازداشت بسر می برند در معرض خطر جدی هستند.
از طرفی دیگر از اعلام آمار رسمی تعداد دستگیر شدگان خوداری شده و ارقامی که اعلام شده خیلی پایین تر از تعداد واقعی دستگیر شدگان است. هنوز تعداد زیادی از جوانان دستگیر شده را وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب حاضر به پذیرفتن مسئولیت دستگیری آنها نیست و به خانواده های آنها اعلام بی اطلاعی می کند. جوانان دستگیر شده که وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب حاضر به پذیرفتن مسئولیت بازداشت آنها نیستند در معرض خطر جانی قرار دارند
در اینجا اسامی تعداد دیگری از دستگیرشدگان اخیر را اعلام میداریم
1- محمد كاظم كريمي 28 ساله ديپلم شغل تايپيست يكشنبه 31 خرداد در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
2- حسن علمي 20 ساله ديپلم پنجشنبه 28 خرداد در توپخانه بازداشت و بعد از انتقال به آگاهي شاپور به اوين منتقل شده
3- عليرضا اصغري 24 ساله فوق ديپلم پرورش دام كارمند يكشنبه 31 خرداد در ونك بازداشت ابتدا به قزل حصار و سپس به اوين منتقل شده
4- شاهين آقا بيگي 25 ساله و متاهل ليسانس كامپيوتر شغل آزاد دوشنبه 1 تير در كارگر شمالي بازداشت و به اوين منتقل شده
5- مسعود محمدي 30 ساله متاهل ليسانس برق قدرت كارمند اداره برق يكشنبه 31 خرداد در خيابان نصرت بازداشت به خانواده گفته شده به قزل حصار منتقل شده
6- احمد نصرتي 28 ساله ليسانس عمران كارمند شهرداري چهارشنبه 3 تير در ميدان بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده
7- مازيار نوروزي 22 ساله ديپلم شغل آزاد پنجشنبه 4 تير در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
8-فرهاد رحيمي نژاد 21 ساله دانشجوي عمران دانشگاه آزاد شنبه 30 خرداد حوالي ميدان آزادي بازداشت و به اوين منتقل شده
9- كامران نجفي 25 ساله ليسانس زبان ، مترجم چهارشنبه 27خرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
10- امين ميرزايي 27 ساله متاهل فوق ليسانس مديريت كارمند شركت خصوصي شنبه 30 خرداد در ميدان جمهوري بازداشت و به اوين منتقل شده
11- صابر ابراهيمي 24 ساله فوق ديپلم رياضي ،بيكار يكشنبه 24 خرداد در ولي عصر بازداشت و بعد از انتقال به كلانتري 148 انقلاب و مورد شكنجه و ضرب و شتم با باتوم و شوك برقي قرار گرفتن به اوين منتقل شده
12- صادق حبيبي 27 ساله ديپلم فني جوشكار شنبه 30 خرداد تقاطع ازادي _جيحون بازداشت و به اوين منتقل شده
13- حسام قرباني 23 ساله دانشجوي گرافيك دوشنبه 25 خرداد در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
14- محمد سلطاني 19 ساله محصل چهارشنبه 27 خرداد در هفت تير –شريعتي بازداشت و به اوين منتقل شده
15- مرتضي رادمنش 23 ساله ليسانس صنايع كارمند شركت خصوصي چهارشنبه 3 تير حوالي پارك لاله بازداشت و به اوين منتقل شده
16- پژمان بختياري 26 ساله ليسانس تاريخ، مدرس خصوصي شنبه 30 خرداد ازادي بازداشت و به اوين منتقل شده
17- اشكان رحماني21 ساله ديپلم و كتاب فروش يكشنبه 24 خرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
18- مصطفي قادرپناه 31 ساله برقكار سه شنبه 26 خرداد در ولي عصر بازداشت و به قزل حصار منتقل شده
19- محمد مهدي خاني 22 ساله فوق ديپلم نرم افزار شغل آزاد چهارشنبه 3 تير در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده
20- نادر وحيدي 24 ساله ليسانس علوم آزمايشگاهي كارمند بيمارستان 30 خرداد در آزادي بازداشت و به اوين منتقل شده
21- محمد تقي نعمتي 21 ساله دانشجوي حسابداري شنبه 30 خرداد در يادگار امام بازداشت و به اوين منتقل شده
22 –كاظم بابايي 25 ساله ديپلم شغل آزاد شنبه 30 خرداد در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
23- معين يوسفي 23 ساله ديپلم كامپيوتر دوشنبه 25 خرداد در ونك بازداشت و به قزل حصار منتقل شده
24- سينا بذر فروش 24 ساله ليسانس جامعه شناسي شغل آزاد سه شنبه 26 خرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
25- باقر يونسيان 29 ساله ليسانس فلسفه كتابدارشنبه 30 خرداد در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
از طرفی دیگر روز گذشته با اعلام تشکیل هیئت ویژه تعیین تکلیف بازداشت شدگان اخیرکه از افرادی مانند دری نجف آبادی ،رئیسی و مصطفی پور محمدی تشکیل شده است. رئیسی و مصطفی پور محمدی از اعضای هیئت مرگ قتل عام های زندانیان سیاسی سال 1367 می باشند. تشکیل این هیئت که تداعی کنندۀ هیئت مرگ سال 1367 و قتل عام زندانیان سیاسی است. به نظر می آید با تشیل این هیئت که افراد آن از جنایتکاران علیه بشریت می باشند. برای ایجاد رعب و وحشت قصد اعدام دستگیر شدگان اخیر را در سر دارند. در روزهای اخیر احمد خاتمی در نماز جمعه تهران اعلام کرد که معترضین محارب می باشند و همچنین با ترتیب دادن مصاحبه های تلویزیونی توسط مامورین وزارت اطلاعات زمینه سازی لازم را برای اعدام جوانان دستگیر شده مهیا می کنند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به جان دستگیر شدگان ابراز نگرانی شدید می کند و خواستار آزادی فوری و بی قید وشرط آنها است . لذا از دبیر کل سازمان ملل و کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری برای نجات جان دستگیر شدگان و آزادی فوری و بی قید و شرط آنها خواستار اقدامات فوری است
14 تیر 1388 برابر با 5 ژولای 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
قاتل شهيد ندا اقا سلطان سمبل ازادي خواهي بايد به سزاي جنايتش برسد
از روي نوع اسلحه و كاليبر گلوله سازمان قاتل قابل تشخيص است در هر صورت قاتل بسيجي شهيد ندا اقا سلطان سمبل ازادي خواهي بايد به سزاي جنايتش برسد
در زير گزارش اين منبع خبري نقل قول مي شود
پس از فتوای قتل عام عمومی مردم توسط سید علی خامنه ای رهبر حکومت جمهوری اسلامی بخشی از نیروهای سپاه پاسداران و از جمله سپاه قدس سپاه پاسداران از اجرای آن سر باز زدند . در خبرها آمده بود که 16 افسر سپاه پاسداران در اثر تمرد از فرمان خامنه ای دستگیر شده اند . لازم به ذکر است تعداد این افسران همینک به 33 تن رسیده است .این خبر به سرعت در میان مردم منتشر شد. این خبر یک خبر بی اساس نبود و این افسران سپاه وجود خارجی دارند. بخشی از این افسران سپاه نیز که دستگیر نشده اند گروهی را تشکیل دادند بنام یگان آذرخش که متشکل از نیروهای نظامی و شبه نطامی کنده شده از حاکمیت می باشند
خبری را که در مورد قاتل ندا منتشر می کنیم اگر چه نمی توانیم فعلن مدارک محکم و قانع کننده ای برای اثبات آن ارائه کنیم اما شاید در آینده این مدارک را نیز برای روشن شدن اذهان عمومی ارائه کنیم . این خبر را ما توسط یکی از این افسران سپاه قدس که از بدنه حاکمت جدا شده و در پی انتقام خون شهیدان روزهای اخیر پس از فرمان خامنه ای است ، بدست آورده ایم. افسر قدس سپاه پاسداران که اینک به مردم پیوسته است سالها در جبهه های گوناگون به این نظام خدمت کرده است . ما تصمیم نداریم که در حال حاضر مشخصات وی را منتشر کنیم و تنها به گزارش شناسایی و اعدام قاتل ندا آقا سلطان از قول وی اشاره می کنیم
چه کسی ندا را به قتل رساند؟؟
این افسر سابق سپاه قدس می گوید: فردی که ندا را به قتل رساند کارمند حراست وزارت کشور بود و اسلحه ای که ندا با آن به قتل رسید کلت 45 با کالیبر 9 میلیمتر بود .به وی گفتیم که می گویند ندا توسط یک بسیجی به قتل رسد او در جواب ما گفت: آخه کدوم بسیجی کلت چهل و پنج سازمانی وزارت رو داره ؟؟؟ قاتل کارمند حراست وزارت کشور بود و اعدام شد ، بچه ها دنبال بقیه جانیان هستند و تک تک شکارشون میکنن
پس آنکه ندا را به قتل رساند که بود: در پاسخ این سوال او می گوید : شخصی که ندا آقا سلطان را به قتل رساند ابوالفضل کیانی از عوامل حراست وزارت کشور بود( توضیخ حراستها مجموعه های آشکار و فعال وزارت اطلاعات می باشند) در ادامه او اظهار می دارد که کیانی چند روز پیش توسط یگان آذرخش به قتل رسیده است
از او خواستیم که جزئیات بیشتری ار قاتل ندا در اختیار ما قرار دهد . او به ما گفت
سه نفر از عوامل اجرایی یگان آذرخش ساعت ده و نیم شب به منزل وی مراجعه کردند. وی در حوالی سید خندان زندگی می کرد دو نفر مامور اجرای حکم و نفر سوم ذخیره بود ،ابوالفضل کیانی خودش در رو باز کرده است که برادران دلاور ما سه گلوله نثارش کردن ، برادر وی با شنیدن صدای گلوله قصد تعقیب و حمله به برادران رو داشته که توسط نفر سوم تیم از پشت هدف قرار میگیره و الان در آی سی یو بیمارستان ساسان بحال کما رفته است
لازم به ذکر است که این افسر سابق سپاه قدس اطلاعات بیشری در مورد سایر عوامل وزارت اطلاعات و جانیان ولی فقیه رژیم در اختیار ما قرار داده است که در خبرهای بعدی منتشر خواهد شد و این بخش تنها در ارتباط با ندا آقا سلطان بود
Saturday, July 4, 2009
کشته شدن استاد دانشگاه اهواز
استاد جعفر بروايه استاد دانشگاه چمران اهواز و دانشجوی مقطع دکترای دانشگاه تهران که برای شرکت در امتحانات به تهران رفته بود هفته گذشته در تظاهرات ميدان بهارستان شرکت ميکند واز ناحيه سرمورد اصابت يک گلوله قرار ميگيرد که بعد از آن به يکی از بيمارستانها ی تهران منتقل وقبل از رسيدن به شهادت میرسد. جسد آن شهيد بزرگوار توسط يکی از دوستان وی شناسايي وبه اهواز منتقل وتحويل خانواده وی شد. مراسم دفن آن شهيد در حضور نیروهای امنيتی رژيم انجام گرفت
خرداد خونین، گزارش تفصیلی نقض حقوق بشر پس از انتخابات در ایران


این گزارش ضمن ارائه تعاریف کلی از انتخابات و معیارهای انتخابات سالم، به بررسی اعتراضات مردمی و خشونت نیروهای نظامی میپردازد، مجموع گزارشات کلی از بازداشتهای جمعی افزون بر سه هزار شهروند، ارائه آمار از 34 جان باخته خشونتهای اخیر و همچنین مشخصات 700 بازداشت شده قسمتهای دیگر این گزارش را تشکیل می دهد.
لینک مستقیم دانلود فایل پی دی اف با حجم یک مگابایت
http://hra-iran.net/index.php?option=com_docman&task=doc_download&gid=19&Itemid=290
اسامی 12 تن دیگر از جانباختگان اعتراضات پس از انتخابات: دو دختر 25 ساله دیگر در میان کشته شدگان
مدرسه فمينيستی : اسامي تعداد ديگري از شهدای اخير مردم در تهران، توسط فعالين حقوق بشر و دموكراسي جمع آوري شده است
جان باختن اين افراد در حالي است كه خانواده هاي آنان تحت فشارهایی نیز قرار دارند
تحويل اجساد جان باختگان به خانواده هاي آنان، تنها در مقابل دادن تعهد و پذیرفتن شروط تعيين شده از سوي آنها امکان پذیر می باشد
بخشی از شروط تعيين شده برای خانواده های کشته شدگان عبارت است از
مراسم بي سر و صدا و فقط با حضور افراد نزديك خانواده صورت بگيرد
در مراسم هيچ گونه شعار و تبليغ عليه حكومت و سخنراني انجام نشود
در مراسم و روي سنگ قبر علت مرگ نوشته نشود
اسامي جمع آوري شده از سوي فعالين حقوق بشر و دموكراسي به شرح زير است
1. محمد حسين برزگر 25 ساله ديپلم شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به سر در تاريخ چهارشنبه 27 خرداد در ميدان هفت تير به شهادت رسيد و در يكشنبه 31 خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 302 به خاك سپرده شد
2. سيد رضا طباطبايي 30 ساله ليسانس حسابداري، كارمند به دليل اصابت گلوله به سر در 30 خرداد در خيابان آذربايجان به شهادت رسيد و چهارشنبه 3تيربعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 259 به خاك سپرده شد.
3. ايمان هاشمي 27 ساله شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به چشم شنبه 30 خرداد در خيابان آزادي به شهادت رسيد و چهارشنبه 3 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شد.
4. پريسا كلي 25 ساله فارغ التحصيل رشته ادبيات به دليل اصابت گلوله به گردن در يكشنبه 31 خرداد در بلوار كشاورز به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شد
5. محسن حدادي 24 ساله طراح برنامه هاي كامپيوتري شنبه 30 خرداد به دليل اصابت گلوله بر پيشاني در خيابان نصرت به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 262 به خاك سپرده شد.
6. محمد نيكزادي 22 ساله فارغ التحصيل عمران در سه شنبه 26 خرداد به دليل اصابت گلوله به سينه در ميدان ونك به شهادت رسيد و شنبه 30 خرداد در قطعه 257 به خاك سپرده شد.
7. علي شاهدي 24 ساله بعد از دستگيري و انتقال به كلانتري در تهرانپارس يكشنبه 31 خرداد به دلايل نامعلوم در كلانتري به شهادت رسيد پزشكي قانوني علت مرگ وي را نامشخص اعلام كرده اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري به شهادت رسيده وي 4 تيردر قطعه 257 به خاك سپرده شد.
8. واحد اكبري 34 ساله شغل ازاد و متاهل داراي يك دختر 3 ساله در شنبه 30 خرداد به دليل اصابت گلوله به پهلو در خيابان ونك به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 261 به خاك سپرده شد.
9. ابوالفضل عبدالهي 21 ساله فوق ديپلم برق 30 خرداد در مقابل دانشگاه صنعتي شريف به دليل اصابت گلوله به پشت سربه شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 248 به خاك سپرده شد.
10. سالار طهماسبي 27 ساله دانشجوي كارشناسي مديريت بازرگاني رشت شنبه 30 خرداد در خيابان جمهوري به دليل اصابت گلوله به پيشاني به شهادت رسيد ودوشنبه 2 تير در قطعه 254 به خاك سپرده شد
11. فهيمه سلحشور 25 ساله ديپلم يكشنبه 24 خرداد به دليل اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي در ميدان ولي عصر بعد از انتقال به بيمارستان در تاريخ 25 خرداد به شهادت رسيد و 27 خرداد در قطعه 266 به خاك سپرده شد
12. وحيد رضا طباطبايي 29 ساله ليسانس زبان انگليسي چهارشنبه 3 تير در بهارستان به دليل اصابت گلوله به سر به شهادت رسيد و 6 تير در قطعه 308 به خاك سپرده شد
پیش از آن طبق گزارش های منتشر شده اسامی 14 تن از اسامی جان باختگان اعتراضات اخیر منتشر شده بود که شامل: ندا آقا سلطان، فاطمه براتی، فاطمه رجب پور و دخترش، کسرا شرفی، موبینا احترامی، کامبیز شعاعی، محسن ایمانی، ناصر امیرنژاد، ایمان نمازی، مصطفی غنیان، بهمن جنابی، اشکال سهرابی، کاوه علی پور
چرا ندا نماد اعتراض ایرانیان شد؟
از شنبه شب گذشته که از کشته شدن ندا در خیابان فیلم و عکس به صورت ویدئو در اینترنت پخش شد که چهرهٔ او به عنوان سمبل جنبش اعتراض ایرانیان تبدیل شد
در ویدئوی ۵۰ ثانیه ی این فیلم که توسط یک رهگذر گرفته شده فیلم بر روی آخرین نگاه چشمان در صورت به خون آغشته ش که جان می بازد متوقف میشود. این تصویر نماد برجسته ای را به جهان بیرون نشان داد که حتی باراک اوباما آنرا معروف شناخت و آنرا یک نماد و یا چهره به یاد ماندنی دانست

و حتی در چهره زنده ای که از ندا آقاسلطان در این صفحه هست. شایعترین عکس مورد استفاده قرار داده شده که یک تناقض وحشتناک از قبل و بعد از مرگ اوست. ندا آنچنان درخشید که از او به عنوان نماد مبارزه یاد میشود و در سر تیتر روزنامه ها خبرها وب سایت ها و همچنین در تصویر پروفایل کاربران در فیسبوک و تویتر و سرانجام بر روی پلاکادرها قرار گرفت.
این تصویر واضح و روشن دانشجوی ۲۶ ساله ایست که در دیدگاه همگان قرار گرفت او یک نماد شد برای درک مسال سیاسی ایران و این سوال مطرح شد که چرا بالاخره صورت ندا آقا سلطان و نه آن دانشجوی که آخر هفته در منزلش کشته شد یا مرد جوانی که در ویدئو ۲۲ جولای در یوتوب در حین تظاهرات کشته شد به نماد جنبش اعتراضی ایران بدل نشدند؟
بسیاری از این ویدئوها که نمودی ست از آنچه در واقعیت در ایران می گذرد،توسط شاهدان عینی این اعتراضات و تظاهرات ها ثبت شده و بر روی یوتیوب منتشر شدند، این ویدئوها بر روی کامپیوترهای شخصی در سراسر جهان دیده شدند و با خشم و شگفتی غرب روبرو شدند
اغلب این ویدئوها توسط رسانه ها مورد استفاده قرار گرفت و دراین میان صحنه جان باختن ندا آقا سلطان در برابر دوربین به نمادی از جنبش اعتراضی بدل شد.
![]()
زیباشناسی مرگ
زن به عنوانه مادر آینده برای بقای خانواده، قبیله ، و جامعه پا برجاست. از او هنوز به عنوان یک موجود بی دفاع که باید مورد محافظت دائمی قرار گیرد یاد میکنند
توضیحی که خانم الیزبت برنفن در مصاحبه با اشترن در مورد انتشار سریع تصویر ندا در رسانه غرب نیز در همین راستاست، او می گوید
"تصویریک زن درحال جان باختن دردناک تر از تصویر یک مرد در حال جان باختن است". این به ریشه های فرهنگی مامربوط می شود. چنان که نویسنده کتاب "تنها بر جسد او" از ترکیب زنانگی، مرگ و زیباشناسی سخن می گوید
این نماد سازی به تاریخ طولانی از شهادت مردان و زنان برمی گردد. از نمادهای روم باستان از زمان شهادت"لوکرتیا" تا صحنه مرگ به یاد ماندنی لرا پالمر در مجموعه تلوزیونی دیوید لینچ: "Twin Peaks "، به خاطر آوریم که ادگار آلن پو در ۱۸۴۶ گفت بود :"مرگ یک زن زیبا بدون تردید شاعرانه ترین و به یاد ماندنی ترین سوژه در جهان است
الیزابت برونفن، استاد دانشگاه زوریخ می گوید این چهره ماندگار، خشونت قتل را بیشتر به چشم می آورد. زنانگی در فرهنگ ما چیزی است که باید مورد حفاظت قرار گیرد و وقتی ما این چهره زیبای در خون تپیده را می بینیم به شدت تکان می خوریم
وی می گوید: "ندا بسیار زیباست و وقتی ما تصاویر وی در زمان زنده بودنش را می بینیم و با این تصویر صحنه مرگش در کنار هم می گذاریم، بلافاصله از خود می پرسیم چرا باید او کشته می شد؟"جنبش زنان
در کنار زیبائی شناسی، مسائل سیاسی مرتبط با نمادسازی از ندا در این جنبش اعتراضی نیز موضوعی قابل تامل است

یک زن شجاع جوان و مشتاق به زندگی آزاد در نهایت قربانی رژیم احمدینژاد می شود، رژیمی که این تمایل به آزادی را نادیده گرفته و سرکوب می کند و جالب است که در دید غرب رهبر جناح مخالف میرحسین موسوی در اغلب موارد با معیارهای لیبرال ناهمسوست و این از سوئ بسیاری از پشتبان های مجازی وی تا حدودی ندیده گرفته شده است.
پس جای تعجب نیست که یک دختر دانشجو سمبل مبارزه شود آنچنان که برنفن در ادامه می گوید: "وقتی ما در رابطه با کشورهای عربی، اسلامی و پارسی زبان صحبت میکنیم بیشتر توجه ما به حقوق خصوصی و تحصیل زنان باز می گردد. در حال حاضر توجه ما معطوف آن است که زنان نیروی حرکت در زمانی که تغییری در شرف رخ دادن است باشند و به نظر می رسد که این آرزویی دیرینه باشد. اما این جنبش اعتراضی در ایران به گونه ای برجسته تصویری از زنان مبارز را به نمایش گذشت."
وی ادامه می دهد: " پس از این قرار یک دانشجوی زن کشته شده جایگاه برجسته تری از یک دانشجوی مرد کشته شده دارد
برنفن یاددآوری می کند که این نوعی شهادت است که غرب نیز آن را باز نمایی می کند
و چهره غربی ایران را نمایان می سازد. اگر به جنبه های زندگی و شیوه زندگی کنونی ایرانیان نگاه کنیم،گرایشات امروزین در جامعه ایران را می توان بخشی از فرهنگ کشورهای غربی دانست
برخلاف کشورهایی مانند عربستان سعودی، ایران به ما بسیار نزدیک است فقط باید احمدی نژاد را از سیمای آن حذف کرد
ترجمه: سالومه
چرا رژیم تا کنون موسوی را به زندان نینداخته است ؟
همه اش همین بود؟
حکومت دینی در ایران بدون منابع مشروعیت جدید و همزمان نگهداری منابع قدیم، نمیتواند از رویدادهای اخیر جان به در ببرد. از همین روست که رژیم تا کنون موسوی را به زندان نینداخته است. نظام با موسوی حرف میزند تا موج اعتراضات را بخواباند. این اما یک تدبیر کوتاهمدت است. زمامداران نظام عمیقا نامطمئن هستند چرا که میدانند میتوانند مورد حمله تودههای مردمی قرار بگیرند که در فکر چنان جشن بزرگی هستند که دیگر سنگ روی سنگ نظام آنها بند نخواهد شد
*****
برگردان از الاهه بقراط
www.alefbe.com
همهاش همین بود؟
اولریش لادورنر مفسر روزنامه آلمانی دیتسایت (02 ژوییه) تلاش میکند در تفسیری به همه زوایای رویدادهای اخیر در ایران بپردازد. او که مانند بسیاری از مفسران غرب با شگفتی، اعتراضات زنان و جوانان ایران را زیر نظر دارد، نظام جمهوری اسلامی را به خانهای تشبیه میکند که فقط درجهای از زلزله را میتواند تحمل کند. خانهای که اگر موسوی و هوادارانش در آن یک اتاقی خالی برای خود پیدا نکنند، آنگاه ممکن است با هجوم مردم اساسا سنگ روی سنگش بند نماند. او توضیح نمیدهد رسیدن یک اتاق خالی به موسوی، به معنی سهمی از قدرت، آیا امکان بروز زلزله را منتفی میسازد یا نه؟! زلزلهای که پیشلرزههایش، هم اکنون شکاف جامعه را به قول خود مفسر تا رأس هرم قدرت جمهوری اسلامی امتداد داده است. از همین رو پاسخ ناگفته مفسر به تیتر مقالهاش «همهاش همین بود؟» یک «نه» روشن است
سی سال، عمر زیادی برای نظامی است که اصلا نمیباید جایی در جهان مدرن داشته باشد: یک حکومت دینی. با این همه جمهوری اسلامی ایران هنوز وجود دارد. هر اندازه هم که عظمت اعتراضات سه هفته گذشته، یادآور انقلاب 79 بود، ولی آن را فرو نریخت. این نظام، خانهای را میماند که با تدابیر ضدزلزله بنا شده است، لیکن تنها درجهای از زلزله را میتواند تاب بیاورد. راز فرونریختن آن در این است که میتواند در برابر هر لرزش، آن را از خود دور ساخته و تا میزان معینی در خود پخش کند. برای این کار، به درهای بسیار، پلکانهای متعدد، و انبارهای مخفی نیاز هست. و آدم باید دقیقا همین جا را، همین نقاط درونی را مورد توجه قرار دهد. چرا که این روزها، تظاهرات خیابانی زیر فشار چماق و سرکوب رژیم برای مدتی آرام گرفته است
ما عادت کردهایم وضعیت سیاسی را در ایران با تقسیم به «اصلاحطلبان» و «محافظهکاران» بسنجیم. این تقسیمبندی بسیار سطحی است و گاه نیز مرزی بین آنها نمیتوان یافت به ویژه آنگاه که سخن از «اصلاحطلبان محافظهکار» و یا «محافظهکاران عملگرا» میرود، این مفاهیم اصلا به کاری نمیآیند. در شرایطی که کل نظام دچار بحران میگردد، آنگاه اصلاحطلبان و محافظهکاران به سرعت در کنار یکدیگر قرار میگیرند و حول نقطه مرکزی انقلاب گرد میآیند.
معروفترین اصلاحطلب ایران، محمد خاتمی، که از سال 1997 تا 2005 ریاست جمهوری کشور را بر عهده داشت، هرگز نظام را مورد سئوال قرار نداد. حتی در شرایطی که کمترین خطر وجود داشت، که ممکن بود «خیابان» بتواند نظام را به پرسش بکشد، او بلافاصله عقبنشینی میکرد. هنگامی که در سال 1999 هزاران دانشجو شعارهای خاتمی بر لب، اعتراضکنان خیابانهای تهران را زیر پا مینهادند، او زمانی طولانی سکوت کرد و سرانجام نیز از آنها، از طرفداران خودش، فاصله گرفت
برعکس او، میرحسین موسوی در این روزها به قهرمان اپوزیسیون تبدیل شده است. او نمونهای است که نشان میدهد چگونه یک «محافظهکار» میتواند به «اصلاحطلب» تبدیل شود. موسوی به عنوان یکی از انقلابیان ساعات نخست انقلاب اسلامی، در طول هشت سال جنگ ایران و عراق، نخستوزیر بود و نمیشد نشانی از یک «لیبرال» را در او دید. تنها ابراز علاقه توده مردم در انتخابات ریاست جمهوری بود که وی را به نقطه امیدی تبدیل ساخت که خودش چه بسا با آن موافقت نداشته باشد، یعنی امید به گشایش سرنوشت ساز فضای بسته نظام
اتاق خالی برای موسوی در خانه نظام
واقعیت این است که رویکرد وی به مذاکره، آن هم پس از دو هفته اعتراضات خیابانی، به عنوان شخصی که بر این باور است شکست وی ناشی از تقلب انتخاباتی است، تنها نتیجه اقدامات خشونتبار رژیم علیه تظاهرکنندگان نیست. موسوی هنوز هم بر این اعتقاد است که میتوان درون نظام به توافقهایی رسید و راهی برای برون رفت از این بحران یافت. او امیدوار است بتواند، جایی در خانه بزرگ جمهوری اسلامی، یک اتاق خالی برای خودش و هوادارانش پیدا کند. او پیش از این به رژیم هشدار داده بود که اعتراضات را نادیده نگیرد. گفته بود که نظام با این کار به راه خطرناکی گام میگذارد که در آن مشروعیت خود را از دست میدهد. این همه، تنها نگرانی کسی میتواند باشد که دوست نظام است. موسوی امید خود را بر ساختار کنونی قدرت بنا میکند. وی در آخرین صحبتهای خود متذکر شد باید «به دنبال راه حلی درون خانواده» بود و این راه حل را نباید در بیرون از آن جست چرا که در این صورت رژیم آن را نخواهد پذیرفت
از همین رو به جای همه اصطلاحاتی که در جمهوری اسلامی به کار برده میشود [اصلاحطلب و محافظهکار و غیره] بهترین کار این است که برای توضیح موقعیت [نیروهای سیاسی] در ایران همانا از «خودیها» و «غیرخودیها» سخن گفت
این دو گروه اگر چه رقیب یکدیگر به شمار میروند، لیکن حلقه انقلاب آنها را به یکدیگر پیوند میدهد. آنها از نظر ایدئولوژیک، سیاسی و هم چنین زندگینامه خود به یکدیگر پیوستهاند. آنها همدیگر را میشناسند، زمانی به یکدیگر کمک، و زمانی دیگر علیه یکدیگر مبارزه کردهاند و گاهی نیز یکی از آنها به بیرون پرتاب شده است، بدون آنکه دوباره به درون خانواده پذیرفته شده باشد. فرقی نمیکند آنها تا چه اندازه از یکدیگر نفرت داشته باشند و نسبت به هم احساس انزجار کنند. آنها از همان لحظه تولدشان به عنوان انقلابی، کسی جز خودشان را ندارند. انقلاب ایران، حقیقتا یک رویداد تا حد خودکشی تنها و منزوی بود. این انقلاب هم علیه غرب و هم علیه کمونیسم بود. آیتالله روحالله خمینی، رهبر انقلاب، علاوه بر این میخواست در حاشیه، رهبری جهان اسلام را [در مصر و عربستان سعودی] سرنگون کند و اسراییل را نابود سازد. در یک کلام، جمهوری اسلامی از همان لحظه تولد علیه هم جهان به پا خاست! داشتن این همه دشمن، سبب تنهایی و انزوا میشود. انقلابیان غیر از خودشان کسی را ندارند. از همین رو اعصاب اعضای خانواده در چنین شرایطی همواره تحریک شده است و هنگامی که نتوانند تلافی موقعیت را به شکل تخلیه خشونت علیه جهان خارج در بیاورند، آنگاه این فشار میتواند متوجه درون شود و خودشان را زیر ضرب بگیرد. اینجاست که دعوای خانوادگی ممکن است خطرناک شود
درست همین ماجرا پیش از انتخابات ریاست جمهوری اسلامی روی داد. این انتخابات زمانی برگذار شد که به برکت سیاست اوباما، به سختی میشد در خارج دشمن مشخصی را یافت که بتوان دق دلیها را سر او خالی کرد. رییس جمهوری آمریکا با سیاست تنشزدایی خود، دلیلی برای حمله به دست نمیداد. دستی که وی به سوی تهران دراز کرده بود، سبب پریشان احوالی رژیم ایران شد. از آنجا که نمیشد مبارزه انتخاباتی را بطور پیروزمندانه علیه یک دشمن خارجی پیش برد، باید دشمنی در داخل پیدا میشد
لحن تند نظام اما تنها به دلیل کمبود دشمن خارجی نیست، بلکه بیش از آن، به خاطر مبارزه جهت به دست آوردن بهترین جا بر سر سفره پربرکت انقلاب است. هنگامی که محمود احمدینژاد چهار سال پیش به ریاست جمهوری اسلامی برگزیده شد، به انتخابکنندگانش قول داد فساد را در هم بکوبد. با این وعده وی یک موضوع مردمی پیدا کرد. این وعده اما پیش از همه یک پیام به هوادارانش بود: «حالا نوبت شماست!» هواداران احمدینژاد گرسنه و انتقامجو بودند. اینان بودند که در جنگ علیه عراق خون دادند، حال آنکه ملایان در تهران غرق در ثروت کشور جا خوش کرده بودند
احمدینژاد به محض شروع کار، تمامی مقامات کشور را تا ردههای سوم و چهارم در وزارتخانهها، ادارات، شرکتها و دانشگاهها با هواداران خود پر کرد. کارشناسان از تعویض ده هزار مقام صحبت میکنند. در جایی که این افراد وفادار [به دولت جدید] به میدان میآمدند، آنهای دیگر، در حالی که همچنان از خود دفاع میکردند، از میدان به در میشدند. در این میان یک مرد بود که با تمام قوا به دفاع پرداخته بود: هاشمی رفسنجانی. او از سال 89 تا 98 رییس جمهوری اسلامی بود و علاوه بر آن گفته میشود که ثروتمندترین مرد ایران است. وی این ثروت را از انواع معاملات تجاری به دست آورده که پیشپا افتادهترین آنها صدور پسته است
مبارزه بر سر منابع، در سالهای گذشته به این دلیل نیز تشدید شد که درآمد نفت که در این دوران به بالاترین حد تاریخی خود رسیده بود، خرج اُتینا شد. همراه با احمدینژاد بازنشستگان دوران جنگ و زن و بچه و فک و فامیلشان آمدند. هیچ تخمین جدی در این زمینه وجود ندارد. لیکن اساس قدرت احمدینژاد را سپاه پاسداران و بسیجیها تشکیل میدهد. گفته میشود سپاه پاسداران دارای 125 هزار عضو است و بسیجیها تقریبا بالغ بر یک و نیم میلیون نفر میشوند. اگر افراد خانوادهشان را نیز به آنها بیفزاییم، آنگاه میلیونها نفر خواهند شد.
رفسنجانی هم هواداران خودش را دارد که باید آنها را راضی نگاه داشت. این هواداران را اما به مراتب کمتر از طرفداران احمدینژاد میتوان در حلقه خود راه داد. چهار سال پیش، زنان جوان با فریاد «هاشمی! هاشمی!» برای او که خود را نامزد کرده بود، مبارزه انتخاباتی میکردند. صحنه خیلی عجیبی بود که چگونه این زنان آرایش کرده با عینکهای آفتابی و لباس جین برای یک ملای محافظهکار و یک انقلابی قدیمی اینطور فعال شدهاند. زنان که دوسوم دانشجویان کشور را تشکیل میدهند پس از پایان تحصیلات، اغلب در فرهنگ پدرسالار جامعه فرو میغلتند. برای این زنان خودآگاه، سرنوشت به مراتب تلختر به نظر میرسد چرا که میدانند جهان پر از امکاناتی است که آنها از آن بیبهرهاند. از همین رو، رفسنجانی که نخستین بار یک برنامه خصوصیسازی را در دوران ریاست جمهوری خود در دهه نود ارائه داد، درهای اقتصاد را باز کرد، رقابت [اقتصادی] را تقویت نمود و از همین رو فرصتهایی در برابر افراد متخصص به وجود آورد، نقطه امیدی برای این انسانها به شمار میرفت. رفسنجانی هوای تازهای در فضای کشور دمید. به عقیده بسیاری از منتقدان این هوا بسیار اندک بود ولی با این همه او برای جوانان دستاوردهای بیشتری داشت تا احمدینژاد. رفسنجانی بیشتر در پی معاملاتی است که هم برای خودش و هم برای جامعه سودمند باشد. احمدینژاد اما به دنبال سیاستهای ایدئوژیک است که بتواند هواداران خود را به حرکت در آورد
این دو نفر همزمان در بالاترین مقامات جمهوری اسلامی قرار دارند. یکی رییس جمهوری اسلامی است و دیگری رییس مجلس خبرگان. شکافی که در جامعه به وجود آمده است تا رأس دستگاه حکومت رسیده است
ظاهرا انقلابیان قدیمی خطر را تشخیص دادهاند و رسما تلاش میکنند با همدیگر کنار بیایند. کدام پیشنهادات میتواند موسوی و طرفدارانش را راضی کند؟ کدام تهدیدات میتواند آنها را بترساند؟ این امکانات از چماق نیروهای انتظامی و امنیتی و سلولهای زندان مخوف اوین تا پیشنهاد برای داشتن یک سهم سیاسی را در بر میگیرد. کسی بر سر این توافق ندارد که ایران را به یک دیکتاتوری عریان تبدیل کند
تا ناآرامیهای اخیر رژیم موفق شده بود تا اندازهای از سرنوشت بسیاری از رژیمهای تمامیتخواه بگریزد و در راهی گام نگذارد که پیوند با واقعیت را از دست بدهد و دچار پارانویا شود. اینک اما این خطر وجود دارد که سخنان بی در و پیکر احمدینژاد به تدریج سبب تغییر شکل واقعیت شود. او آنقدر از دشمنان حرف میزند تا واقعا دشمنانی هم در واقعیت پیدا شوند. او آنقدر از «حق حاکمیت ملی» ایران حرف میزند تا کشور کاملا منزوی شود. این انقلابی در راه آن است که کشور را به آن نقطهای بکشاند که ایران در تاریکترین ساعات انقلاب در آن قرار داشت: انزوای مطلق
مواجببگیران حکومت دینی
با این همه جمهوری اسلامی تا به امروز خود را همواره به عنوان یک «ماشین درسآموز» ثابت کرده است. این را میتوان در سرکوب خونین ولی مؤثر اعتراضات توسط پلیس دید. این را میتوان در این دید که جمهوری اسلامی چگونه میتواند از منافع خود دفاع کند. شاید این همه به این دلیل باشد که این حکومت دینی خود را توسط عناصر دمکراتیک مثلا مانند مجلس سر پا نگاه داشته است. با رویدادهای اخیر البته بیشتر میتوان این نتیجه را گرفت که ادعای دمکراسی [در این حکومت دینی] اساسا حرف یاوهای بیش نیست. با این همه نهادهای دمکراتیک در کمترین حد ممکن مورد پذیرش هستند. دست کم این است که این نهادها حاوی امکانات دمکراتیک هستند. اینکه آیا این امکانات جدی گرفته میشوند، یا نه، موضوع دیگریست. به هر روی، این نهادها به رژیم کمک میکنند تا رضایت یا خشم مردم را بشناسد تا بتواند پیش از بروز ناآرامی، آن را پیشبینی کند
ظرفیتهای عملا دیکتاتوری رهبر مذهبی رژیم بطور رسمی از سوی هیچ کس مورد سئوال قرار نمیگیرد. برای پاسخ به چرایی آن، یک جواب ساده و یک جواب مشکل وجود دارد. جواب ساده این است که هر آن کسی که ولایت فقیه را مورد سئوال قرار دهد، سر از زندان یا تبعید در میاورد و یا حتی جانش را از دست میدهد. جواب پیجیدهتر و ناخوشایند اما این است: این حکومت دینی برای بسیاری از انسانها ضامن بقای آنهاست. رژیم هنوز میتواند بسیاری از مردم را با خود چنان همراه کند که حتی حاضرند با خشونت از آن دفاع نمایند. بقای حکومت دینی برای کسانی که از آن مواجب و مزایا دریافت میکنند، میارزد. شمار این افراد بسیار زیاد و تصمیم آنها برای دست زدن به هر کاری [برای حفظ نظام] راسخ است
با این همه حکومت دینی بدون منابع مشروعیت جدید و همزمان نگهداری منابع قدیم که بر آنها قرار گرفته است، نمیتواند از رویدادهای اخیر جان به در ببرد. از همین روست که رژیم تا کنون موسوی را به زندان نینداخته است. نظام با موسوی حرف میزند تا موج اعتراضات را بخواباند و او را زیر کنترل خود نگاه دارد. این اما یک تدبیر کوتاهمدت است. فشار جامعه بر رژیم به همان شدت باقی میماند و در این واقعیت در سالهای آینده تغییری روی نخواهد داد. مسئله تعیین کننده این است که آیا خانه جمهوری اسلامی درهایش را باز میکند، و اگر آری، تا کجا؟ آیا تنها یک لنگه در را باز میکند و یا چهار طاق؟ بر اینها باید دعوای دوگانه احمدینژاد/خامنهای و موسوی/رفسنجانی را نیز افزود. هر چهار نفر عمیقا نامطمئن هستند. چرا که میدانند خانه آنها میتواند مورد حمله تودههای مردمی قرار بگیرد که میخواهند جشن بزرگی در آنجا برپا دارند. چنان جشن بزرگی که دیگر سنگ روی سنگ خانه آنها بند نخواهد شد
لیست شصت نفره از اسامی شهروندان بازداشتی
1. ابراهيم پور عبدالله - زندان اوين
2. احمد رضا عبادي - زندان اوين
3. اردشير امير ارجمند- زندان اوين
4. اشکان کارخانه - زندان اوين
5. امان الله شهسواني - زندان اوين
6. امير حجتي - زندان اوين
7. امير حجتي - زندان اوين
8. امير حسين مصباح - زندان اوين
9. امير عباس کلهر - زندان اوين
10. ايليا فراستي - زندان اوين
11. پوريا فيض اللهي - زندان اوين
12. حسن فراهاني - زندان اوين
13. حسين آقاپور - زندان اوين
14. حسين باري - زندان اوين
15. حسين زمانيان - زندان اوين
16. حميد ترقي - زندان اوين
17. دانيال فرجي - زندان اوين
18. رامون دهقاني - زندان اوين
19. سامان حسيني - زندان اوين
20. سجاد سلطان علي - زندان اوين
21. سجاد طاهري - زندان اوين
22. سعيد انوري - زندان اوين
23. سعيد برادر - زندان اوين
24. سعيد بهرامي - زندان اوين
25. سعيد ترابي - زندان اوين
26. سعيد شايسته - زندان اوين
27. سيد رضا فاطمه - زندان اوين
28. سيد محمد حسين حسني - زندان اوين
29. سينا گرامي - زندان اوين
30. شايان قلي پور - زندان اوين
31. عباس قادريان - زندان اوين
32. عباسعلي گودرزي - زندان اوين
33. علي عاميران - زندان اوين
34. علي محمدي - زندان اوين
35. علي مرادي - زندان اوين
36. عليرضا خدادادي - زندان اوين
37. فرهاد شير احمد - زندان اوين
38. مجتبي صفري - زندان اوين
39. مجتبي کاظمي - زندان اوين
40. محمد ابراهيم خسروتاج - زندان اوين
41. محمد باقري - زندان اوين
42. محمد حسن عليخاني - زندان اوين
43. محمد رضا حسني - زندان اوين
44. محمد رضا سلطان فر - زندان اوين
45. محمد رضا هاشمي - زندان اوين
46. محمد عظيمي - زندان اوين
47. محمد علي کارگران - زندان اوين
48. محمد علي کشاورز - زندان اوين
49. محمد نجاري - زندان اوين
50. مرتضي جعفري فرد - زندان اوين
51. مرتضي سيطري - زندان اوين
52. مسلم دلشاد - زندان اوين
53. مظاهر پرهيزگار - زندان اوين
54. مهدي حبيبي - زندان اوين
55. مهدي طاهريان - زندان اوين
56. مهدي فرجي - زندان اوين
57. مهدي کريمي - زندان اوين
58. ميلاد پيشداد - زندان اوين
59. نيما کاکاوند - زندان اوين
60. ناصر نمازی – زندان اوین
• این لیست تکمیل خواهد شد
لیست دربرگیرنده اسامی و مشخصات شصت تن از شهروندان معترض بازداشت شده روزهای اخیر در شهر تهران است
Friday, July 3, 2009
ويديو كليپ : خوانندگان ايراني و خارجي بياد شهيد راه ازادي ندا اقا سلطان مي خوانند
وضعیت اضطراری است؛ وقت تلف نکنید!

نامه ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر - 12 تیر 1388
در مورد دستگیر شدگان خیزش مردم، خبرهای دهشتناكی از زندان های رسمی و بازداشتگاه های مخفی و موقتی در گوشه و كنار می رسد. شرایط ایجاب می كند كه یك جنبش همگانی برای افشای جنایاتی كه در حال رخ دادن است و آزادی فوری و بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی فراخوان داده شود. در ایران، خانواده های زندانیان سیاسی از قدیم و جدید می توانند محرك و هسته مركزی چنین كاری شوند. ولی در شرایط کنونی خارج از کشور می تواند و باید نقش مهمی در این زمینه بازی كند. حتی كارزار سالانه یادبود كشتار 67 می تواند به عرصه ای برای این جنبش تبدیل شود
خبرهایی كه می رسد حاكی از شكنجه های وحشیانه و به قصد كشت بر جوانان دستگیر شده در تظاهرات ها و همینطور قشرهای دیگر است. علاوه بر این در مورد افراد شناخته شده (اعم از روزنامه نگار یا فعالان ستادهای موسوی و كروبی) فشار به قصد اعتراف را جلو برده اند. مساله اصلی اینست كه در مورد جوانان بی نام و نشان، دارند به سبك آمریكای لاتین جلو می روند یعنی پدیده سر به نیست كردن و مفقود الاثرها (دسپاراسیدوس). یكی از یک نگهبان اوین كه سرباز وظیفه است نقل می کرد كه در بخش مخصوصی كه متعلق به بسیج و اطلاعات سپاه است و هیچكس حق ورود به آنجا را ندارد وحشتناك شكنجه می كنند و از صدای فریاد، اعصاب همه ما خرد شده است. و هر صبح زود به طور متوسط 10 جسد از كسانی كه زیر شكنجه كشته شده اند را با آمبولانس از زندان خارج می كنند و به گورهای بی نام و نشان می برند
هدف از دستگیری های گسترده و كتك زدن های عجیب و غریب در معابر و سپس در بازداشت موقت، انتشار این اخبار به قصد مرعوب كردن كل مردم بوده است. یعنی خیلی ها را كه خودم نمونه هایش را دارم، حتی خارج از تظاهرات و فقط بر حسب تیپ یا سن، و شاید هم فقط برای ترساندن عابرانی كه صحنه را می دیده اند، دستگیر كرده و بعد از ده ساعت كتك زدن و تحقیر و فحش، آزادشان كرده اند كه بیایند بگویند چه خبر است. اما فقط این روش نیست. این بیشرف ها دارند واقعا بر مبنای عكس هایی كه با دوربین تله از جوانانی كه در درگیری های اصلی و حوالی مراكز بسیج و مقرهای دولتی بوده اند و شعار داده اند، از بین دستگیر شدگان گزینش می كنند و قصدشان حذف فیزیكی نیروی ضربت خیزش مردم است. در روزهای اخیر ربودن جوانانی كه خانه هایشان در جریان شعار دهی شبانه شناسایی شده را شاهد هستیم. قبلا هم گفته شد كه اینها می خواهند در یك فرجه سه ماهه تا شروع سال تحصیلی كه احتمال می دهند با دانش آموزان و معلمان و دانشجویان و استادان مساله داشته باشند، یك تصفیه فیزیكی را در سطح چند صد نفر به پیش ببرند. در عین حال، احتمال دارد با شروع سال تحصیلی هم مجبور به تعطیلی دو فاكتوی دانشگاه ها (یا تق و لق كردن آن) شوند. یك آمار عجیب از زبان وزیر علوم شنیده شد كه امسال حدود 300 هزار نفر واجد شرایط شركت در كنكور نرفتند كارت ورود به جلسه بگیرند! اینها كی هستند و چرا نرفتند كنكور بدهند؟ به نظر بخشی از زاویه اعتراض بوده و به طور كلی دل و دماغ كنكور دادن را نداشته اند. چند صد نفری هم ممكنست فراری باشند. در هر صورت وزیر علوم یك مژده دیگر هم به كنكوری ها داد كه امسال از ”سهمیه 40 درصدی!“ رزمندگان، فقط 20 درصدش استفاده می شود بنابراین شانس قبولی تان بیشتر شده است!! این حرف در حالی زده می شود كه ظاهرا سالهاست به طور رسمی، رزمندگان یا بسیجی ها سهمیه ندارند. در هر صورت، علیرغم این حرف، فكر می كنم كه پر كردن دانشگاه ها از افراد بسیج (حتی به صورت شبه نظامی) یك تدبیر رژیم برای جلوگیری از شلوغی های سال تحصیلی جدید باشد
لازمست همه رفقا در خارج روی مقوله مفقودالاثرها از نظر تبلیغی برای یك كارزار همگانی فعالیت کنند. باید انتظار ادامه این سیاست، درست مثل آمریكای لاتین، در مورد فعالین جنبش دانشجویی را داشته باشیم
کودتاچیان الان حتی به خدمتگزاران رژیم هم رحم نمی کنند. یك خبر بود، برای اینكه بدانید كودتاگران در چه وضعی هستند و از زاویه درگیری های درونی هیئت حاكمه مهم است. یكی از اطلاعاتی های گردن كلفت و قدیمی، كه در رسانه ملی برو و بیا دارد، ظاهرا از جناح رفسنجانی یا موسوی بوده، یك نامه اعتراضی به ضرغامی در مورد سیاست صدا و سیما نوشته. از وزارت اطلاعات آمده اند و او را برده اند و چند ساعت كتك مفصلی به او زده اند و ولش كرده اند! وقتی با خودشان اینکار را می کنند بدانید که با دانشجویان و جوانان مبارزی که علیه شان بپاخاسته اند، چه می کنند
وضعیت اضطراری است؛ وقت تلف نکنید
اسامی تعداد دیگری از کشته شدگان اعتراضات اخیر
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از بهشت زهرای تهران، اسامی تعدادی از شهدای راه آزادی مردم ایران که پیکرشان در حال حاضر در بهشت زهرای تهران به خاک آرمیده اند را به اطلاع عموم وسازمانهای حقوق بشری می رسانیم
در پی سرکوب خونین مردم ایران که منجر به شهادت و زخمی شدن تعداد زیادی از مردم بی دفاع ایران شد و هزاران نفر اسیر دیگر در شکنجه گاهها تحت شکنجه های وحشیانه قرار دارند. بعد از سخنرانی علی خامنه ای ولی فقیه رژیم در 29 خردادماه و چراغ سبز به گارد ویژه، سپاه پاسداران بسیج و لباس شخصیها بصورت علنی برای کشتار مردم بی دفاع ایران نشان دادن،کشتار مردم ایران ابعاد تازه ای به خود گرفت .و چنانچه در زیر خواهید خواند تاریخ اکثر جان باختگان راه آزدی بعد از سخنرانی علی خامنه ای به شهادت رسیدند
رفتار مامورین سرکوبگر باخانواده ها ی جانباختگان را ه آزادی غیر انسانی و توهین آمیز بود .اهانتهای و درنده خوییهای مامورین وزارت اطلاعات با خانواده های قربانیان غیر قابل توصیف است.خانواده های تحت فشارهای شدید مامورین وزارت اطلاعات قرار دارند.و تحویل داد ن پیکر عزیزانشان فقط با دادن تعهد و پذیرفتن شروط آنها امکان پذیر می باشد؛ بخشی از شروطی که مامورین وزارت اطلاعات در تعهد ها نوشته اند به قرار زیر می یاشد
1- مراسم بي سر و صدا و فقط با حضور افراد نزديك خانواده صورت بگيرد
2- در مراسم هيچ گونه شعار و تبليغ عليه حكومت و سخنراني انجام نشود
3- در مراسم و روي سنگ قبر علت مرگ نوشته نشود
مامورین وزارت اطلاعات تلاش گسترده ای را بکار می برند تا از انتشار اسامی و عکس شهدا جلوگیری کنند. آنها حداکثر فشار را بر روی خانواده های قربانیان بکار می برند تا بتوانند جنایت مرتکب شده را بپوشانند و مردم ایران و جهانیان و بخصوص سازمانهای حقوق بشری از آن اطلاع بمانند
علیرغم تهدیدات و فشارهای مامورین وزارت اطلاعات اسامی تعداد دیگری از شهدای راه آزادی مردم ایران که به قرار زیر می باشد به اطلاع عموم می رسانیم؛
1- محمد حسين برزگر 25 ساله ديپلم شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به سر در تاريخ چهارشنبه 27 خرداد در ميدان هفت تير به شهادت رسيد و در يكشنبه 31 خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 302 به خاك سپرده شد
2- سيد رضا طباطبايي 30 ساله ليسانس حسابداري ، كارمند به دليل اصابت گلوله به سر در 30 خرداد در خيابان آذربايجان به شهادت رسيد و چهارشنبه 3تيربعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 259 به خاك سپرده شد
3- ايمان هاشمي 27 ساله شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به چشم شنبه 30 خرداد در خيابان آزادي به شهادت رسيد و چهارشنبه 3 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شد
4- پريسا كلي 25 ساله فارغ التحصيل رشته ادبيات به دليل اصابت گلوله به گردن در يكشنبه 31 خرداد در بلوار كشاورز به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شد
5- محسن حدادي 24 ساله طراح برنامه هاي كامپيوتري شنبه 30 خرداد به دليل اصابت گلوله بر پيشاني در خيابان نصرت به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 262 به خاك سپرده شد
6- محمد نيكزادي 22 ساله فارغ التحصيل عمران در سه شنبه 26 خرداد به دليل اصابت گلوله به سينه در ميدان ونك به شهادت رسيد و شنبه 30 خرداد در قطعه 257 به خاك سپرده شد
7- علي شاهدي 24 ساله بعد از دستگيري و انتقال به كلانتري در تهرانپارس يكشنبه 31 خرداد به دلايل نامعلوم در كلانتري به شهادت رسيد پزشكي قانوني علت مرگ وي را نامشخص اعلام كرده اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري به شهادت رسيده وي 4 تيردر قطعه 257 به خاك سپرده شد
8- واحد اكبري 34 ساله شغل ازاد و متاهل داراي يك دختر 3 ساله در شنبه 30 خرداد به دليل اصابت گلوله به پهلو در خيابان ونك به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 261 به خاك سپرده شد
9- ابوالفضل عبدالهي 21 ساله فوق ديپلم برق 30 خرداد در مقابل دانشگاه صنعتي شريف به دليل اصابت گلوله به پشت سربه شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 248 به خاك سپرده شد
10- سالار طهماسبي 27 ساله دانشجوي كارشناسي مديريت بازرگاني رشت شنبه 30 خرداد در خيابان جمهوري به دليل اصابت گلوله به پيشاني به شهادت رسيد ودوشنبه 2 تير در قطعه 254 به خاك سپرده شد
11- فهيمه سلحشور 25 ساله ديپلم يكشنبه 24 خرداد به دليل اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي در ميدان ولي عصر بعد از انتقال به بيمارستان در تاريخ 25 خرداد به شهادت رسيد و 27 خرداد در قطعه 266 به خاك سپرده شد
12- وحيد رضا طباطبايي 29 ساله ليسانس زبان انگليسي چهارشنبه 3 تير در بهارستان به دليل اصابت گلوله به سر به شهادت رسيد و 6 تير در قطعه 308 به خاك سپرده شد
چنانچه در توضیات اسامی مشاهده می نمایید بضی از شهدای جانباختۀ راه آزادی مردم ایران زیر شکنجه جان باختند
مامورین وزارت اطلاعات همچنین خانواده های جانباختگان را تحت فشار قرار داده اند که از آوردن عکس بر سر آرامگاه آنها باید خوداری کنند
کشتار اخیر مردم ایران بی شک که یک جنایت علیه بشریت محسوب می بشود و برای پیشگیری از اینگونه جنایتها می بایست مراجع بین المللی برای رسیدگی به جنایتهایی که در هفته های اخیر روی داده و در زندانها همچنان ادامه دارد یک هیئت تحقیق بین المللی به ایران ارسال نماید و آمرین و عاملین آن را تحت تعقیب بین المللی قرار دهد
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ضمن محکوم کردن کشتار مردم ایران ،از دبیر کل سازمان ملل و سایر مراجع بین المللی خواستار تشکیل یک هیذت تحقیق بین المللی برای رسیدگی به جنایتهای که علیه مردم ایران روا داشته شده می باشد
12 تیر 1388 برابر با 3 ژولای 2009
اسامی جانباختگان به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
فيلم : طريقه قتل شهيد ندا اقا سلطان بدست مزدوران جمهوري اسلامي قابل رمز گشايي است
در ويديو 3 ندا اقا سلطان هدف تير مزدوران جمهوري اسلامي قرار ميگيرد
در ويديو 2 به رنگ لباس ندا و استادش بخصوص رنگ و مدل كفش توجه كنيد و با ويديو 3 مقايسه كنيد
Thursday, July 2, 2009
مدیران ارشد وزارت اطلاعات در میان سرکوبگران خیابانی















