Wednesday, December 31, 2008

مرزپرگهر افشا می کند:برگزیده پرونده ی قتل های حکومتی


قتل های حکومتی در جمهوری اسلامی


حزب مرز پرگهر با انتشار بخشی از اعترافات متهمین قتل های حکومتی(قتل های زنجیره ای) پاییز ۱۳۷۷ خورشیدی امیدوار است که ضمن گرامی داشت خاطره ی رهبران شجاع نهضت ملی ایران یعنی داریوش فروهر و پروانه اسکندری و سایر قربانیان قتل های معروف به “زنجیره ای”، توجه نسل جوان میهن را به ماهیت و عملکرد رژیم ضد مردمی و ضد ایرانی حاکم بر کشورمان جلب نماید. حزب مرزپرگهر همچنین از نسل پر شور کنونی دعوت می کند که با دور شدن از تفکرات نسل گذشته ای که جنایات رژیم را دست آویزی برای از میان رفتن رقبای عقیدتی و سیاسی خود فرض می کرده است، سنت دفاع جانانه از تمامی منتقدین و مخالفان نظام و تمامی قربانیان بی دفاع آن را دوباره زنده نماید و بر واقعیت کنونی تفرقه، گروه گرایی و تعصب فرقه ای نقطه ی پایانی گذارد

از آغاز استقرار نظام جمهوری اسلامی در میهن ما، ترور مخالفین، مغایرین،منتقدین و حتی رقبای “خودی”، بخش جدا نشدنی طبیعت و برنامه ی حکومتی نظام بوده است. قتل های معروف به “زنجیره ای” در پاییز ۱۳۷۷ خورشیدی تنها جزیی از جنایات تروریستی برنامه ریزی شدۀ نظام در یکی از دوره های حکومت ظالمانه ی آن بوده است. اینها علاوه بر قتل عام ها و کشتارهای بزرگ مانند کشتار عظیم تابستان سیاه ۱۳۶۷،کشتار امرا و افسران میهن پرست ارتش، عملیات سرکوب هم میهنان کرد، بلوچ و غیره و اعدام های علنی و بی شمار سالهای ۵۷، ۶۰ و ۶۱ در سراسر کشور، عامل ایجاد ثبات ادواری رژیم وشیوه ی ایجاد وحشت در میان ایرانیان بوده است.رژیم لزوماً این جنایات را گاه به گاه حتی بدون دلیل تکرارکند. ترورهای رقبای داخلی حکومت، وابستگان رژیم پیشین، پیروان ادیان بهایی، یهودی، زرتشتی و مسیحی و مذاهب اسلامی اهل سنت، دراویش،شافعی و سایرین، قتل فعالان سازمانهای سیاسی اعم از مجاهدین خلق، کمونیست های مخالف رژیم، میهن پرستان و ملیّون، ترور سران و رهبران نهضت های قومی و عشایری و حتی گسترش وسیع عملیات تروریستی به منطقه و نقاط دیگر جهان، همه و همه ضمن روشن کردن ماهیت انحصارگرا، تحمل ناپذیر و بی رحم نظام موجود، گویای انگیزه ها و برنامه ریزی دراز مدت این نظام در سطح داخلی و خارجی است. به کارگیری عملیات ترور به عنوان جزیی از سیستم “قتل درمانی” همراه با مهارت جامعه شناسانه ی عاملین ضد ایرانی و ضد ملی رژیم، همواره آن چنان صورت پذیرفته است که گویا رژیم تنها با عده ای خاص،که نظر گاهی مشخص با عملکرد ویژه ای دارند مسئله دارد و او را با بقیه کاری نیست. این سیستم فریبکارانه در هر مرحله ی تهاجم رژیم همراه با تحمیق مردم و مخالفین بوده تا هر کس و هر گروه تا زمانی که نوبت خودش فرا نرسیده است، نه تنها احساس خطر نکند بلکه احیاناً – و با بسی تأسف – از میان رفتن سایرین را یا “بر حق” جلوه دهد (مانند برخورد چندین سالۀ اصلاح طلبان به اعدام و سرکوب مخالفین نظام) یا به مثابه از میان رفتن رقبای سیاسی خود تلقی نماید همانند تلقی بیمار گونۀ بسیاری از نیروهای سیاسی در اوایل انقلاب از ماجرای ضربه خوردن گروه های دیگراز رژیم



ترور و سرکوب
نسل جوان ما باید بداند که در سی سال گذشته، هیچ زمانی نبوده است که رژیم در آن مدت مشغول به ترور و سرکوب بخشی از هم میهنان ما نبوده باشد و با فریبکاری و القای امنیت کاذب به بخشهای دیگر ضربه زدن به آنان را در زمانی دیگر تدارک ندیده باشد. نیروهای سیاسی ما نیز باید بدانند که شکنجه گران و قاتلین امروزی دیگران، همان کسانی بوده و هستند که فردا شکنجه گران و قاتلین خود ما خواهند بود. این احکام را می توان با مطالعه ی پرونده ی متهمین قتل ها به روشنی دریافت اما آیا درک عمیق آن نیز برای ما عملی خواهد بود؟
مطالعۀ درد آور پرونده های اعترافات متهمان قتل های حکومتی سال ۷۷ علاوه بر نشان دادن میزان شقاوت، عادی بودن شقاوت در میان عوامل نظام و حدّ افراط و انحراف باورهای مذهبی در میان آنان روشنگر ماهیت توطئه گر پیگیر و هدفمند نظام است. این مدارک روشن می کنند که به کار گیری تیغ و گلوله و طناب دار نظام، نه در عکس العمل به مسلّح بودن مخالفین، نه در عکس العمل به برانداز بودن اندیشه آنان و نه حتی در برابر میزان موثر بودن بالفعل تلاشهای کوشندگان سیاسی و اجتماعی، بلکه تنها برنامه و عملی است که به نحوی مستمر و با دیدگاهی دراز مدت و به منظورایجاد وحشت در برابر مخالفین و منتقدین قرار می گیرد. اعترافات متعدد متهمین به الزام تعدادی قتل در پیش بینی برنامه های سالانۀ وزارت اطلاعات، تاکیدی بر این بینش بیرحمانه وخونسردانه در حساس ترین ارگان های نظام است. هر گاه مصلحت زمان و توان سیاسی و عملیاتی آن موجود باشد، هرگاه حربه های سانسور و زندان کم اثر گردد، رهبران و عوامل نظام سینه ها را می درند و گردن های سرافراز را می شکنند
نگاهی به لیست هزاران فرزند مفقود یا ترور شده این مرزپرگهر، به مرگ ها و قتل های مشکوک سی سال اخیر، روشنگر روحیۀ تهاجمی و عزم تزلزل ناپذیر این نظام بر نابودی مخالفین و مغایرین است. در این مسیر خونبار، کسی در امن و امان نیست و حتی در میانۀ صلح و مذاکره، همانند بسیاری که به رژیم اعتماد نشان داده و سپر از دست فکنده بودند، قابل به رگبار بستن است و همچنان واجب القتل و مهدورالدم خواهد بود
آنچه در این میانه مایۀ امید و قابل درس آموزی است، ضعف آشکار رژیم در برابر آگاهی عمومی، به خطر افتادن آبروی ساختگی و شکنندۀ نظام درمیان مردم و هوشیاری مبارزین و کوشندگان است. پروندۀ قتل ها به روشنی اشاره به مواردی دارند که هرکدام از عوامل نامبرده، یا موجب توقف توطئه ها یا سبب تأخیر و تغییر برنامه های قتل و سرکوب شده اند … و این نیز از نکات حیاتی بر گرفته شده از تجربۀ قتل های پاییز ۱۳۷۷ خورشیدی است
نزدیکان و خانواده های قربانیان نظام، در این میان بزرگترین مسئولیت را در راستای افشای جنایات و پخش و نشر وقایع یا مدارکی مربوط به قتل ها را بردوش می کشند. عزیزان داغدار باید بدانند که افشای هر مورد از جنایات در عرصۀ داخلی و جهانی، قادر به پیشگیری از جنایتی مشابه خواهد بود. هم میهنان خشمگین باید بدانند که در شرایط کنونی بزرگترین انتقام همانا افشای جنایات نظام و اهدای شانس بیشتری برای زندگی وموفقیت به سایر مبارزان و کوشندگان است، و بالاخره مبارزان و کوشندگان سیاسی و اجتماعی باید بدانند که صرف نظر از موارد خاص یا دوران های کوتاه، هیچ دلیل و مصلحتی نباید مانع از نشر و انتشار عمومی اسناد جنایات رژیم گردد
حزب مرزپرگهر از کلیه ی هم میهنانی که اسناد یا تجربیات قابل توجهی از جنایات رژیم یا مظلومیت این ملت در بند در اختیار دارند تقاضا می کند که یا رأساً یا از طریق مورد اعتماد خود، از جمله از کانال مرزپرگهر به انتشار آن در اسرع وقت اقدام نمایند
مرگ بر جمهوری اسلامی
پاینده ایران
حزب مرز پرگهر
کمیسیون تحقیقات و اسناد
زمستان ۱۳۸۷ خورشیدی
نقل قول های مطلعین پرونده های قتل های حکومتی
عبد الکریم لاهیجی در باره ی قتل های حکومتی





عبد الکریم لاهیجی
۱-این جنایات هول انگیز و رعب آور نمودهای دیگری از طرح “قتل درمانی” بودند که در اجرای آن طّی یک دهه، دهها تن ازدگراندیشان، نویسندگان، محققاّن و فعالان سیاسی مخالف، در داخل ایران [دکتر کاظم سامی، احمد میرعلایی، سعیدی سیرجانی، احمد تفضّلی، غفار حسینی، ابراهیم زال زاده ...] یا در خارج از ایران [عبدالرحمن قاسملو، شاپور بختیار، عبدالرحمن برومند، صادق شرفکندی ...] از پای درآمدند
ساختار وزارت اطلاعات هم از بدو تاسیس به گونه ای نهاده شد که همواره یک حاکم شرع، به عنوان وزیر، بر آن حکم راند. فلاحیان سعید امامی را به عنوان معاون امنیتی وزارت اطلاعات برگزید و از شواهد و قرائن چنین برمی آید که طرح “قتل درمانی” ساخته و پرداخته او بود. ولی با توجه به ماهیت ایدئولوژیک ـ مذهبی جمهوری اسلامی ایران و ساختار و سلسله مراتب وزارت اطلاعات، هیچ یک از آن جنایات نه تنها بدون وجود حکم و مجوّز شرعی، صادره از سوی وزیر اطلاعات [حاکم شرع]، یا دیگر حکاّم شرع مجاز، بلکه بدون اذن سکانداران سیاست امنیّت داخلی و خارجی کشور قابل تحقّق نبوده اند
کالبد شکافی قتل های سیاسی- عبدالکریم لاهیجی - سی آبان۱۳۸۴
چهره هایی نظیر مصطفی کاظمی [موسوی]، مهرداد علیخانی، خسرو براتی …. برای همه کسانی که در آن سال ها با وزارت اطلاعات سر و کار داشتند و در صدر آنان نویسندگان، روزنامه نگاران، فعالاّن سیاسی، شناخته شده بودند. ماجراهایی از نوع طرح به درّه افکندن اتوبوس حامل ۲۱ تن از نویسندگان توسط تیمی به سرپرستی خسرو براتی [مرداد ۱۳۷۵] یکی از نمونه های برنامه “قتل درمانی” بود.پس از این ماجرا و پیش از آن که(مسافران) را به تهران بازگردانند در پاسگاه ژاندارمری نزدیک به محلّ حادثه، به آنان گفته بودند که “درماجرای سعیدی سیرجانی برایتان پیغام فرستادیم، نشنیدید
کالبد شکافی قتل های سیاسی- عبدالکریم لاهیجی - سی آبان۱۳۸۴

از روز اول به دوست و همکارم خانم عبادی و همین طور عزیزانم آرش و پرستو فروهر گفتم که برای خودشان توهم ایجاد نکنند ، جمهوری اسلامی حکومتی نیست که عاملان این قتل ها را به مجازات واقعی برساند و دیدیم که متاسفانه حق با من بود . به تعدادی مامور چند سالی حبس دادند و هرگز صادر کنندگان احکام قتل حتی شناسائی نشدند ، چه رسد به اینکه مورد تعقیب قرار بگیرند و ما از این رو همچنان در پی اجرای عدالت هستیم تا روزی که شرایط عدالتخواهی در ایران فراهم شود و تا آن روز نباید اجازه داد یاد این جنایات از خاطره مردم پاک بشود
مراسم گرامیداشت قربانیان قتل های زنجیره ای در پاریس از محمدرضا شاهید۰۳/۱۲/۲۰۰۸
صدای آمریکا- عبدالکریم لاهیجی - سی آبان۱۳۸۴

شیرین عبادی درباره ی پرونده ها و جنایات رژیم




عبادی
شیرین عبادی به چگونگی پرونده خوانی وکلای مدافع خانواده های قربانیان اشاره کرد و گفت که تنها یک سوم پرونده در اختیار وکلا گذاشته شد و باقی به گفتۀ مسئولان، ” در رفت و آمد میان ادارات مختلف گم شد”. با اینحال همین مشتی پرونده از خروار نشان داد که عاملان این قتل ها به دستگیری و بازجویی خود اعتراض داشته اند چرا که این قتل ها را بدستور مافوق مرتکب شده بودند و برای آن اضافه کاری دریافت کرده بودند
برندۀ جایزۀ صلح نوبل، بر لزوم تداوم دادخواهی در هر جای جهان که ممکن باشد، تکیه کرد و گفت:” در این راه، همه، بازماندگان قربانیان، وکلای مدافع آنها و عموم مردم باید بهای ضروری را بپردازند
روز شنبه، بیست و نهم نوامبر، سالن فیاپ، ۲۰۰۸(fiap) در محلۀ سیزدهم پاریس
حرفهای من مستند است به محتویات پرونده و این محتویات توسط خودم و همکارانم خوانده شد. طبق این پرونده و بازجوئی های انجام شده از متهمان، باید بگویم قتلها کاملا سیستماتیک بود و به هیچ عنوان ادعای قتل توسط عده ای خودسر قابل قبول نبود، کسانی که قتل کرده بودند، آدمهای دیوانه نبودند که صبح تصمیم بگیرند امروز چه کسی را بکشیم؟ آنها جزو افراد عملیات ویژه و برای این کار آموزش دیده بودند. ولی همین متهمان در زمان بازجوئی شان اظهار تعجب می کردند که چرا ما را محاکمه می کنید؟ و سپس خطاب به دادگاه می گفتند توسط ما چهارصد عملیات ویژه انجام شده، اصلا آنها نمی دانستند چرا دارند محاکمه می شوند، چون برای این کار استخدام رسمی شده بودند.قاتل فروهر در بازجویی گفته است که:”بروید فیش حقوقی من را نگاه کنید…آن شب به من اضافه کاری داده اید
برگرفته از ویدیو سخنان شیرین عبادی درمراسم دهمین سالگرد قتلهای”زنجیره ای”حکومتی در پاریس۱۳۸۷/۰۹/۱۰



پرستو فروهر
پرستو فروهر: آقای خاتمی پشت ما را خالی کردند.آقای خاتمی در زمانی که نیاز بود تا برای کشف حقیقت پایداری نشان دهند، پشت ما را خالی کردند و به معامله های پشت پرده با طرف مقابل پرداختند.آقای خاتمی در روز هفتم پدر و مادر من برایم تسلیت فرستادند و به هر صورت همدردی نشان دادند و در صحبت هایشان می گفتند که این ها جنایاتی ست که اتفاق افتاده و باید پیگیری شوند. این ها مسائلی مثبت اند اما در بازبینی صحیح این پرونده اصلاح طلبان از این موضوع تنها به عنوان سلاحی در مقابل حزب رقیب استفاده کردند. ولی در زمانی که نیاز بود تا برای کشف حقیقت پایداری نشان دهند ، پشت ما را خالی کردند. یعنی اصراری که باید برای صالحه بودن دادگاه و افشای مخدوش بودن پرونده می کردند ، هیچ گاه عملی نشد. در کلام حمایت کردند اما آنجایی که به حمایت عملی نیاز بود، به معامله های پشت پرده با طرف مقابل پرداختند
شنبه ۲ آذر ۱۳۸۷ - ۲۲ نوامبر ۲۰۰۸-خبرنامه امیرکبیر
امیدی که ما بازماندگان قربانیان داریم این است که این جنایات به عنوان پرونده باز، در اذهان عمومی بماند تا زمانی که ما ابزارهای لازم را برای پیشبرد اهدافمان که دفاع از حقوق دگراندیشان است بیابیم
مراسم گرامیداشت قربانیان قتل های زنجیره ای در پاریس از محمدرضا شاهید۰۳/۱۲/۲۰۰۸
صدای آمریکا- پرستو فروهر - سی آبان۱۳۸۴

سیما پوینده درباره ی لزوم افشاگری جنایات




سیما پوینده
در اینجا باید تاکید کنم که اگر هم ما نتوانیم جموری اسلامی را در یک دادگاه بین المللی محکوم کنیم ،مسلما تلاش خواهیم داشت تا حقایق تلخ این قتل ها را برای جهانیان روشن سازیم وبه نظر من افشاگری این جنایات حائز اهمیت و در درجه اول قراردارد
مراسم گرامیداشت قربانیان قتل های زنجیره ای در پاریس از محمدرضا شاهید۰۳/۱۲/۲۰۰۸
صدای آمریکا- سیما پوینده - سی آبان۱۳۸۴


سهراب مختاری
سهراب مختاری درباره ی لزوم رسیدگی مجامع حقوق بشری بین المللی
شما دیدید که سرانجام هم تلاش کردند این پرونده را به یک پرونده معمولی جنائی تقلیل بدهند و بگویند که عناصر خودسری در وزارت اطلاعات این قتل ها را انجام داده اند. در صورتیکه چنین نبوده و ما چون قوه قضائیه را فاقد صلاحیت دیدیم از مجامع حقوق بشری در جهان خواسته ایم به این پرونده رسید گی کنند
مراسم گرامیداشت قربانیان قتل های زنجیره ای در پاریس از محمدرضا شاهید۰۳/۱۲/۲۰۰۸
صدای آمریکا- سهراب مختاری - سی آبان1384



ریشه ی عقیدتی قتل های حکومتی
توضیح:پرانتز های رنگی از مرزپرگهر می باشد
سید روح الله موسوی خمینی بنیان گذار جمهوری اسلامی
و امّا اشتباهی که ما کردیم
و اما اشتباهی که ما کردیم این بود که به طور انقلابی عمل نکردیم و مهلت دادیم به این قشرهای فاسد، و دولت انقلابی و ارتش انقلابی و پاسداران انقلابی، هیچ یک از اینها عمل انقلابی نکردند و انقلابی نبودند. اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد را تعطیل کرده بودیم و روسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزب های فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم و روءسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم و چوبه های دار را در میدان های بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمت ها پیش نمی آمد…. ما نمی ترسیم از اینکه در روزنامه های سابق، در روزنامه های خارج ازایران برای ما چیزی بنویسند،ما نمی خواهیم وجاهت در ایران،در اسلام، در خارج از کشور پیدا بکنیم، ما می خواهیم به امر خدا عمل کنیم و خواهیم کرد
صحیفه ی نور جلد ۸ صفحه ی ۲۵۱ سال ۱۳۵۸

حساسیت های امنیتی ضد دمکراتیک موثر در انتخاب هدف های ترور:مصطفی کاظمی
از اعترافات مصطفی کاظمی (موسوی) قائم مقام امنیت در وزارت اطلاعات و مدیر کل طرح و بررسی در تاریخ ۵/۱/۷۹ در

صفحات ۱۰۱۰ تا ۱۰۵۶ پروندۀ قتل های حکومتی. از قول حجت الاسلام دری نجف آبادی وزیر اطلاعات وقت جمهوری اسلامی در صبح جمعه ۲۲/۸/۷۷
این فروهر و زنش کی می گوید دو نفر بیشتر نیستند، اینها هر روز جلسه می گذارند و هر روز دانشجویان را پهلوی ایشان می برند برایشان حرف می زنند، آنها را تحریک می کنند، هر روز مصاحبه با رادیو اسرائیل با رادیو آمریکا و رادیو بی بی سی می کنند، هر روز اطلاعیه می دهند، بیانیه می دهند، هر چه می خواهند می گویند، چرا یک کاری سر اینها نمی آورید؟ یک کاری بکنید…. چرا فروهر را نمی زنید؟ بزنید او را



درّی
“… پیرامون فعالیتهیا کانون نویسندگان آقای درّی گفتند مگر اینها چند نفر هستند؟ آقا صادق (مهرداد عالیخانی – مسئول اداره چپ نو) گفتند همه شان حدود پنجاه نفر ولی افراد اصلی ایشان پانزده نفر هستند که مرتب جلسه می گذارند. آقای درّی گفتند همۀ آنها را جمع کنید یک جا و آنها را بزنید با یک رگبار، یک بمب زیرشان بگذارید، تو سرشان بزنید، یک نارنجک داخلشان بیندازید ولی مطمئن شوید همۀ آنها کشته شده اند

اشارات متهمین به عادی بودن ودائمی بودن قتل های حکومتی مخالفین
در مورخ ۷/۳/۷۹ مصطفی نورزی معروف به محسنی در صفحه ی ۱۲۳۱ پرونده ی قتل های حکومتی می گوید
“ابتدا باید عرض کنم کار حذف فیزیکی و دیگر کارهای از این قبیل,کار دستگیری و انتقال متهم ,آموزش دفاعی وجسمانی و مراقبت ثابت و غیره از سال ۷۰ درپرینت کاری که از طرف وزارت(اطلاعات) برای ما مشخص شده بود و این کارها جزء وظایف ما قسمت ما بود…….و کلأ این نوع کارها در وزارت(اطلاعات) زیاد انجام می شد چه در خارج و چه در داخل و تنها این مورد بود که باین صورت در آمد……..بعد از گرفتن برادر صفایی از پشت گردن سوژه(پروانه اسکندری) و برادر هاشم داروی بیهوشی را گرفتند جلوی دماغ و دهان وی و من هم چند ضربه با گفتن ذکر زدم

علی احمدی معروف به ناظری در تاریخ ۱۵/۹/۷۹ صفحه ۱۲۹۹پرونده ی قتل های حکومتی میگوید
“….سالها اینگونه اقدامات انجام شده و سیستم های امنیتی و اطلاعاتی اینگونه شگردها را دارند……حقیر با هماهنگی و دستور آقای موسوی کار را انجام داده ام و این عرف وشکل قانونی داشته است و در وزارت(اطلاعات) عرف بوده است و هیچ مانعی در عمل ایجاد نمی کرد
اصغر اسکندری معروف به سیاحی در تاریخ۱۵/۴/۷۹ صفحه ۱۳۰۵پرونده قتل های حکومتی اعلام نموده است
“…..نکته دیگر آنکه این نمونه اقدامات روال کار تشکیلات وزارت(اطلاعات) بوده و در نتیجه اقدامات مذکور, بار اول اینجانب نیز نبوده است ما از چندین سال قبل از حذف های موسوم به قتلهای زنجیره ای با آن مأنوس بوده ایم تا حدی که در پیش بینی برنامهای سالانه شاخصترین فعالیت ها, حذف و ربایش در نظر گرفته میشد و این امر هنوز به صورت مکتوب دراسناد تشکیلات باقی است

رسول کاتوزیان معروف به رسولی در صفحه ی ۱۲۴۳پرونده قتل های حکومتی در تاریخ ۰۶/۰۲/۱۳۷۹ اظهار می دارد
“…با توجه به سابقه این گونه کارها در وزارت میبینیم که هیچگاه در طول عمر وزارت(اطلاعات) که هر سال در پیش بینی سالانه برنامه کاری موضوعات که به تأیید وزیر وقت می رسید هر کدام یک یا چند حذف فیزیکی را در برنامه پیش بینی نموده و به کابینه وزیر می رسیده و در طول سال حذف ها انجام میگرفته که اکثرأ مورد تشویق و تمجید قرار می گرفتند

مرتضی خازنی(معروف به حقانی) در تاریخ ۲۰/۴/۷۹ در صفحه ی ۱۲۶۳پرونده قتل های حکومتی می گوید
“……امور حذفی نیزحسب سابقه تاریخی در (اداره ی) امنیت با آقای موسوی(مصطفی کاظمی) بود که اتفاقأ برای دو مورد مختاری و پوینده – موسوی طی مذاکرات دو یا سه دقیقه ای مطرح نمود که کار شروع شده و هیچ مشکلی نیست…——صفحه ۱۲۶۴ پرونده ی قتل های حکومتی”….طبق روال و دستوری که از قبل وجود داشته و مأموریتی که آقای ناظری(علی احمدی) داشته و در راستای کار اداری حذف نامبردگان صورت گرفته
سابقه کاری در قتل ها، مفهوم کارشناس عملیات ، نام مستعاردر پرونده های قضایی،فرار از کشور
علی صفایی در بازجویی مورخ ۴/۳/۱۳۷۹ در صفحه ی ۱۲۸۲پرونده ی قتل های حکومتی می گوید
لازم به توضیح این که اینجانب در ابتدا حدودأ چند ماه در حفاظت فیزیکی بودم و بعد به به پشتیبانی معاونت امنیت رفتم که حدودأ سال۶۵ یا۶۶ بود که ازآنجا به عملیات وزارت(اطلاعات)آمدم که بعنوان نفر تیم مشغول به کار شدم که کار عملیات دستگیری وربایش و حذف فیزیکی تیمهای منافقین و خانه تیمهای منافق و ضد انقلاب و مخالف نظام کارشناس عملیات شدم”…ادامه میدهد

“…. تاریخ۱۳/۱۰/۷۷ آقای نیازی(حجت الاسلام محمد نیازی رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح مسوول پرونده قتل های حکومتی) با اسم مستعار محمد حسینی فرزند جواد قرار تامین برای اینجانب با اخذ کفیل بوجه الکفاله یکصد میلیون ریال صادر وآقای سید سعید موسوی بعنوان کفیل اینجانب کفالت دادند
(طبق دستور آقای نیازی – کلیه متهمین در آغاز کار با نام های مستعار جدید خود را معرفی کرده و نام های موجود در پرونده های بازجویی حوالی ۱۳/۱۰/۱۳۷۷ همگی ساختگی هستند و همینطور اسامی والدین-تاریخ تولد و سایر مشخصات)
————————————————
از اعترافات مهرداد عالیخانی معروف به (صادق مهدوی) رئیس ادارۀ چپ نو در وزارت اطلاعات در تاریخ در ۷۹/۱/۱۰ از صفحه ی ۱۱۰۷ به بعد پروندۀ قتل های حکومتی
“…. با هماهنگی قبلی قرار شد از یکی از محیط های اداری بهشت زهرا که در اختیار حراست قرار دارد (چون ناظری مسئولیت حراست بهشت زهرا بود ) استفاده شود. روشن، ناظری و سایر دست اندر کاران طرح الغدیر (اعدام منافقین) قبل از شروع عملیات پائیز ۷۷، از این محل مستمراً استفاده می کردند. قرار شد از این محل برای به قتل رساندن مختاری استفاده شود….”

از نامۀ حجت الاسلام محمّد نیازی (ریاست دادگاههای نظامی در سال۱۳۷۷) به ریاست سازمان قضائی نیروهای مسلح حجت الاسلام علی یونسی، در تاریخ ۷۷/۱۱/۵
دادسرا تحقیقات جامع و وسیعی را پیرامون کشف قضیه و شناسائی عوامل قتل ها آغاز نمود و … تحقیقات نشان می دهد که علاوه بر پرسنل واجا (وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی) عواملی دارای مشاغل آزاد (نیز) دخالت دارند (که) شناسائی، تحت تعقیب و بعضاً از کشور خارج شده اند



اشاره به قتل حکومتی مجید شریف
در تاریخ ۱۲/۱/۷۹ صفحه ی ۱۲۳۵پرونده قتل های حکومتی –موسوی(مصطفی کاظمی) در بازجویی میگوید
“…..او با عزیز پور صحبت نموده بود و قرار گذاشتیم پشت استادیم شهید کشوری به عزیز پور وصل شود وقتی که مجید شریف حذف شد به آقای رسولی(رسول کاتوزیان) رفتم که بگویم گفت خودم میدانم و عزیز پور(محمد سرمدی) به ایشان گزارش داده بود

اشاره به مطرح شدن برنامه ترور خسرو سیف و آغاز قتل های کانون نویسندگان


تاریخ:۱۹/۰۴/۱۳۷۹
آقای مصطفی کاظمی (موسوی) به بازپرسی احضار و خطاب به ایشان
س: راجع به چگونگی حذف مقتولین…….توضیح دهید
ج:در اواخر تابستان۱۳۷۷ اینجانب در کنار زمین فوتبال نشسته بودم که آقای دری(حجت الاسلام قربانعلی دری نجف آبادی-وزیر وقت اطلاعات) قدم زنان آمدند و دستم را گرفتند و در مورد انجام عملیات … عناصر فرهنگی صحبت نمودند و اظهار داشتند با صادق مهدوی(مهرداد عالیخانی) هم صحبت کنم حدود۲۰ مهر ماه با صادق صحبت کردم و سپس تقاضای وقت کردم در روز ۱۹/۰۸/۱۳۷۷ ایشان گفتند صادق هم باید باشد و خبرتان می کنم.(ساعت)۸:۲۱ عصر تماس گرفتند و ساعت۹:۳۰ تاریخ ۲۲/۸ را قرار گذاشتند و از شرایط و وضعیت گروها و افراد اظهار نارضایتی نمودند و در جلسه فوق در خصوص حذف افراد تصمیم گیری شد که ایشان علاوه بر نفراتی که با اسم مشخص شدند و در خصوص افراد لائیک گفتند حذف نمائید.در تاریخ۰۹/۰۹/۱۳۷۷ بر اساس اینکه من به صادق گفتم خسرو سیف به جای فروهرآمده نظر داد که او هم حذف شود که گفتم با آقای درّی صحبت نماییم وهمان روز به ساختمان امام رفتند و ساعت۶ بعداز ظهر درّی مجوز و حکم جهت خسرو سیف ندادند ولی در رابطه با حذف عناصر از کانون(نویسندگان) تاکید نمودند و درآن جلسه ابتدا اینجانب گزارش حذف فروهر و همسرش را به ایشان دادم و بر اساس نظر و تاکید درّی به صادق گفتم درّی روی کانونی ها تاکید داشتند که صادق نیز دو نفر از انها را از بین۱۵نفر تائید شده از سوی دری در جریان حذف قرار دادند و(از منبع دیگر[صفحه ۲۱ اعترافات موسوی]در تاریخ ۲۷/۰۹/۱۳۷۷) آقای درّی از طریق کشیک وزارت اطلاعات) شهشهان و پاکدامن مرا خواستند و ضمن تماس با صادق نزد دری رفتیم…. بعد از ماه رمضان (تاریخ…؟) با نظر دری عملیات قطع گردید



بستن پرونده ها ،سناریوی خروج از بحران


“وزیر گفت آقا (سید علی خامنه ای، رهبر منتخب خبرگان) با خاتمی (رییس جمهور وقت) صحبت کرده اند. زودتر یکی دو نفر را معرفی کنید تا بر اساس آن صحبتی که بین آقا و آقای خاتمی بوده مسئله جمع و جور شود. آقا از آقای خاتمی خواسته سروته موضوع را هم بیاورند
پایان بخش یکم


قاضي جنايتكار جمهوري اسلامي و قاتل عاطفه 16 ساله در زندان درگذشت


عاطفه سحاله اعدامی 16 ساله
لینک خبر به نقل از بی بی سی
ترجمه فارسي گزارش بي بي سي http://www.jmie.be/article-print-380.html
در تاریخ 15 آگوست 2004 عاطفه سحاله در میدانی در شهر نکا در ملاعام به دار آویخته شد .جرم وی لکه دار کردن عفت عمومی ذکر شده بود.یک روزنامه دولتی جرم وی را زنای محصنه و سن وی را 22 سال ذکر کرده بود در حالی که وی ازدواج نکرده بود وتنها 16 سال داشت
موضوع تجاوز جنسي به اين دختر توسط قاضي جاج رضايي عامل عجله وي در اعدام عاطفه حدس زده ميشود تا اين خبر به جايي درز نكند قاضی حاجی رضایی شخصا حکم اعدام را اجرا کرد

مرگ یکی از قضات سرکوبگر و ظالم رژیم
گزارش دریافتی: مازندران - ساری یکی از قضات رژیم در زندان درگذشت
قاضی رضایی که از چندی پیش به اتهام گرفتن رشوه در زندان به سر می بُرد ، بر اثر فشارهای روحی و سکته قلبی در زندان درگذشت
گفتنی است که وی به شقاوت و بی رحمی مشهور بود و قاضی و مسئول پرونده ی همان دختر (16)17 ساله ای در نکا است که چند سال قبل بدست خود وی طناب دار بر گردن دختر بی گناه گذاشته شد و حکم اعدام او را انجام داد
دست طبیعت این بار هم کار خود را انجام داد و خودش که مسئول به زندان انداختن و مرگ افراد بی گناه بود با فلاکت در زندان درگذشت

Tuesday, December 30, 2008

رژیم ضدبشری آخوندی مردی را در مشهد سنگسار کرد


بنا به گزارشهای منتشرشده، روز جمعه، ۶ دی ماه ۱۳۸۷، مردی در گورستان بهشت رضا در شهر مشهد سنگسار شده است
بر اساس این گزارش، دو مرد که به سنگسار محکوم شده بودند، هم زمان در خاک قرار گرفته و سنگسار شدند. اما یکی‌ از این دو نفر، به نام محمود، موفق شد که خود را از گودال بیرون بکشد و آزاد سازد. وی به این ترتیب از مرگ با سنگسار رهایی یافت
اما مرد دیگر، که نام او هنوز فاش نشده است، با سنگسار به قتل رسید
اتهام این دو نفر هنوز معلوم نیست و آن­ها در شعبه ۵ دادگاه کیفری استان خراسان به سنگسار محکوم شده بودند
این حکم در حالی‌ اجرا شده است که جمهوری اسلامی اجرای حکم سنگسار را در مقابل مراجعه بین المللی انکار می‌کند
همچنین، مراقبت‌های ویژه امنیتی برای جلوگیری از پخش اخبار مربوط به سنگسار وجود دارد. از این رو، این خبر در نشریات داخل کشور هنوز بازتاب نیافته است

http://www.iranpressnews.com/source/051895.htm

Monday, December 29, 2008

آقای جمهوری اسلامی ! قاتل امروز غزه توئی نه اسرائیل


شاید ما الآن خیلی دلمان بخواهد که از غزه حمایت کنیم ولی چون تو پشت ماجرائی نمیکنیم اینکار را و حتی خودمان را به بی تفاوتی هم میزنیم . مثل دین که چون تو پشت آن قایم شده ای جوری رفتار میکنیم که انگار دین در هزار و چهار صد سال پیش بجای اینکه کامل بشود تمام شد . و واقعاً که اگر اسلام اینی باشد که تو میگوئی من همین الآن میروم بت پرست میشوم . ترجیح میدهم جلوی گاو تعظیم کنم ولی جلوی تو عین ستون بایستم . خدا را شکر میکنم که پایه اعتقادات هیچکدام از ماها تو نیستی که بود و نبودت با تمام زوری که برای ابقا میزنی جای ما را پیش خدایمان و جای خدا را پیش ما تکان بدهد . ما که عادت کرده ایم ولی یکبار از خودت بپرس چطور هر جا که من هستم جنگ هم هست آدمکشی هم هست جنایت هم هست بی خانمانی هم هست و در یک کلمه عزای عمومی است
در این وضعیت خیلی خنده دار میشوی وقتی که عزای عمومی هم اعلام میکنی . انگار که الباقی ایام را با سپردن من و ما به زندان و اعدام جشن عمومی کرده ای که حالا ما فقط در این یک روز بخصوص باید عزادار باشیم . دیگر همه میدانند و در تمام تاریخ هم همینطور بوده که همیشه مقصر یک حادثه برای اعلام برائت خودش ، اولین نفری است که در حادثه سر و صدا میکند و عزاداری . هیتلر هم وقتی رومل را کشت اولین نفری بود که در مراسم تشییعش با دوش انداز مشکی پیشاپیش همه راه رفت . این یک بازی خیلی قدیمی است لااقل برو به فکر یک کار نو باش که ندیده باشیم و ندانیم که نخندیم بهت اینهمه
من واقعاً نمیتوانم بفهمم که تو روی خودت آخر چقدر قیمت گذاشته ای که هزاران نفر در اسرائیل و فلسطین و عراق و جاهای دیگر حتی با پرداخت جانشان هنوز قادر به ارضاء تو نیستند . همه جای دنیا بوی تو با بوی خون با هم می آید آنوقت دلت میخواهد تمام دنیا بهت اعتبار و اعتماد هم بکنند خیلی باحالی بخدا
ناپلئون وقتی از تبعید برگشت و دوباره خونریزی شروع شد به دزیره گفت من هنوز قادرم یک ارتش یکصد هزار نفری فراهم کنم دزیره گفت چند مادر دیگر بخاطر کشته شدن فرزندشان تو را نفرین کنند ؟ چند خانواده دیگر بخاطر از دست دادن نان آورشان تو را لعنت کنند ؟ چند نفر دیگر از رسیدن به علائقشان بخاطر رسیدن تو به علائقت ناکام بمانند ؟ ناپلئون همانموقع شمشیرش را به نشانه تسلیم از کمرش باز کرد به دزیره داد . ما نه عاشق توئیم و نه معشوق تو ولی تو که با بازسازی تاسوعا و عاشورا داعیه دار روایت تاریخی بیا شمشیرت را به هر کسی که "عشقت" است تسلیم کن تا باورمان بشود که غیر از خونریزی چیزهای دیگری هم از تاریخ یاد گرفته ای . اینکار را بکن آنوقت ببین ما برای تو چه ها که نکنیم
همین

جزييات افشا نشده در رابطه با قتل ناصر عبدالهي به وسيله حكومت اخوندي- ويديو و توضيحات


video


ناصر عبداللهی یکی از خوانندگان خوب کشور ما بود که به صورتی کاملا ناگهانی فوت کرد، فوت این هنرمند ما آنقدر ناگهانی بود که شایعات بسیاری را نیز به دنبال داشت. یک کلیپ سی ثانیه ای از آخرین ساعت های عمر ناصر عبداللهی که وی را بر روی تخت بیمارستان نشان می دهد، صورت ورم کرده ی وی به خوبی نشان می دهد که شخص یا اشخاصی وی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. متاسفانه هیچ کدام از اقوام درجه ی یک ایشان حاضر به دادن هیچگونه اطلاعاتی در این مورد نیستند و مدام تاکید می کنند که ایشان به سبب بیماری فوت کرده اند حال آنکه این فیلم خلاف آن اظهارات را نشان میدهد

سايتهاي وابسته به حكومت به دروغ پردازي به شكل زير روي اورده اند مطلب زير را از سايت تبيان بخوانيد

راستش ناصر عبدالهی خودش نمرده است بلکه .....! ماجرا البته ریشه در سالهای دورتری دارد. مرگ مشکوک این خواننده از اختلافات خانوادگی و تغییر مذهب عبدالهی سرچشمه می گیرد. همینقدر می توانم بنویسم که عبدالهی به تازگی شیعه شده بود. چند هفته پیش از مرگ عبدالهی در یک دعوای خانوادگی این جوان رعنا را چنان می زنند که یکی از پاهایش از چند ناحیه دچار شکستگی استخوان می شود و ناصر عبدالهی را رفقایش به هزار زحمت از آن مخمصه بیرون کشیده و به منزل می رسانند و خانواده برای بر نخواستن دعواهای رایج قومی قبیله ای با خوراندن دیازپام های قوی سعی در خواب کردن و کاهش درد خواننده مشهور می کنند. بی خبر از آنکه استخوان ران عبدالهی شکسته است و دچار عفونت استخوانی شده است. مصرف بالای دیازپام و سرایت عفونت زخمها به کلیه ها و همچنین ایجاد زخم بستر همگی باعث می شود تا عبدالهی هر دو کلیه خود را از دست بدهد و به کما برود و باقی را هم که شما می دانید. گرچه در میان عوام و حتی برخی از همکاران مطبوعاتی چنین رایج شده که او بدلیل مصرف بالای مشروبات الکلی فوت کرده است!و اگر این موضوع صحت دارد و یا گمان میرود که صحت داشته باشد آیا مسوبین این جنایت تحت پیگرد قضائی قرار گرفته اند

http://www.tebyan.net/Weblog/mey13sam/post.aspx?PostID=33870

كلا ما ايرانيان ملتي متعصب مذهبي نيستيم ايرانيان سكولارترين اقليت مهاجر در اروپاست و به گفته خود حكومت 95 درصد مردم نماز نمي خوانند و در مناطقي كه مقداري تعصب است با توجه به سركوب سنيها در ايران اين اختلافات در حد قتل انهم قتل يك خواننده معروف بسيار غير محال است با توجه به سركوب شديد سنيها اين موضوع از طرف سايتهاي وابسته به حكومت دروغي براي رد گم كردن و تخريب سنيها است
اما سوال اين است چرا خانواده ناصر سكوت كرده اند؟ از طرف كجا تحت فشارند؟و چرا سايتهاي دولتي سعي در القا قتل ناصر بر اثر مسايل مذهبي دارند؟ايا عجيب نيست سكوت خانواده ناصر؟ به فرض محال فرض مي كنيم مرگ ناصر بر اثر موضوع مذهبي بوده چرا در حالي كه سايتهاي دولتي كمك مي كنند خانواده ناصر باز سكوت كرده اند؟ پس اشكار است كه خانواده ناصر اين موضوع را قبول ندارند و براي افشاي حقيقت تحت فشارند اين فشار جز از طرف رزيم از طرف كجا مي تواند باشد؟ بديهي است كه ترس يك رزيم جنايتكار انها را در قبال مرگ عزيزشان به سكوت كشانده است و موضوع بعد سكوت افراد مطلع از اين جنايت جز ترس از عوامل رزيم چه مي تواند باشد؟ سوالات فوق نشان دهنده ترس و سكوت خانواده ناصر و تلاش سايتهاي حكومتي در داستانسرايي نشان دهنده حقيقتي كتمان شده است

بنا به رفتار مشكوكانه حكومت و سكوت سوال بر انگيز خانواده ناصر و اطلاعات دريافتي قتل ناصر به شكل زير اتفاق افتاده است

قتل ناصر عبدالهي بر اثر ضربه باتوم به دست نيروهاي امنيتي حكومت اخوندي در حمله به حريم خصوصي ناصر و دوستانش

ناصر عبدالهي خواننده مراسم عروسي بود كه از حتي از استان كرمان به مراسم عروسي دعوت مي شد ناصر روي استعداد فردي و همكاري باصدا و سيما و خواندن اهنگهايي باب ميل حكومت با وجود لياقت و استعداد بالا و صداي خوب معروف شد حادثه مرگ به يورش نيروهاي حكومت در خلوت ناصر با دوستانش بر مي گردد كه نيروهاي حكومت به خانه به بهانه اي هجوم مي اورند و در درگيري زد و خورد پيش مي ايد و ضربات باتوم اصابت كرده سر و صورت ناصر همانطوري كه در فيلم مشخص است عامل مرگ است حال براي كتمان اين جنايت اولا سايتهاي دولتي موضوع شيعه و سني كه موضوعي بي ربط است براي انحراف مسير افشا حقيقت پيش كشيده اند و پاسخ سكوت خانواده ناصر جز فشار از طرف عوامل رزيم نمي باشد

در حكومتي كه اراذل حكومتي به حريم خصوصي افراد هجوم مي اورند و خود را داراي قدرت كتكاري ازادانه افراد ميدانند و حتي در مواردي مثل قتلهاي زنجيره اي كرمان حكم قتل صادر مي كردند و در اخر هم تبريه شدند كافي است كه حتي ناصر عبدالهي با ضربات باتوم و مصدوميت موجود در فيلم نا خواسته به قتل برسد و خانواده اش به دليل ترس از حكومت و افشا شدن حريم خصوصي ناصر سكوت كنند و پرده جنايت ديگري فعلا بسته شود و سايتهاي حكومتي با كمال پر رويي با تاختن به سنيها قتل را به موضوع اختلاف شيعه و سني ارتباط دهند

انتشار بخشی از اعترافات متهمین قتل های حکومتی(قتل های زنجیره ای) پاییز ۱۳۷۷ خورشیدی

تجاوز به دختري توسط اخوند محمودي رييس حوزه علميه و پسر امام جمعه ورامين - ويديو

برای گرفتن طلاق از شوهر معتادم مجبور به سکس با آخوند قاضی رئیس شعبه شدم
ویدئو کوتاه از ریاکاری و فریبکاری آخوند_۱۰ ثانیه
یک آخوند جمکرانی در حال دختر بازی
فیلم کامل آخوند گلستانی به مدت ۱۵ دقیقه--+18
ویدئو حاج هلالی: مداح اهل بیت در حال خانوم بازی
ويديو كوتاه اخوند خاتمي فريبكار و دختر جوان-20 ثانيه
التماسهاي دختري براي رهايي از دست ماموران
اسامي و مشخصات قاتلين، جاسوسان و افراد كليدي وزارت اطلاعات در قتلهاي زنجيره اي

اسامي و مشخصات امرين ،مسوولين و عاملين قتلهاي حكومتي ـ قتلهاي زنجيره اي

مرزپرگهر افشا می کند:برگزیده پرونده ی قتل های حکومتی

ويديوبر اين صحنه خون بايد گريست

فعال كارگري و زنداني سياسي با دستبند به تخت بيمارستان زنجير شده است - ويديو

ويديوفقر در مجاورت نيروگاه اتمي بوشهر

اخرين عكسي كه از زنده ياد اكبر محمدي در حال انتقال به زندان اوين گرفته شد

ويديواخوندي با ذهن و فكر خبيث - ويديو

تصاوير دردناك معركه گير سنگدل و كودك كمر بسته ابوالفضل

لطفا براي مشاهده بهتر روي تصوير كليك كنيد

تصاوير زير معرکه گير سنگدلي را در جنوب تهران نشان مي‌دهد که مدعي است اين پسر کمر بسته ابوالفضل است ( در حاليکه اين پسر بچه خردسال به مبلغ ناچيزي از خانواده فقيرش اجاره !! شده است ) لحظاتی بعد ماشين از روی دستان ضريف و شکننده کودک خردسال رد شد و همانطور که در انتهای عکسها مشاهده مي‌کنيد گريه و فرياد وی که ناشی از درد اين عمل وحشيانه و فقر بود برخاست. مردمِ بيکار و خسته از يکنواختی درد آور زندگی ته جيب خود را دستی مي‌زنند تا اگر پول خردی داشته باشند به اين كودك \"کمر بسته ابوالفضل \" صدقه ای بدهند

Sunday, December 28, 2008

دختر دانشجوی مورد تعرض معاون حراست دانشگاه کرمانشاه از ادامه تحصیل انصراف داد


خبرنامه امیرکبیر: طبق اخبار رسیده دختر دانشجویی که یک سال پیش مورد تعرض معاون حراست دانشگاه کرمانشاه قرار گرفته بود تحت فشارهای وارده از سوی مسئولین این دانشگاه مجبور به انصراف از تحصیل شد
یک سال پیش اعلام شد معاون حراست دانشگاه کرمانشاه یکی از دختران دانشجوی این دانشگاه را با تهدید توسط اسلحه کمری مورد تعرض قرار داده است. این مقام مسئول که گویا در پرونده خود موارد دیگری از این قبیل داشته با توصیه مسئولین خارج از دانشگاه به این سمت منصوب شده بود. وی پس از فاش شدن این مسئله توسط دفتر تحکیم وحدت از سمت خود برکنار شد
پس از آن اعلام شد مسئولین دانشگاه کرمانشاه و مسئولین وزارت علوم از علی نیکونسبتی، مسئول وقت روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت، به علت فاش نمودن این مسئله شکایت کرده اند. این در حالی است که هیچ گونه دادگاهی به منظور محاکمه معاون حراست دانشگاه کرمانشاه تشکیل نشد
به گزارش خبرنامه امیرکبیر اخبار رسیده حکایت از آن دارد که دختر دانشجویی که در آن حادثه مورد تعرض قرار گرفته بود تحت فشار مسئولین دانشگاه مجبور به انصراف از تحصیل شده است. شنیده ها حاکی از آن است خانواده این دانشجو به شدت از این که این مسئله را در رسانه ها خبری کنند منع شده اند. این انصراف ظاهرا سال گذشته انجام شده است
در حادثه مشابهی وقتی دانشجویان دانشگاه زنجان سوء نیت معاون دانشجویی این دانشگاه نسبت به یکی از دختران دانشجو فاش کردند، دو نفر از این دانشجویان بازداشت و برای آن ها پرونده قضایی تشکیل شد. این دو دانشجو به همراه یکی دیگر از دانشجویان بدون این که حکم انضباطی برای آن ها صادر شود از ثبت نام در ترم جاری محروم شدند

Saturday, December 27, 2008

عكسهاي دختري جاسازي شده در داشبورد ماشين كه طعمه مافياي سياسي اقتصادي قاچاق دختران ايراني شده است






يكي از معيارهاي موفقيت بنيادگرايان اسلامي در كنترل جامعه عمق و كليت سركوب آزادي‌ها و حقوق زنان است. در ايران 30 سال است كه ملايان حاكم قوانين و تنبيهات تحقيركننده و ساديستي را بر زنان و دختران تحميل كرده‌ و آنان را در يك نظام آپارتايد جنسي شامل جداسازي، حجاب اجباري، وضع قانوني درجه‌‌دوم، شلاق و سنگسار برده كرده‌اند با پيوستن به روندي جهاني، بنيادگرايان روش ديگري را نيز براي سلب انسانيت زنان و دختران به شيوه‌هاي پيشين خود افزوده‌اند: خريد و فروش آنان براي فحشا. به دست آوردن تعداد دقيق قربانيان اين تجارت ناممكن است، اما بر مبناي منبعي دولتي در تهران، تعداد نوجوانان روسپي 635 درصد افزايش يافته است. بزرگي اين آمار بيانگر سرعت رشد اين سوءاستفاده است. در تهران تعداد تقريبي 84000 نفر زن و دختر در كار فحشا هستند كه بسياري از آنان در خيابان‌ها و بقيه در 250 فاحشه‌خانه‌اي هستند كه بنا بر گزارش‌ها در شهر دايرند. اين تجارت بين‌المللي نيز هست: هزاران زن و دختر ايراني به بازارهاي برده‌داري جنسي خارج از كشور فروخته شده‌اند اين تجارت مجرمانه خارج از جيطه‌ي اطلاع و مشاركت بنيادگرايان حاكم صورت نمي‌گيرد. مقامات حكومتي خود در خريد، فروش و سوء استفاده‌ي جنسي از زنان و دختران دست دارند بسياري از اين دختران از مناطق روستايي مجروم مي‌آيند. اعتياد به مواد مخدر به طور اپيدميك در سرتاسر ايران شيوع يافته است و برخي از والدين معتاد فرزندان خود را مي فروشند تا مواد مخدر مورد نياز خود را تآمين كنند. ميزان بالاي بي‌كاري كه براي جوانان 15 تا 29 ساله 28 درصد و براي زنان 15 تا 20 ساله 43 درصد است عاملي جدي در گرايش جوانان بي‌قرار به پذيرش پيشنهادهاي كاري توام با ريسك است. تاجران برده از هر موقعيتي كه در آن زنان و كودكان آسيب‌پذير مي‌شوند بهره مي‌برند. مثلاً به دنبال زمين‌لرزه‌ي اخير بم، دختران يتيم را ربوده‌ و به بازار برده‌ي شناخته شده‌اي در تهران كه محل ملاقات‌هاي تاجران برده‌ي ايراني و خارجي است بردندمقصدهاي معروف قربانيان تجارت برده كشورهاي عرب خليج فارس‌اند

اطلاعیه شماره سه حزب مرز پرگهر در خصوص وضعیت اسماعیل جعفری خبرنگار بوشهری در بند اداره اطلاعات استان بوشهر


اسماعیل جعفری خبرنگار در بند بوشهری

همانگونه که قبلانیز اعلا م نموده بودیم اسماعیل جعفری خبرنگار بوشهری در حالی که توسط دادگاه انقلاب به ۵ ماه زندان محکوم گردیده بود در تاریخ ۲۷ آذر ماه و قبل از آنکه حق تجدید نظر در حکم خود را داشته باشد . در یورشی شب هنگام و توسط اشخاصی که طبق منابع خبری حزب مرز پرگهر در بوشهر از افراد اداره اطلاعات استان بوشهر بودند مجددا بازداشت گردید که با توجه به این افشاگری حزب مرز پرگهر سایت های وابسته به اطلاعات و اداره ارشاد استان که نقش امینتی بودن مدیر کل آن نصراله شفیعی و نقش تخریبی سایت های وابسته به ارشاد استان بر مردم استان بوشهر نیز پوشیده نیست خود در اطلاعیه ای مجبور به تایید خبر اعلام شده توسط حزب مرز پرگهرمبنی بر ربوده شدن وی توسط اداره اطلاعات استان بوشهر شدند.حزب مرز پرگهر ضمن محکوم نمودن این عمل غیر قانونی که توسط بازوهای سرکوب خود در استان اداره ارشاد و اطلاعات استان جهت فشار توام با شکنجه جهت اخذ اعترافات واهی از اسماعیل جعفری و فیلمبرداری از وی از تمامی نهاد های بین المللی حقوق بشر و احزاب سیاسی مخالف رژیم می خواهد تمام توان خود برای آزادی نامبرده را بکار گیرند و نیز اعلام می دارد رژیم جمهوری اسلامی مسئول جان اسماعیل جعفری خبرنگار بوشهری می باشد و کلیه اعترافات احتمالی وی فاقد اعتبار است

مرگ بر جمهوری اسلامی
پاینده ایران

------------------------------------------

گزارشگران بدون مرز

ازسوی دیگر اسماعيل جعفری وبلاگ‌نویس و روزنامه نگار بنا به گفته خانواده و دوستانش در تاریخ ٢٧ آذرماه از سوی مقامات امنیتی بازداشت و به محل نامعلومی انتقال یافته است. وی از سوی دادگاه انقلاب بوشهر به پنج ماه زندان محکوم شده بود. وب‌نگار وبلاگ راه مردم در روز ١٩ فروردين به هنگام پوشش خبری تظاهرات ده ها کارگر اخراجي شرکت ايران صدرا در برابر استانداری بوشهر بازداشت شد. وی در تاريخ ٥ ارديبهشت ماه پس از سه هفته بازداشت با سپردن وثیقه ٥٠ میلیون تومانی آزاد شد

Thursday, December 25, 2008

عكسي تقديم به مسيحياني كه پيام احمدي نژاد را از بي بي سي 4 شنيدند

منبع دو خبر قيد شده است با جستجو در گوگل منابع بيشتري كه صحت اين خبر را تاييد مي كنند خواهيد ديد

اين خبر با منبع معتبر ذكر شده و منابع بيشتري را در اينترنت خواهيد يافت هر خبري تحليلي دارد كاملا صخيح است كه مسيحي را به جرم كتاب مقدسش شلاق نمي زنند ولي اگر يك مسلمانزاده كتاب مقدس مسيحيان در داشبورد ماشينش باشد و با يك ماشين اطلاعات تصادف كند و بعد كتاب ديده شود و جرات نكند از ترس ارتداد بگويد من مسيحي شده ام و يا دوست دارم بشوم پس همين كتاب كافي است كه يك قاضي ذهن كور وي را به شلاق محكوم كند

Iranian authorities in Tehran lashed a man on his back earlier this year for having a bible in his car, an Iranian Christian group said in a report on its website on Friday.The man was only identified by the initials A. Sh.On 5 May, the man, driving his vehicle, was involved in a road accident with a car belonging to security guards for a government official in Tehran.A bible and a video of Jesus Christ were found in the man's possession upon inspection of his vehicle by the state security forces (SSF).
منبع

محكوميت زوج ايراني مسيحي به شلاق

با خواندن جزييات خبر دليل شلاق خوردن را بهتر متوجه خواهيد شد

Sentence of whipping , and assaulting an Iranian Christian couple
Oct. 11 . 2007- fcnn
A Christian couple were sentenced to be whipped and were announced Mortad by the Justice Court Of Revolution , for attending a home based church and having devotional time.
We must go through many hardships to enter the kingdom of God. ( Acts 14:22)
FCNN_ An Iranian Christian couple ( their names are kept confidential in FCNN ) were arrested along with other believers on Sep. 21.2005 by the Government agents. They had gathered in a house in a town northwest of Tehran ( Gohar dasht ) for their regular prayer and devotional time.
After about two years , on July 2007 their case was submitted to the Court of Revolution, brach 3. According to the report , this Christian couple decided to marry seven years ago but, because of some boundaries in Iranian Churches regarding the rules of Marriage between ex-Muslims and other ethnics in Iran, they were rejected a Christian legal certificated wedding ceremony , so they decided to have their wedding outside the church by the Islamic Law.
The woman was born a Christian in an Assyrian-Iranian family and the man was converted to Christianity long before they married. According to the Court of Revolution , wedding of non-muslims by the Islamic Law is equivalent to conversion to Islam. So , the confession of faith in Christ before the Judge by the wife was an indication of turning to christianity again , therefor she was announced a Mortad ( a person who turns away from Islam, in this case the sentence is death). The same was with the husband.
According to the Court they had to present themselves to the Authorities on a regular basis and sign a paper until the court decides the punishment. The building they had to go to is located on somewhere near the Azadi Square . The only people in that building were civic agents.
The last time the wife was present there to make a signature , one of the agents ( who was called Haj Agha , a clergy man ) sexually abused her . As a result she was so terrified that she decided not to go back there again , not even for a signature!
After few days , on September 2007 , two female and 4 male agents go to this couple’s house and by showing them an official letter from the Court , execute the sentence of whipping right there in their house.
According to the latest news , this couple are under a high mental pressure right now
We would like to kindly request all Iranians and believers in Christ all over the world to pray for peace , health , and protection

منبع

http://scarlettcrusader.wordpress.com/2007/10/16/iran-christian-couple-flogged-christian-man-tortured/

http://www.fcnn.tv/start/index.php?option=com_content&task=view&id=5155&Itemid=77

ويديو كوتاه از كودكان كار كه بجاي درس خواندن و بازيهاي كودكانه مجبور به كار هستند

video

این فیلم به وضوح نشان دهنده وضعیت معیشتی مردمی است که مجبور هستند کودکان خویش را در چنین سنینی و تنها جهت کمک به اقتصاد خانواده راهی بازار نمایند .کودکانی که به جای بازی همچون دیگر همسالان خویش مجبور به کار در سنین پائین می باشند

Wednesday, December 24, 2008

خبر بدون سانسور تجاوز عضو فعال بسيج در شهرستان دهدشت به 200 كودك از جمله فرزندان مقامات


يك عضو فعال پايگاه بسيج مقاومت در شهرستان دهدشت به نام محمد افشين با همكاري يك گروه شش نفره به 200 كودك تجاوز كرده است كه در ميان اين 200 كودك، فرزندان مقامات رسمي شهر نيز وجود داشته اند
اين خبر را خبرگزاري مهر با سانسور كامل منتشر كرد و در خبري كه از محمد افشين با عنوان «م.الف» نام برده است به بسيجي بودن وي اشاره نكرد و همچنين تعداد كودكان مورد تجاوز قرار گرفته را 80 كودك نوشت.محمد افشين به عنوان عضو فعال بسيج شهرستان دهدشت جزو كساني بود كه در اين شهرستان به عنوان «امر به معروف و نهي از منكر» با بسياري از جوانان اين شهر برخورد مي كرد و حتي امر به معروف و نهي از منكر او 5 تا 6 درگيري ميان او و مردم را رقم زد.اين عضو بسيج كه خود را فردي مذهبي و معتقد به نظام معرفي مي كرد در يكي از برنامه هايي كه در مسجد برگزار شده بود به مقامات انتظامي دهدشت مي گويد به هيچ وجه وضعيت امنيت دهدشت رضايت‌بخش نيست و خواستار واگذاري بخشي از مسئوليت‌هاي امنيتي و اجرايي نيروي انتظامي به خود و گروه ايشان در پايگاه بسيج مقاومت مي شود.شيوه تجاوز او به 200 كودك يادشده به اين ترتيب بوده كه او و ديگر دوستان بسيجي‌اش از كودكان در حال تجاوز فيلمبرداري مي كردند و بعد آن ها را به پخش اين فيلم ها تهديد و مجبور مي كرده اند تا ديگر دوستان خود را به محل استقرار آن ها ببرند.يكي از كودكان مورد تجاوز قرار گرفته وقتي نمي تواند فرد ديگري را براي تجاوز در اختيار محمد افشين قرار دهد برادر سه ساله خود را در اختيار آن ها قرار مي دهد.محمد افشين كه با نام «ممد آتاري» به اغفال 200 كودك پرداخته بر روي برخي ديوارهاي شهر نام «ممد آتاري» را مي نوشته تا اين كودكان هرگز حضور و ترس از او را فراموش نكنند و راز او را با والدين خود يا ديگران در ميان نگذارند
چريك انلاين

گماشته هاي امنيتي براي سركوب مردم - عكس

براي ارشاد كارگران گرسنه و اخراجي بوشهري
كشتن انسان را كجا باور كنم
صحبت از پژمردن يك برگ نيست
واي جنگل را بيابان ميكنند
دست خون آلود را در پيش چشم خلق پنهان ميكنند
هيچ حيواني به حيواني نمي دارد روا
آنچه اين نامردان با جان انسان ميكنند
صحبت از پژمردن يك برگ نيست
فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست
فرض كن يك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض كن جنگل بيابان بود از روز نخست
در كويري سوت و كور
در ميان مردمي با اين مصيبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانيت است

Monday, December 22, 2008

جنايت اخوندي - فريب متهم به اعتراف كردن و سپس اعدام - ويديو


video

اخوند ايت اله گرامي

جزييات افشا نشده در رابطه با قتل ناصر عبدالهي به وسيله حكومت اخوندي- ويديو و توضيحات

انتشار بخشی از اعترافات متهمین قتل های حکومتی(قتل های زنجیره ای) پاییز ۱۳۷۷ خورشیدی مرزپرگهر افشا می کند:برگزیده پرونده ی قتل های حکومتی

برای گرفتن طلاق از شوهر معتادم مجبور به سکس با آخوند قاضی رئیس شعبه شدم
ویدئو کوتاه از ریاکاری و فریبکاری آخوند_۱۰ ثانیه
یک آخوند جمکرانی در حال دختر بازی
فیلم کامل آخوند گلستانی به مدت ۱۵ دقیقه--+18
ویدئو حاج هلالی: مداح اهل بیت در حال خانوم بازی
ويديو كوتاه اخوند خاتمي فريبكار و دختر جوان-20 ثانيه
التماسهاي دختري براي رهايي از دست ماموران
-ويديوبر اين صحنه خون بايد گريست ـ

ويديوفقر در مجاورت نيروگاه اتمي بوشه

-مروري بر 30 سال جنايت جمهوري اسلامي در 3 دقيقه
- ..التماسهاي دختري براي رهايي از دست ماموران
وضعيت اسفبار زنان فروخته شده ايراني در افغانستان - ويديو

..ويديوتجاوز به دختري توسط اخوند محمودي رييس حوزه علميه و پسر امام جمعه ورامين

-ويديواخوندي با ذهن و فكر خبيث -
videoعاطفه سحاله اعدامی ۱۶ ساله _2
videoعاطفه سحاله اعدامی ۱۶ ساله _2
video(1)عاطفه سحاله اعدامی 16 ساله
ويديو كوتاه لخت شدن يك زن در اعتراض با طرح مبارزه با بد حجابي-15 ثانيه
وضعيت اسفبار زنان فروخته شده ايراني در افغانستان - ويديو
ويديو كوتاه از كودكان كار كه بجاي درس خواندن و بازيهاي كودكانه مجبور به كار هستند
ويديوتن فروشي از فقر و بي پناهي
- ويديودر افشاني برادر حزب الهي در توجيه توحش شلاق
-ارشاد دختري به وسيله سربازان مقام عظما به بهانه بد.

احساس خمینی در بازگشت بعد از پانزده سال دوری از ای
..جمهوري اسلامي و اموزش عملي توحش به كودكان-عكس
ويديو كوتاه لخت شدن يك زن در اعتراض با طرح مبارزه

اثار شكنجه بر روي جنازه زنده ياد اكبر محمدي - عكس

گذری اجمالی بر خانواده دیکتاتور ایران
به ياد شهيد راه ازادي زنده ياد اكبر - ويديو

حکومت جنایت و مرگ پرستی‌ _ویدئو

ويديو كوتاه شلاق زدن در ازادترين كشور جهان

از تخت بيمارستان تا جوخه مرگ جمهوري اسلامي-عكس

من هم دوست داشتم كه در كلمبيا(دانشگاه)صحبت مي كردم.

..شعار مرگ بر ديكتاتور دانشجويان در شانزده اذر
تخريب قبرستان بهاييان قايمشهر از تهديد تا اجرا در

Sunday, December 21, 2008

توصيه امنيتي مهم براي كاربران اينترنتي

سعي نماييد به جاي يا هو ميل از جي ميل استفاده كنيد چون اطلات در ياهو قابل دسترسي و خواندن است با تنظيمي ساده در جي ميل امنيت ايميل خود را تضمين كنيد به شكل زير
settings /general/browser connection/always use https/save changes
با انتخاب گزينه بالا خيلي بيشتر احساس امنيت كنيد چون كسي قادر به خواندن اطلاعات حتي در صورت دسترسي نخواهد بود
چون اطلاعات غير از گيرنده حقيقي براي ديگران بصورت رمزي مشاهده خواهد شد

خودكشي كارگر شركت مخابرات راه دور شيراز از فقر - ويديو


video

بعد از ماهها عدم دريافت حقوق خود را حلق اويز كرد

انتشار فيلم حريم خصوصي مردم توسط ماموران نيروي انتظامي - ويديو

video

برای گرفتن طلاق از شوهر معتادم مجبور به سکس با آخوند قاضی رئیس شعبه شدم
ویدئو کوتاه از ریاکاری و فریبکاری آخوند_۱۰ ثانیه
یک آخوند جمکرانی در حال دختر بازی
فیلم کامل آخوند گلستانی به مدت ۱۵ دقیقه--+18
ویدئو حاج هلالی: مداح اهل بیت در حال خانوم بازی
ويديو كوتاه اخوند خاتمي فريبكار و دختر جوان-20 ثانيه
التماسهاي دختري براي رهايي از دست ماموران -
ويديوبر اين صحنه خون بايد گريست

ـ ويديوفقر در مجاورت نيروگاه اتمي بوشهر-

مروري بر 30 سال جنايت جمهوري اسلامي در 3 دقيقه - و...
التماسهاي دختري براي رهايي از دست ماموران - ويديو
وضعيت اسفبار زنان فروخته شده ايراني در افغانستان -...

ويديوتجاوز به دختري توسط اخوند محمودي رييس حوزه علميه و پسر امام جمعه ورامين -

ويديواخوندي با ذهن و فكر خبيث - ويديو
تن فروشي از فقر و بي پناهي - ويديو
در افشاني برادر حزب الهي در توجيه توحش شلاق - ويدي..
.ارشاد دختري به وسيله سربازان مقام عظما به بهانه بد..

احساس خمینی در بازگشت بعد از پانزده سال دوری از ای...
جمهوري اسلامي و اموزش عملي توحش به كودكان-عكس
ويديو كوتاه لخت شدن يك زن در اعتراض با طرح مبارزه ... .

تخريب قبرستان بهاييان قايمشهر از تهديد تا اجرا در

فعال كارگري و زنداني سياسي با دستبند به تخت بيمارستان زنجير شده است - ويديو

video

در ازادترين كشور جهان يعني حكومت فاشيست جمهوري اسلامي كارگر و هموطن مظلوم و بيگناه كرد را به جرم دفاع از حقوق خود و كارگران گرسنه مثل جانيان به تخت زنجير مي كنند و دزدان و مافياي اقتصادي و سياسي سران حكومت در حال برج سازي در كانادا و صادرات زنان و دختران و خارج كردن اثار باستاني و اجساد موميايي به خارج از ايران و تغذيه تروريستها مشغولند به كدام جرم بايد زندان و شكنجه و تحقير شود درحالي كه در فقر زندگي ميكند حقوقش كم است به موقع حتي اين حقوق كم را دريافت نمي كند جرمش جز شرافت و ازادي خواهي چيست؟

Saturday, December 20, 2008

در ازاي لقمه ناني شرافت رنگ مي بازد- عكس

البته اگر از اول شرافتي وجود داشته باشد
چگونه ديكتاتوري جمهوري اسلامي شرافت و انسانيت برخي ايرانيان را به چالش كشانده است

اخرين عكسي كه از زنده ياد اكبر محمدي در حال انتقال به زندان اوين گرفته شد

ياد و خاطره اش جاويدان باد
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دارست
با ریشه چه می کنید ؟
گیرم که بر سر این بام نشسته در کمین پرنده ایی
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید ؟
گیرم که میزنید . گیرم که میبرید . گیرم که میکشید
با رویش ناگزیر « جوانه » چه می کنید ؟
اگر چه صد ساله مرده ام
به گور خود خواهم ایستاد
که بر کنم قلب اهرمن
زنعره های آنچنان خویش

شب يلدا بر تمامي ايرانيان مبارك باد

بد ححابي بد است مگراينكه ....- عكس

پوستر تبليغاتي اخوند رفسنجاني

مدیر بنیاد علوی در آمریکا بازداشت شد

خزانه داری آمریکا

خزانه داری آمریکا به دنبال ضبط دارایی های ایران در آمریکاست
پلیس فدرال آمریکا (اف بی آی) رئیس ایرانی بنیاد علوی را در ارتباط با پرونده ضبط دارایی های به گفته آمریکا متعلق به بانک ملی ایران در شهر نیویورک، بازداشت کرده است
اف بی آی می گوید فرشید جاهدی، رئیس بنیاد علوی، قصد نابود کردن مدارک مربوط به این پرونده که باید به دادگاه ارائه می شد، را داشته است
وکیل فرشید جاهدی یا خود او هنوز به این اتهام به طور رسمی واکنش نشان نداده اند
بنیاد علوی پیش از انقلاب ایران به بنیاد پهلوی شهرت داشت. این بنیاد در حال حاضر از زیر مجموعه های بنیاد مستضعفان است
بنیاد علوی مالک 60 درصد سهام یک ساختمان 36 طبقه معروف به ساختمان شماره 650 در خیابان پنجم در شهر نیویورک است
دولت آمریکا می گوید 40 درصد سهام این ساختمان به طور غیر مستقیم از دارایی های بانک ملی ایران است و درصدد مصادره آن برآمده است
وزارت خزانه داری آمریکا روز پنج شنبه (17 دسامبر) شرکت آسا مستقر در نیویورک، را متهم کرد که به نمایندگی از سوی بانک ملی ایران به اقدامات غیر مجاز در آمریکا دست زده است و برای ضبط دارایی های آن پرونده ای را به جریان انداخت
در جریان تحقیقات درباره این پرونده است که ماموران اف بی آی رئیس بنیاد علوی را در نیویورک بازداشت کردند و پرونده ای علیه وی به راه انداختند
هنوز روشن نیست که رئیس این بنیاد به قید وثیقه آزاد شده باشد
بی بی سی

اطلاعیه حزب مرز پرگهر در مورد ربوده شدن اسماعیل جعفری خبرنگار بوشهری


گماشتگان امنیتی حکومت در اداره اطلاعات استان بوشهر با یورش به منزل اسماعیل جعفری وی را با خود به مکان نامعلومی منتقل نموده اند اسماعیل جعفری خبر نگار شجاع بوشهری که در انعکاس خبر های مربوط به مشکلات بوجود آمده توسط رژیم اشغالگر حاکم بر ایران در بوشهر نقش عمده ای بر عهده داشته است در پی انعکاس عکس های تظاهرات کارگران شرکت دریائی صدرا توسط اطلاعات بازداشت و به ۵ ماه زندان محکوم گردید. در حالی که حکم به تازگی به وی ابلاغ گردیده بود و انتظار می رفت که وی بتواند از حق تجدید نظر خود استفاده نماید متاسفانه بار دیگر با یورش نیروهای اطلاعات استان بوشهر به مکان نامعلومی انتقال یافته و تلاش خانواده وی جهت اطلاع از وضعیت وی تا کنون بی نتیجه مانده است
حزب مرز پرگهر به تمامی مراجع حقوق بشر هشدار می دهد که مسئولیت سلامتی و جان وی بر عهده ی جمهوری اسلامی می باشد
حزب مرز پرگهر ضمن ابراز نگرانی شدید از وضع سلامتی نامبرده از تمامی مراجع حقوق بشر و سازمان های سیاسی جهت آزادی وی درخواست کمک می نماید
مرگ بر جمهوری اسلامی

Friday, December 19, 2008

گزارش تصويري از تخريب سقف ارامگاه كوروش به دست ميراث فرهنگي

در 26 آبان ماه خبرگزاری مهر خبر از تخریب سقف آرامگاه کوروش در جریان مرمت این بنا داد. مسئولان سازمان میراث فرهنگی و مدیر بنیاد پژوهشی پارسه در حالی این خبر را تکذیب کردند که مستندات موجود تصویری خود روایت صادقی است تا افکار عمومی در خصوص مرمت یا تخریب بودن اینگونه رفتار با میراث فرهنگی کشور به قضاوت بنشینند
تصویری از مستندنگاری نمای شمالی آرامگاه کوروش در سال 1381 که توسط بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد تهیه شده است. چنانکه ملاحظه می کنید تمامی قسمتهای آرامگاه حتی کتیبه های یادگاری با روش " فتوگرامتری دستی " با مقیاس 1/1 در همان زمان ثبت شده است
تصویری از نحوه جابجایی سنگهای سقف آرامگاه کوروش که در آن بکارگیری از شیوه ها و ابزار ابتدایی و غیر حرفه ای در جریان مرمت این اثر جهانی کاملاً مشخص است. چنانکه در عکس ملاحظه می کنید نحوه بکارگیری اهرم فلزی برای جابجایی سنگ موجب صدمه به سنگهای زیرین و خراش و خسارت آنها شده است

همانطور که در تصویر می بینید گروه مرمت آرامگاه کوروش اقدام به فولادگذاری در دل سنگهای این اثر تاریخی ثبت شده جهانی کرده است. برخی از کارشناسان علم مرمت معتقدند که این فولادگذاریها بی مورد است و باعث ایجاد پدیده "پیش تنیدگی" در سنگهای سقف آرامگاه می شود و در دراز مدت به علت نوسانات حرارتی و اختلاف چگالی باعث بوجود آمدن ترکهای مخربی در سنگ می شود و در صورت رسیدن رطوبت به آنها و دچار شدن به پوسیدگی، اثر باستانی به شدت تهدید می شود

نمونه سیمان به کار رفته در سنگهای آرامگاه و روش احیای بستهای فلزی که در آن از سیمان استفاده شده است


در این تصویر استخوانی را می بینید که هنگام مرمت سقف و در حین تخریب بتون سقف و حرکت به سمت فضاهای خالی در درون سقف پیدا شده است. برخی از کارشناسان با توجه به فرضیه احتمال دفن کوروش در سقف آرامگاه احتمال می دهند که این استخوان به هر حال می توانسته با این موضوع ارتباطی داشته باشد. سئوالی که این کارشناسان مطرح می کنند این است که آیا درباره این استخوان مطالعاتی انجام شده است؟ این استخوان الان کجاست؟ آیا این استخوان نمی توانسته فرضیه دفن کوروش در سقف آرامگاه را تقویت یا حتی رد کند؟


تصویر گویای همه چیز هست. بجای تراش دادن علمی و اصولی سنگی جدید، سنگ تاریخی بنا را که از قدمتی چند هزار ساله برخوردار است با شیوه ای کاملاً غیر علمی تراش داده و تخریب کرده اند. تراشه هایی که ملاحظه می کنید متعلق به قطعه سنگی از بدنه آرامگاه است

گویا سنگ تاریخی 2500 ساله سقف بنای آرامگاه با ابتدایی ترین شیوه ها شکسته شده و براده های آن بر روی زمین قابل مشاهده است. خدا کند اینگونه نباشد

تصویر دیگری که نشان می دهد که سنگهای سقف آرامگاه به صورت پلاک کار شده است و گویا زیر آن را با ملاط ماسه و سیمان پر شده است

استفاده از چکش بادی برای سوراخ کردن سنگ سقف آرامگاه یکی دیگر از مواردی است که کارشناسان امر مرمت را به واکنش و انتقاد نسبت به نحوه مرمت سقف آرامگاه کوروش واداشته است. چرا که این چکشها به عنوان ابزار ضربه زننده قوی (شوک سنگین به سنگ در زمانی کوتاه) باعث فرود آمدن ضربات مخرب و شدید بر بدنه سنگ و باز شدن ترکها و ریز ترکها در سنگ می شود

تخریب بخشهای دیگری از سقف. همانطور که در تصویر می بینید سنگ 2500 ساله سقف آرامگاه با ابزار و شیوه ای کاملاً غیر علمی تراشیده شده است
چنانکه در تصویر می بینید کارگر مرمت (که قاعدتا باید کارشناسی متبحر و ویژه باشد!) با استفاده از ابزار ضربه ای بسیار مخرب ( چکش بادی ) بخشهایی از سنگ سقف آرامگاه را تخریب و سوراخی را به منظور تعبیه میلگرد فلزی در دل سنگ ایجاد کرده است. این موضوع در حالی اتفاق می افتد که به دلیل پیامدهای مخرب ناشی از تعبیه فولاد در دل سنگ، بکارگیری چنین شیوه ای در مجامع علمی از سوی کارشناسان به شدت نهی می شود

تصویر دیگری از نحوه مرمت یا تخریب سنگهای اصلی سقف آرامگاه. تراشه سنگ تاریخی در پایین تصویر قابل مشاهده است. کارشناسان معتقدند که این شیوه در مرمت یک اثر باستانی امری کاملاً منسوخ است و حتی اگر بکار بردن سنگهای جدید در قسمتهای مورد مرمت ضروری می نمود هرگز نباید سنگ تاریخی تراش داده می شد. بلکه باید از سنگهای مطابق با الگوی مورد نیاز استفاده می شد

ترکهای دیگری که بر پیکره آرامگاه قابل مشاهده است. کارشناسان می گویند این ترکها در اثر استفاده از ابزار سنتی و غیر علمی در مرمتهای اخیر آرامگاه بر بدنه آن ایجاد شده است


از جمله مواردی که مدیران بنیاد پارسه در جریان مرمت آرامگاه کوروش بر آن تأکید دارند موضوع " گلسنگ زدایی " از بدنه آرامگاه است که در اثر رطوبت محیطی دائماً بر روی سنگهای این اثرتاریخی تاثیرات مخرب خود را اعمال می کنند. در حالیکه مدیران بنیاد پارسه معتقدند بدنه آرامگاه کاملاً " گلسنگ زدایی " شده است، برخی کارشناسان امر مرمت می گویند این شیوه " گلسنگ زدایی " کاملاً غیر علمی و برای این اثر باستانی به شدت خطرناک است. چرا که گلسنگ دارای "هاگ" هایی است که این روش موجب گسترش آن در تمام سنگهای بدنه تاریخی می شود. کارشناسان امر معتقدند که برای مقابله با این پدیده طبیعی باید پس از مطالعات تخصصی راهکارهای غیر مخرب را شناسایی و پس از وصول اطمینان و آزمایش در محل آن را بر روی بدنه اثر باستانی اعمال کنیم
با این همه چنانکه در تصویر می بینید، کار " گلسنگ زدایی" در بدنه آرامگاه با کاردک، برس پلاستیکی و تیغ آهن بری انجام شده است و این شیوه از " گلسنگ زدایی " باعث می شود سطوحی که فاقد " گل سنگ " هستند نیز آلوده به " گل سنگ " شوند

نمونه ای از ترکهای باز شده در آرامگاه کوروش


در این تصویر نمونه ای از نحوه بست های فلزی بکار رفته در مرمت آرامگاه کوروش را ملاحظه می کنید. چنانکه می بینید برای این کار از آهنهای معمولی که دچار زنگ زدگی هم هستند برای احیای بست ها استفاده شده است. کارشناسان امر مرمت بر این نکته تأکید دارند که باید لااقل برای استفاده از بستهای فلزی از آهنهای استیل و روکش دار استفاده شود. از نظر آنها علت این امرنیز چگالی سرب و آهن و وضعیت قرار گیری این بست ها در معرض عوامل جوی است که خطر تاثیرات مخرب ناشی از اختلاف نوسانی حرارتی باعث می شود تا در صورت رسیدن آب به فلز، فلز دچار زنگ زدگی در درون سنگها شود و این امر خطرات غیر قابل بازگشتی برای سنگهای آرامگاه دارد
خبرگزاری مهر در حالی این تصاویر را منتشر می کند که چندی پیش مدیر پایگاه پارسه پاسارگاد از مرمت کارشناسی شده و مناسب سقف آرامگاه کوروش خبر داده و گفته بود : خوشبختانه مرمت سقف آرامگاه کوروش کاملا دقیق و کارشناسی و مبتنی بر اصول علمی و حرفه ای انجام شده است
محمد حسن طالبیان افزوده بود: در مرمت سقف این اثر تاریخی از سنگهای خام مشابه سنگهای به کار رفته در آرامگاه که در محوطه موزه جدید پاسارگاد موجود بود استفاده شده است
بنا بر اظهارات مدیر بنیاد پژوهشی پارسه از آنجا که حدود 50 سال پیش و دوره " علی سامی" مرمتگر از سیمان به جای قطعات سنگی استفاده می شده به مرور زمان سیمان و سنگها از هم جدا شده بودند لذا تصمیم به مرمت آناستیلوز گرفته شد که مرمت به روش استفاده از سنگهای مشابه است و این شیوه بیش از شش دهه است که در تخت جمشید و پاسارگاد انجام می شود
طالبیان می افزاید: مرمتگر سقف آرامگاه کوروش از سابقه ای درخشان در مرمت سنگ برخوردار است و دارای مدرک ممتاز هنری در این زمینه و آموزش دیده ایتالیا است. از این رو کار مرمت آناستیلوز این اثر را کاملا دقیق و اصولی انجام داده است
وی تصریح کرده است به دلیل نفوذ آب باران در سقف آرامگاه کوروش، مطالعات بر روی این سقف از سه سال گذشته آغاز و مستند نگاری این اثر با شیوه های مختلفی از جمله لیزر اسکن، قبل از اقدامات مرمتی صورت گرفت