Thursday, November 26, 2009

اسناد داخلی نایاک (لابی ایرانی – آمریکائی) و تریتا پارسی ـ رقبای احتمالی ما امیر احمدی

انتشار اسناد داخلی نایاک
سری اول از سال 1997 تا 2001

حسن داعی

اولین سری از اسناد داخلی نایاک که در جریان دادگاه بدست آورده ام تقدیم هموطنان میشود. ترجمه فارسی این اسناد به زودی روی سایت قرار میگیرد و از این بابت پوزش میخواهم. متاسفانه به علت مشکلات بی شمار دادگاه و کمبود وقت، قادر به انجام فوری آن نبوده ام.

در این مجموعه به چند سند در مورد راه اندازی و فعالیت های گروه لابی ایرانیان برای همکاری بین المللی نگاه میکنیم. تریتا پارسی این گروه را در سال 1997 راه اندازی کرد که فعالیت اصلی اش لابی در کنگره آمریکا برای برداشتن تحریم های اقتصادی و سیاسی از روی رژیم ایران بود.

چند سند در مورد رابطه تریتا پارسی با باب نی، نماینده فاسد کنگره آمریکا نیز بررسی میشوند. تریتا پارسی از سال 1997 دستیار باب نی بود و این همکاری تا زمان برملا شدن فساد مالی باب نی در سال 2005 ادامه یافت. سرانجام باب نی به دو سال و نیم زندان محکوم شد. بخشی از فساد مالی وی به رشوه گیری از یک دلال اسلحه در لندن مربوط میشد که برای جمهوری اسلامی کار میکرد.

سری بعدی اسناد به ورود تریتا به آمریکا در سال 2001، همکاری با شورای آمریکائی ایرانی امیر احمدی و راه اندازی نایاک مربوط می باشد.

برای مطالعه بخش اول روی این لینک کلیک کنید:

http://www.iranian-americans.com/2009/11/1548.html



اسناد داخلی نایاک و تریتا پارسی (سری دوم)



شروع کار در شورای آمریکائی ایرانی و مهاجرت به آمریکا

تلاش برای راه اندازی یک گروه لابی جدید

راه اندازی نایاک

همکاری مشترک با دو لابیست واشنگتن برای پیشبرد لابی

همکاری مشترک دو لابیست و باب نی با دو قاچاقچی مقیم لندن که برای جمهوری اسلامی کار میکردند

تلاش برای دادن یک چهره انسانی به لابی

تریتا پارسی در نامه محرمانه خود به روی کافی نوشت: "اگرچه هدف اصلی لابی ما برداشتن تحریم ها و باز کردن تجارت است ولی باید در آغاز و بمنظور کسب اعتبار در میان ایرانیان، روی موضوعاتی مثل ویزا یا تبعیض علیه ایرانیان کار کرد. ضمنا باید به لابی خودمان یک چهره انسانی بدهیم."

بخش هائی از نامه تریتا پارسی به روی کافی در اولین سال راه اندازی نایاک:

" به سوی راه اندازی یک لابی ایرانی – آمریکائی

اگرچه وظیفه اصلی این لابی باید بهبود رابطه ایران و آمریکا و برداشتن تحریم ها باشد اما در مرحله اول بایستی روی موضوعاتی کار کرد که حساست کمتری ایجاد میکند مثل مشکل ویزا یا تبعیض علیه ایرانیان.

اگر در آغاز کار روی اینگونه موضوعاتی که بحث انگیز نیست متمرکز شویم، اینکار باعث کسب اعتبار لابی ما در میان جامعه ایرانیان می شود.

برای رفع نیاز های مالی این لابی بایستی به سراغ تاجران ایرانی رفت. اگرچه طرف حساب های اصلی این لابی تاجران ایرانی و آمریکائی هستند اما باید حتما یک چهره انسانی به این لابی و اهداف آن داد. باید توجه داشت که سازمان ایپاک یعنی لابی اسرائیل بخوبی موفق شده تا طرفداران برداشتن تحریم از روی ایران را بعنوان سرمایه داران پر طمعی معرفی کند که حاضرند برای منفعت اقتصادی خود، با یک رژیم تروریستی معامله کنند.

در مقابل، کمپانی های نفتی نیز که در صف اول برداشتن تحریم ها هستند، تاکنون نتوانسته اند به کارزار خود یک چهره انسانی بدهند و مثلا در توجیه فعالیت های خود، از اینگونه دلائل استفاده کنند: "ما برای ایرانیانی که در چنگال رژیم دیکتاتوری ایران هستند نگرانیم" یا مثلا: "تحریم های موجود علیه ایران باعث ویرانی بسیاری از خانواده های آمریکائی شده که شغل خودشان را بخاطر تحریم ها از دست داده اند."

با انسانی جلوه دادن لابی خودمان هم میتوانیم اعتماد جامعه ایرانی را بخود جلب کنیم و هم میتوانیم برای پیروزی در کنگره آمریکا ازآن استفاده کنیم.

کمک مالی

تا کنون، سازمان های ایرانی – آمریکائی برای کمک مالی به سراغ کمپانی های نفتی رفته اند. این استراتژی مثل یک شمشیر دو لبه است. از یکطرف، این کمپانی ها بطور کامل با ما همراه هستند و در این زمینه گشاده دستی لازم را نیز دارند که باید به نمونه شورای امیر احمدی اشاره نمود. اما از طرف دیگر، کمپانی های نفتی وجهه خوبی در میان ایران ها ندارند و باعث بی آبروئی ما در میان این جماعت خواهد شد.

باید حمایت مالی کمپانی های مزبور را محدود کرد مثلا بیشتر از ده درصد در آمد کل لابی نباشد.

باید به سراغ آندسته از بخش های اقتصادی رفت که هم چهره مثبتی دارند و هم آنکه از باز شدن دربهای ایران بروی تجارت و داد و ستد سود میبرند مثل کمپانی موتورولا که از بازار 70 میلیون نفری ایران سود سرشاری خواهد برد. بطور کلی باید توجه داشت که کمپانی هایی که در بخش ارتباطات و کامپیوتر کار میکنند منفعت زیادی در ایران دارند زیرا نیروی کار ایران مجرب ولی ارزان است مثل هند. یا بایستی برای کمک مالی به سراغ کمپانی های ساختمان، آبیاری یا شرکت های نوشابه با شرکت هایی مثل مک دونالد رفت.

رقبای احتمالی ما

شورای آمریکائی ایرانی (امیر احمدی)

این شورا در طول پنج سال گذشته با نفوذ ترین گروه آمریکائی ایرانی در صحنه سیاسی آمریکا بوده است. این گروه توسط هوشنگ امیر احمدی اداره میشود. اما بخاطر روابط امیر احمدی با جناح محافظه کار در ایران، اعتبار شورا خدشه دار شده است. از طرف دیگر، حمایت مالی کمپانی های نفتی نیز کمتر شده و تلاش های امیر احمدی برای جذب جامعه ایرانیان مقیم آمریکا نیز با شکست روبرو شده است.

برای مشاهده مجموعه اسناد به زبان انگلیسی، روی این لینک کلیک کنید

http://www.iranian-americans.com/2009/11/1576.html



منبع: ایرانیان لابی