Tuesday, October 21, 2008

زرتشت _به خشنودی اهورامزدا


، تبار و انديشه ها زَرتُشت ،


زردشت،زردهُشت یا زراتُشت(در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرین‌رنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجان به معنای «ستاره زرین») نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی‌گری یا مزداپرستی و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است. بعضی پژوهشگران بر این باورند که زرتشت در روز ششم فروردین زاده شده ولی درباره تاریخ زایش او دیدگاه‌های فراوانی وجود دارد. برآوردها از ششصد تا چندین هزار سال پیش از میلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه چیچست (ارومیه) در روستای انبی دانسته‌اند. پس از اعلام پیامبری در سن 30 سالگی، زندگی بر زرتشت در منطقه شمال غربی ایران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقی ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسب‌شاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. زرتشت در سن 77 سالگی در روز پنجم دی ماه در نیایشگاه بلخ بدست یکی از تورانیان به نام توربراتور کشته شد.




تبار و خانواده زرتشت




نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فری‌هیم‌رَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَت‌واسْتَرَه، اورْوْتَتْ‌نَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود. یکی از هفت شاگرد اصلی زرتشت به نام مَیدیوماه پسرعموی پیامبر بود. پدر زردشت پروشاسپه ( دارنده ی اسب پير ) و مادرش دوغدو و جد پدريش ( پيترگتراسپه ) نام داشت. زردشت چهار برادر داشت. او سه بار ازدواج نموده بود و زن سومين او که در بخدی ( بلخ ) به عقد او درآمده بود ، دختر ( فره شه و شتره ) برادر جاماسپ ( وزير گشتاسپ .اسب تيز رو) بنام ( هودوی ) بود. زردشت سه پسر و سه دختر داشت که هر يک وظايفی بس عمده بردوش داشتند. به عبارت ديگر پسر ارشد او روحانی ، پسر دوم جنگجو و پسر سوم شبان بوده است. زمان زندگانی زردشت به يقين معلوم نيست ولی به موجب روايات کتب زردشتی وی در حدود سال 660 ق. م بدنيا آمده ، در سن 23 سالگی منزوی شده و در سن سی سالگی ( 630 ) مدعی رهنمايی گرديده و در سن 77 سالگی هنگام هجوم ارچاسپ تورانی در آتشکدهء بلخ بدست توربراتور (براترکرش) تورانی کشته شده است. اما محققان در مورد تاريخ تولد او متفق رای نبوده ، برخی تولد او را در حدود 588 ق. م گفته اند.




خاستگاه و اندیشه زرتشت




از این پیامبر ایرانی‌ در یشت‌های‌ کهن‌ سخن‌ میآید که‌ در (اَریّانَ و یَوچَه‌) در ساحل‌ رود (دائیتی) در سرزمین‌ قبایل‌ ایرانی‌ متولد گردید در (زامیادیشت‌) زیستگاه‌ زرتشت‌ را در ناحیه‌ ئی‌ میداند که‌ در آن‌ دریاچه‌ (کوسَویّ) است‌ که‌ مطابقتی‌ با دریاچه‌ هامون‌ دارد. بهر تقدیر ناحیه‌ (اَریانَّ و یوچَه‌) گاه‌ خوارزم‌ پنداشته‌ می‌شود و گاه‌ آنرا آذربایجان‌ و بعضاً بدلیل‌ مراسمی‌ مذهبی‌ که‌ در ستایش‌ (اَرُدویسورااناهیتا) می‌شود آنرا در سیستان‌ ذکر کرده‌اند. امروز بر این‌ باوریم‌ که‌ گاهان اثری‌ قبل‌ از زرتشت‌ پیامبر محسوب‌ می‌شود تاریخ‌ موجودیت‌ زرتشت‌ را نمی‌توان‌ بطور قطع‌ مشخص‌ نمود که‌ احتمالاً قدمت‌ آن‌ از 1400 سال‌ قبل‌ از میلاد تا 630 سال‌ ق م‌ میدانند. زرتشت‌ از سرزمینی‌ کهنی‌ برخواست‌ که‌ مردمانش‌ آریایی‌یانی‌ بودند که‌ به‌ پرستش‌ چهار رب‌ النوع‌ مشهور بودند 1 میترا یا (میتَر) 2 ورونایا(وَرُون‌) و ایندرا (آندرا) و ناسیته‌ یا (ناستی‌) که‌ استنباط‌ است‌ آنها نمایندگان‌ دو خدای‌ آریائی‌ (اَسورا) یا اهورا و دئوها (دیوان‌) بودند. قبایل‌ ایرانیان‌ قدیم‌ را قبایل‌ (مادای‌) یا ماد و نیز از قبایل‌ پارسوآ یا پاراسیکا میدانند. لذا منشأ خدایان‌ (کاثاها) همان‌ سُوریّ (اسورا) دارگونه (رب‌ النوع‌) آریائی‌ خورشید است‌ بنابر آن‌ (سوُرّی‌) - SURYA - مورد پرستش‌ جنگجویان‌ آریائی‌ بود که‌ هیجده‌ قرن‌ قبل‌ از میلاد آثار آن‌ بجا مانده‌ است‌. سورا خدای‌ آریائیان‌ یا سور که‌ در اوستا (هوْرَ) HVER نام‌ برده‌ شده‌ است‌ در سده چهارده‌ پیش از میلاد در آثار نوشتاری‌ میتانی‌، خدایان‌ آریائی‌ قدیم‌ ودائی‌ یعنی‌ ورونا و میترا و اندرا و ناسیته‌ را می‌بینیم‌ در کاثاها از اَهُورَ به‌ مفهوم‌ خردمند (مزداه‌) MAZDAH و یا مزداه‌ اهور برمی‌خوریم‌ و از (دَیؤَ) DAVA به‌ معنای‌ خدای‌ اهریمن‌. تباین‌ این‌ دو را در ادوار هند و ایرانی‌ قبلاً شرح‌ دادیم‌ که‌ چگونه‌ بر مفاهیم‌ متضاد برای‌ دو قوم‌ هند و ایرانی‌ تبدیل‌ گردید. (سپَنتَامَینیو) نماد اهورائی‌ گوهر پاک‌ نیکوئی‌ و خیر و نور مقدسی‌ پارسیان‌ بود و (انگْرمینیو) نماد اهریمن‌ و شر و ویرانگراست‌ که‌ هر دو جنبه‌ آفرینندگی‌ دارند یکی‌ سازندگی‌ دیگری‌ ویرانگری‌. در نظرگاههای‌ زرتشتیان‌ ابدیت‌ تعاقب‌ بُعد مادی‌ آفرینش‌ است‌. در فلسفه‌ زرتشت‌ (اَشا) قانون‌ طبیعی‌ و قانون‌ الهی‌ و ازلی‌ و ابدی‌ است‌ (اشا) قانون‌ راستی‌ و درستی‌ و داد است‌ هر فعلیتی‌ و هر کنشی‌ چنانچه‌ با قانون‌ (اَشا) همخوانی‌ و سازگار نباشد و راستی‌ و درستی‌ آن‌ بر عدالت‌ و دادخواهی‌ نیانجامد از قانون‌ (اَشا) خارج‌ است‌ (اَشا) درون‌ پویائی‌ و برون‌ پویائی‌ تکامل‌ را به‌ جهان‌ عرضه‌ میدارد. گفتار نیک‌ و انديشه ی نیک‌ و کردار نیک‌ سه‌ اصل‌ اهورائی‌ است‌ که‌ در تارپود قوانین‌ زیستن‌ بشریت‌ ارمغانی‌ جز جاودنگی‌ ندارد. زرتشت‌ آزادی‌ و اختیار را گزینشی‌ برای‌ مردم‌ میداند. بهره‌ کار هر کس‌ همانست‌ که‌ انجام‌ می‌دهد جبری‌ برای‌ اشخاص‌ نیست‌ نیکی‌ اشخاص‌ جز بهره‌ئی‌ از نیکوئی‌ و شر اشخاص‌ جز شری‌ برای‌ وی‌ نخواهد بود. داد اهورائی‌ خدشه‌ناپذیر است‌ و نیکی‌ و شرارت‌ اصالت‌ دارند


آزادی در زرتشت




آزادی بخش مهمی از اشا هست. اين آزادي به انسان پروانه(اجازه) ميدهد كه اگر بخواهد بر پايه ی قانون اشا در راه پيشرفت جهان به سوي رسايي كار كند ويا آنكه بر خلاف قانون اشا كار كرده خود را از راستي بيگانه كند. آزادي ارزشمند ترين داده اهورايي است .كه در والاترين جلوه ي خود به ريخت آزادي انديشيدن و آزادي گزينش دين زير بناي گاتاهاست . اهورامزدا آدمي را در انديشيدن رايزني به خرد و پذيرش يا رد دين آزاد گذاشته است ودر عين حال از روي دادگري هشدار داده است آنان كه به بدي گرايند بر پايه ی قانون اشا دچار اندوه و افسوس خواهند شد و آنان كه به دنبال خوبي بروند به خوشبختي و شادي ميرسند. گروهي از روي اختيار (طوعا)در برابر(قوانين تشريعي)او تسليمند وگروهي بي اختيار (كرها)در برابر (قوانين تكويني)او. پل دوبروي زرتشت شناس پرآواز ه ی فرانسوي مينويسد: "هيچ برگه اي از كتابهاي تاريخ نمي تواند گواه دهد كه يك نفر به زور به انديشه زرتشت وارد شده باشد اگر جز اين بود زماني كه ايرانيان امپراتوري جهاني درست كرده بودند هند.مصر.يونان.تمام خاور ميانه ونيمي از افريقا زرتشتي شده بودند" (پل دوبروي .تاريخ فلسفي زرتشت .پاريس 1984 رويه 110) دريافتم كه انديشي رسا از تست .خرد جهان افرين از تست واي خداوند جان و خرد اين نيز از تست كه جهانيان را اختيار داد وراه نمود كه اگر بخواهند به راستي گرايند ويا دروغ را برگزينند (گاتاها .يسناي 31 بند 9)




تقليد و پيروي كوركورانه در دين زرتشت نيست:




بهترين گفته را با گوش بشنويد وبا انديشه روشن بنگريد سپس هر مرد و هر زن از شما از اين دو راه نيكي و بدي يكي را برای خود برگزينيد. (30-2) اي خداوند خرد .هنگامي كه در آغاز از منش خويش زندگاني و وجدان و خرد آفريدي .آنگاه كه توانايي كار كردن و سخن گفتن بخشيدي خواستي تا هر كس آزادانه دين خود را برگزيند. (گاتاها.يسناي 31.بند 11) ايرانيان فرهنگ ژرفي كه زرتشت به وجود آورد را در ميان ملتهاي فرمانروايی گسترش دادند و در اين راستا نخستين قانون حقوق بشر(فرمان آزادي) را به نگارش در آوردند زرتشت به آنان آموخته بود كه ( راستي وابسته به هيچ كشور .مردم ونژادي نيست)